موادمخدر، فراتر از هراس‌افکنی

با گذشت هر روز، نگرانی از افزایش کشت، قاچاق و ترانزیت مواد مخدر افغانستان تشدید یافته و به همان اندازه این معضل تحت تأثیر رخدادهای دیگر در برنامه ریزی‏ نهادهای بین‏المللی رنگ می‏بازد.

درحالی‏که همسایه‏های منطقه و مسئولان جهانی از گسترش این پدیده علی‏رغم حضور جامعه جهانی در افغانستان و اذعان براینکه مواد مخدر یکی از پشتوانه‏های اصلی هراس‌افکنی جهانی است؛ اما دردمندانه که مسوولیت‌پذیری در این عرصه اندک است. جامعه جهانی به رهبری ایالات متحده امریکا و سازمان پیمان ناتو که یازده سال پیش شعار محو هراس‌افکنی و تأمین ثبات و تحقق توسعه را در افغانستان سر دادند، اکنون اما از بسیاری عرصه‏ها پا پس کشیده اند.هفته گذشته در نشستی درخصوص مبارزه با مواد مخدر در مسکو، مسوول مبارزه با مواد مخدر ایالات متحده امریکا به صراحت گفت که مسوولیت مبارزه با مواد را باید به خود افغانستان مرتبط دانست، کما اینکه جوزف دانفورد، فرمانده عمومی ناتو در افغانستان در نشست مسأله‏ختم جنگ را مسوولیت نیروهای افغانستان پنداشت و دخالت جناح سوم را نادرست خواند.

جالب این است که هراس‌افکنی که خاستگاه اصلی آن پاکستان و بستر مانور آن افغانستان است، در آغاز حضورنظامی غرب در افغانستان مسوولیت اعضای پیمان ناتو خوانده می‏شد، ولی معلوم نیست که بیرون کشیدن رخت آنان از ورطه‏ی مبارزه با مواد مخدر و ختم جنگ چه توجیهی دارد؟

این درحالی است که تزریق درآمدهای هنگفت تریاک سالانه صدها هزار دالر را به جیب مافیاها می‏ریزد و کسب عاید چهارصدمیلیون دالری طالبان از این رهگذر در سال گذشته به صورت مسلم ثابت شد.

با این حال، دل بستن به ایجاد ائتلاف فراتر از محیط افغانستان برای مبارزه با این پدیده روز به روز حالت ناامید کننده‏ای را پیدا می‏کند و به همان میزان، معضلات این پدیده‏ی مرگ آفرین دامن تعداد زیادتری در کشور آلوده ساخته و هزاران شهروند کشور را به کام مرگ تدریجی سوق می‏دهد. وجود بیش از یک و نیم میلیون معتاد در آمارهای رسمی ثبت شده اند؛ اما تردیدی نیست که رقم فراتر از آمار اعلام شده در رسانه‏ها است. این بلای زندگی سوز تنها در محیط افغانستان منحصر نمانده و دامان شهروندان زیادی از جمع کشورها همسایه را نیز به شدت در آلایش خویش فرو برده است.

موقعیت خاص ژئوپولوتیک و ؤئواستراتژیک افغانستان موجب شده که این کشور در سال‌های اخیر به عنوان معبری ویژه برای قاچاق مواد مخدر تبدیل شود و همین امر نگرانی‌های زیادی را در بین کشورهای منطقه از جمله ایران، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی به همراه داشته است.روسیه یکی ازقربانیان بارز این پدیده است. با توجه به گزارش دفتر مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد، نزدیک به یک چهارم هروئین تولید شده در افغانستان، که حدود 90 تن برآورد شده است از طریق آسیای مرکزی قاچاق شده است و از این مقدار 75 درصد آن وارد روسیه شده است.

همین امر نیز باعث گردیده است تا روسیه بیش‏ از هرکشوری با رشد فزاینده‏ی کشت تریاک در افغانستان مخالفت ورزیده و هر ازچندگاهی، کوتاهی و کم‏کاری جامعه جهانی را در این خصوص نکوهش نمایند. اوایل هفته گذشته در نشستی که به همین مناسبت در مسکو برگزار گردید، علی‏رغم اینکه نماینده امریکا از قبول مسوولیت در این عرصه شانه خالی نمود، ویکتورایوانف، رییس سازمان مبارزه با مواد مخدر روسیه، مبارزه با این پدیده را نیازمند ایجاد ائتلاف‏ قدرتمند جهانی پنداشت؛ امری‏که با استقبال وزیر مبارزه با مواد مخدر افغانستان، ضرار احمد مقبل قرار گرفت.

با این حال پرسش این است که چرا انگیزه و عزم جدی برای مبارزه با این پدیده‏ی نامیمون و مرگ آور وجود ندارد؟

پاسخ روشن با قراین مشهودی که به نظر می‏رسد این است که این تجارت پرسود محور تأمین منافع حلقه‏های زیادی در درون و بیرون از افغانستان است. سعی و تلاش این حلقه‏های پرقدرت که برخی از آنان مهره‏ها و عناصر اصلی ساختارهای حکومتی را نیز شامل می‏شود، مانع از تحقق اهداف منطقه‏ای ملی و جهانی در این خصوص می‏گردد.

مافیای مواد مخدر با گستره‏ی بزرگ و دایره‏ی وسیع خویش چنان گلوگاه‏های تصمیم گیری را در اختیار خویش گرفته اند که بسان لابی‏گران زیرزمینی همواره برای تضعیف ذهنیت‏های مبارزه با مواد مخدر به کوشش‏های همه جانبه شان ادامه می‏دهند.

با این وجود به نظر می‏رسد مبارزه هدفمند با این پدیده نیازمند یک سیاست واقع‏بینانه‏ای است که باید قضایای پیچیده‏ی سیاسی، اجتماعی و امنیتی مرتبط با این پدیده را با هم و به شکل جامع مدنظر قرار داد. به یقین که چنین خط مشی در دستور کار حکومت کنونی به شکل جدی آن وجود ندارد و از همکاسه بودن برخی از عناصر حکومتی با مافیای مواد مخدر نیز بارها سخن گفته شده است.

بنابراین، ضروری است تا یکی از خطوط اساسی و راهبردی نظام سیاسی آینده – که اگر بگذارند از فلترانتقال قدرت سالم عبور نماید- باید این مسأله باشد که ائتلاف قدرتمند جهانی علیه مبارزه با این پدیده آغاز گردد و تردیدی وجود ندارد که چنین عزم و اراده در پرتو تصمیم‏های قاطع و مدیریت سالمی صورت می‏گیرد که متأسفانه افغانستان در شرایط کنونی فاقد چنین ظرفیتی می‏باشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده