مهاجرت‌های داخلی، زخمی که ناسور می‌شود

مهاجرت، پدیدهی دیرپایی است که ریشهدر مقاطع زمانی گذشته داشته و برخاسته از بحران‌های اجتماعی، نابسامانیهای مختلف و به اهداف متفاوتی صورت می‌گیرد.

در گذشته این مسأله در حوزه‌ی بیجا شدن از وطن پدری و اقامت گزیدن در کشور بیگانه مطرح و قابل بحث بود، ولی امروزه این پدیده، ابعاد و زوایای گوناگونی به خود گرفته است. یکی از ابعاد نامیمون مهاجرت، بیجاشدن در فضای داخلی کشورهاست که دارای عوامل متعدد، ابعاد گوناگون، زوایای گوناگون و پیامدهای متفاوت بوده است.

افغانستان اما به دلیل افزایش شهروندان مهاجر خویشتن و اینکه در رأس فهرست کشورهای مهاجرفرست قرار دارد، یکی از بسترهای قابل بحث برای بررسی ابعاد مهاجرت، جلوگیری از آن و عوامل این پدیده به شمار می‌آید. وزارتی تحت نام مهاجرین به همین منظور ایجاد گردیده است تا راهبردهای لازم مقابله با این پدیده را تهیه، تدوین و با مشارکت سایر ارگان‌های مرتبط به اجرا بگذارد.

این وزارت، هفته‌ی گذشته راهبردی را رونمایی کرد که در ظاهر امر، اهتمام وزارت امورمهاجرین را به مسأله و پدیدهی مهاجرت نشان میداد، ولی تأمل روی موارد مهم و کلی این راهبرد حکایت از آن دارد که راهبرد تهیه‏‌شده بسی ناقص، کارشناسی ناشده و ناتمام است. زیرا در راهبرد وزارت مهاجرین، تنها به بیجاشدگان داخلی به دلیل ناامنی توجه شده و به آن عده از بیجاشدگان تمرکز شده است که به نحوی شکل زندگی خیمهنشینی یا کلبهگرایی را اختیار نموده اند. بازگشت این مهاجران به مناطقی که فعلاً مورد تهدید جنگ، ناامنی و بی ثباتی بیشتر قرار دارند، رسیدگی به وضعیت آنان به محلهای مقصد یا محل اسکان موقتی و از جمله راهکارهای پیشنهادی این وزارت است که برای تهیه این طرح از موسسههای خارجی، کمک نیز دریافت گردیده است.

این درحالی است که مهاجرت‌های داخلی تنها به این بخش خلاصه نشده و ابعاد مهمتر آن عوامل بزرگتر و مهم‌تری نیز دارند که راهِ حل آن نیز نیازمند برنامهریزی کلانتری میباشد. بیجا شدن در حوزه و فضای داخلی یا مهاجرتهای درونی به‏‌خصوص در بخش انتقال جمعیت روستایی به شهر، به‌‏ویژه کلانشهرها یکی از چالشهای مهم در کشورهای درحال توسعه یا حداقل درحال تحول است است که افغانستان نیز در زمرهی اینگونه کشورها قرار دارد.

حاشیه‌‏نشینی و افزایش جرایم اجتماعی، جمعیت انبوه و غیرقابل کنترول، فشار ترافیک، کاهش کنترول‌های اجتماعی غیر رسمی با مشارکت اجتماعی به علت تضعیف روابط همسایگی، خانوادگی و خویشاوندی، ‌تقابل سنت و تجدد در جهت کمرنگ شدن سنتهای و ارزشهای کهن، ‌بی‏‌هویتی و رفتار جمعی از نوع انبوه خلق، گُم‌نامی‌، بلاتکلیفی، ‌غیرقابل پیش بینی بودن رویدادها و از بین رفتن قیدوبندهای غیر رسمی کنترول اجتماعی که از ویژگی‏‌های ذاتی توسعه‏‌ی شهرنشینی و یک توده‏ی وسیع جمعیت در کلان‏‌شهرهاست، امروزه به صورت محسوس آن در شهرهایی همانند کابل مشاهده میشود به نحوی که پیامد مهاجرتهای روستا به شهر یا بیجا شدن در فضای داخلی است.

به نظر میرسد این بخش مهم از مهاجرتهای داخلی جایگاه بس خالی در راهبرد وزارت امور مهاجرین داشته و در برنامهریزیهای کلان دولتی نیز توجه شایانی به آن نشده است. اما باید توجه داشت که مهاجرتهای روستایی در کشور ما به زخمی مبدل شده است که در صورت عدم توجه به التیام آن، ناسوری دیگری در تن تبدار این جامعه خواهد شد آنچه واضح است بیکاری پنهان، شرایط نامساعد اقتصادی و اجتماعی، محدودیت زمین، عدم دسترسی به مشاغل معتبر، متکی بودن بر کشاورزی، ‌سیاست‌های توزیع ناعادلانه و نبود سرمایه‌‏گذاری‌های منطقه‌ای‌، تمرکز امتیازات در دست عده‌ای محدود، تمرکز مردم در فعالیتهای غیرکشاورزی و پایین بودن کیفیت فعالیت‌های روستاییان‌، ناهماهنگی ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و روانی، اختلافات قومی، قبیلهای و خانوادگی، عدم امنیت اجتماعی در مناطق روستایی، دسترسی بهتر به امکانات بهداشتی و درمانی در شهرها‌، تمرکز فعالیتهای فرهنگی در شهرها، حضور دانش فنی و فن‌‏آوریهای کارآ در شهرها، حضور سرمایههای خارجی و تأثیر آن روی عوامل جذب کننده، ‌حاکمیت ارزشهای اجتماعی نوین و آزادیهای نسبی در شهرها از عوامل مهاجرتهای روستایی در سایر کشورها بوده و این عوامل در کشور ما نیز از شدت و حدت همیشگی برخوردار بوده است.

لذا باید توجه داشت که مهاجرتهای داخلی تنها به راهبرد مقطعی وزارت امور مهاجرین قابل حل نیست، بل باید رویکرد کلی توجه به توسعه به نحوی فراهم شود که توسعهبه صورت یک‏جانبه و در ساحهی شهرها اعمال نگردد تا روستاییان با احساس نابرابری و طمع دست یافتن به امکانات بهتر، تراکم جمعیتی شهرها را به حد انفجار رسانده و پیامدهای فوق را بر کشور تحمیل نمایند.

به نظر میرسد اقدام‏‌های موثر در این راستا نیازمند بازنگری در برنامهریزیهای کلان کشوری بوده و باید از طریق برنامههای عمرانی، توسعه‌‏ی اقتصادی متوازن شهرها و روستاها و همچنین توسعهی متوازن در سطح ولایتها اعمال گردد. مد نظر گرفتن تمامی اقشار و گروهها در برنامهریزیهای کشور، تهیه و اجرای توزیع امتیازات و امکانات معیشتی در سطح برابر در مناطق گوناگون شهری و روستایی، تهیه، تدوین و اجرای طرح جامع ملی برای اسکان کم درآمدها در مناطق مناسب و نظارت مستمر بر اجرای طرحهای عادلانهی توسعه اقتصادی و فراهم‌‏آوری زمینههای سرمایهگزاریهای کوچک در نقاط گوناگون کشور، از جملهی این راهکارها است.

بدون شک، هرگاه پدیدهی مهاجرت داخلی به عنوان یک معضل فراگیر و در حال گسترش مد نظر گرفته نشده و در برنامههای کلان کشوری مورد توجه قرار نگیرد، در درازمدت به چالشی تبدیل خواهد شد که جلوگیری از آن کار ساده و آسانی نخواهد بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده