مواد افیونی، تجارت وخیانت

پیش از این، گزارش می‏شد که افغانستان مقام اول تولید و ترافیک مواد مخدر در جهان را دارد اما در گزارش جین لوماهیو، رئیس اداره مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل متحد که در مصاحبه با روزنامه گاردین چاپ بریتانیا در هفته‏‌های اخیر منتشر شد، گفته شده که عرضه مواد مخدر افغانستان در سال 2013 بیشتر از تقاضای بازارهای بین‏‌المللی بوده است. به تازگی هم وزارت دفاع امریکا (پنتاگون) در گزارشی به کنگره این کشور، مواد مخدر افغانستان را تهدیدی برای امریکا مطرح کرده و اعلام نموده که دومیلیارد هزینه اختصاصی ایالات متحده برای مبارزه با موادمخدر درافغانستان، ظاهراً به درستی مصرف نشده و مبارزه با این پدیده بجایی نرسیده است.

این گزارش‏‌ها در ذات خود تکان‌دهنده و حاوی یاس و ناامیدی اند زیرا کشوری که سرشار از معادن طبیعی و ذخایر زیرزمینی است در حال حاضر آغشته به تولید و قاچاق موادی است که استفاده از آن، اعصاب مصرف‏‌کننده را از کار می‏‌اندازد و سرانجام باعث اضم‌حلال و نابودی وی و در نتیجه اعتیاد جامعه بشری می‏شود اما پرسش اصلی این است که تولیدکننده و انتقال‏‌دهنده این مواد افیونی کیست و سود سرسام‏‌آور آن به جیب کی و یا کی‏‌ها سرازیر می‏شود؟!

برای پاسخ این پرسش، چاره‏ای جز رجوع به داده‏‌های اطلاعاتی منابع معتبر نیستیم. از جمله این منابع، می‏توان به پایگاه انترنیتی گلوبل ریسرچ که مرکز آن درکانادا است، اشاره کرد.

در 26 قوس سال جاری در این پایگاه انترنتی، گزارشی منتشر شد که براساس آن سازمان استخباراتی امریکا(سیا) سالانه مبلغ 50 میلیارد دالر از ترافیک مواد مخدر افغانستان سود به دست می‏آورد.

گلوبل ریسرچ به نقل از مرکز تحقیقات جهانی مونترال در توضیح این مسأله نوشته که ممنوعیت تولید مواد مخدر از سوی طالبان منجر به آغاز دوره‏ای از کمبود هیروئین در اروپا در اواخر سال 2001 شد.

اما بعد از حضور نیروهای بین المللی درافغانستان این ماد به گونه‏‌ی سرسام‏‌آوری ازدیاد یافت.

یک روزنامه‏‌نگار کانادایی نیز در مقاله‏‌ای با عنوان «امپریالیسم پُست مدرن » نوشت که در دو سال عملیات سیا در افغانستان، مناطق مرزی پاکستان و افغانستان به بزرگترین تولیدکننده هیروئین جهان تبدیل شدند.

به نوشته او تولید موادمخدر در افغانستان از 185 تن در سال 2001 تقریبا 33 برابر شد و در سال 2006 به 6100 تن افزایش یافت. در سال 2007 ، افغانستان تقریباً 93 درصد هیروئین جهان را تولید کرد.

مقایسه دوره طالبان با پس از سیزده سال از سقوط این گروه، به گونه‏‌ای شده که اگر در آن زمان خشخاش و هیروئین در بازارهای اروپایی کم یافت شده بود، اکنون و در دوره حضور نیروهای خارجی در افغانستان، عرضه این مواد در بازارهای جهان ازجمله اروپا بیشتر از حد تقاضا شده است و این، جز اعلام یک فاجعه و ناکامی مطلق برای نیروهای بین‏‌المللی در افغانستان معنای دیگری نمی‏توان برای آن متصور شد.

در همین گزارش گلوبل ریسرچ به سابقه ده‏‌ها ساله سازمان سیا در قاچاق موادمخدر اشاره و گفته شده که این مواد با هواپیماهای خصوصی ایرامریکا توسط سیا از کشورهای جنوب شرق آسیا جابجا و سپس به بازارهای غربی سرازیر می‏شد. در شرایط کنونی نیز اگر گفته می‏شود که این مواد سر از بازارهای کانادا، امریکا و اروپا درآورده است، نشان از آن دارد که جز قاچاق‌بران بین‏‌الملل غربی که به گونه‏‌ای مستقیم یا غیرمستقیم دستی در آستین سازمان‏‌های استخباراتی ونظامیان غربی در افغانستان دارند و می‏توانند این مواد را در گستره وسیع و جهانی توزیع و قاچاق نمایند، کسان دیگری قادر به این کار نیستند.

بنا براین، بسیار مضحک به نظر می‏رسد که مقام‏‌ها در پنتاگون در گزارش خود به کنگرس از تهدید بودن موادمخدرافغانستان برای امریکا سخن می‏زنند و یا اعلام می‏دارند که دومیلیارد دالر هزینه‏‌شان برای نابودی خشخاش افغانستان به هدر رفته است در حالیکه منابع معتبر تحقیقاتی از 50 میلیارد سود برای اداره استخباراتی امریکا خبر می‏دهند و سی‏ان‏ان نیز به نقل از گوردن داف، سردبیر نشریه وترنز تودی، نیز قبلاً اعلام کرده بود که مدیریت قاچاق موادمخدر افغانستان را نظامیان انگلیسی برعهده دارند و سالانه بیش از یک صد میلیارد دالر سود به دست می‌‏آورند.

برخی منابع هم سود حاصل از خشخاش افغانستان را تا 500 میلیارد دالر اعلام کرده اند. با این وصف چگونه می‏توان باور کرد که خشخاش افغانستان تهدیدی برای غربی‏‌ها و به‏‌خصوص امریکا است جز آنکه اذعان کرد مواد افیونی افغانستان تجارت پرسودی برای غرب و خیانت بزرگ در حق مردم افغانستان است.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده