میراث‌های فرهنگی، هویت فراموش‏‌شده

بیستم ماه حوت روز حفاظت از میراث‌های فرهنگی بود، روزی‌ که به تصویب شورای وزیران کشور درج تقویم شده و جزیی از مناسبتهای رسمی و ملی به حساب می‌آید.

این مناسبت ملی به مناسبت سالروز تخریب مجسمه بودا در بیستم ماه حوت 1379 توسط رژیم منحط و تاریک‏فکر طالبان نامگذاری شده و می‌طلبد تا اولتر از همه به این اثر ارزشمند و باشکوه تاریخی و به ولایت باستانی بامیان منحیث یک پارک ملی توجه بیشتر و بهتری شود. اما از تاریخ بیست و نهم مارچ که تصمیم تخریب این آثار شکوهمند توسط رژیم طالبان گرفته شده و سرانجام در یازدهم مارچ این تصمیم خطرناک عملی شد، تاکنون ما شرمندهی بودا باقی مانده‏ایم و گویا این اثر به گفتهیکی از فلمسازان معروف ایران (محسن مخملباف) از شرم فرو ریخت. شرم از بی‏توجهی و عدم شایستگی مسئولان و نهادهایی که قدرنشناسی آنان موجب عدم رسیدگی به آثار باستانی و فرهنگی کشور شده است. امسال نیز هیچ بزرگداشت و یادبودی از این مناسبت ملی صورت نگرفت و کماکان، جایگاه خالی بودا نظاره‏گر سکوت دولتمردان ما در این خصوص بود.

قاعده براین است تا مناسبتهای ملی، سکویی برای حرکت به سوی یک اقدام عملی در پرتو راهبردهای راهبردی باشد، ورنه نامگذاری صرف هیچ سودی و ثمری را در بر نخواهد داشت. مناسبت حراست از میراث‌های فرهنگی متأسفانه در زمرهآن روزهایی قرار گرفته است که یک مناسبت میانتهی را با خود یک کشیده و تأثیر شگرفی بر اقدام‏‌های جدی نهادهای رسمی دولتی نگذاشته است.

هرچند به لحاظ قانونی حفظ و حراست از میراثهای فرهنگی، وجیبه و مسئولیت هریک از شهروندان کشور به شمار آمده و به موجب ماده‌‏ی دوم «قانون حفظ آثار تاریخی و فرهنگی»، آثار تاریخی و فرهنگی کشور متعلق به مردم افغانستان بوده و مظهر سهم‌گیری ایشان در سیر تکامل میراث‌های فرهنگی عموم بشریت می‌باشد. حفظ آثار فرهنگی و تاریخی وظیفه‌ی دولت و مردم افغانستان است.

از جانب دیگر هرگونه آسیب و صدمه به آثار تاریخی و فرهنگی در قوانین رسمی کشور جرم شمرده شده و اقدام جزایی در برابر آن قابل اعمال است. در ماده 74 قانون «قانون حفظ آثار تاریخی و فرهنگی» تذکر رفته است: «شخصی‌که عمداً آثار تاریخی و فرهنگی را تلف کند یا به آن صدمه برساند، افزون بر جبران خساره به حبس مقرر در قانون محکوم می‌گردد». بر بنیاد ماده‌ی 344 قانون جزای افغانستان نیز اتلاف آثار باستانی عمل مجرمانه بوده و مرتکب آن مستوجب مجازات می‌باشد.

با این وجود، متأسفانه سیر تخریب، قاچاق و عدم توجه به میراثهای فرهنگی کشور از دیرباز تاکنون ادامه داشته و اکنون نیز به نحوی این بی‏‌توجهی ادامه دارد.

قاچاق و فروش آثار باستانی کشور که در زمانهای جنگ و نابسامانی سیاسی کشور به شدت رواج یافته و بیش از صدها قلم به خارج از کشور برده شد، زمانی روزگار سیاهش را بیشتر شاهد بود که رژیم منحط و سیاه طالبان بودای باستانی را در بامیان به توپ بسته و منفجر کردند. این اثر ارزشمند و باشکوه که قرار بود در دوران حکومت پس از طالبان به کمک جامعه جهانی و کشورهایی که انگیزه کمک را داشتند بازسازی و مرمت شود تاهنوز هم در سایهبی‏‌توجهیهای حکومت و نهادهای مرتبط جایگاه خالی‏اش برجسته به نظر میرسد و بسیاری از بسترهای باستانی و میراثهای فرهنگی نیز در غربت شدیدی به سر میبرند.

این درحالی است که میراثهای فرهنگی، هویت پرافتخاری به شمار میآیند که منسوب به گذشتهی تاریخی بوده و نشاندهندهی عظمت و ابهت یک اقلیم و ساکنان یک سرزمین است. خوشبختانه افغانستان از این لحاظ، جایگاه بلندی در جهان داشته و نقاط زیادی از کشور دارای میراثهای ارزشمند تاریخی‏اند که رسیدگی به هرکدام از آن‏ها، بستری را به ارمغان خواهد آورد که بتواند منبع مهم فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی گردد.

امروزه بسیاری از کشورها که فاقد جذابیتهای جهان‌گردی‏اند با ایجاد فضاهای مصنوعی و جذاب موجب جلب توجه جهان‌گردان دنیا گردیده و از این بابت عواید سرشاری را به دست می‏آورند. اما کشور ما علیرغم اینکه بسترهای جالب، جذاب و دیدنی را در خود داشته و میراثهای فرهنگی ارزشمندی را در خود جای داده است، تاکنون نتوانسته بازدیدکنندگانی را به پای این دیدنیهای تاریخی بکشاند.

شکی نیست که این ناتوانی در نهادهای مرتبط مربوط به ساختار کلی نظام و سیاستهای نارسای دولت در سطح عمومی آن برمی‌گردد. زیرا برنامهریزی در راستای حراست از میراثهای فرهنگی و تبدیل آن‏ها به فرصتهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نیازمند طرحهای کلان راهبردی در سطح کلان دولتی است. این همان چیزی است که متأسفانه دستگاه اجرایی دولت کنونی فاقد آن بوده و کارکردهایی از این دست به منزلهحلقه‌ی مفقوده در کارنامهی نظام سیاسی کشور مشاهده میشود.

بنابراین، میتوان اذعان نمود که میراث‌های فرهنگی کشور به مثابهی هویت ارزشمندی است که از نظر حکومت کنونی به فراموشی سپرده شده و این خصلت سیاسی یک نقیصهی جدی در کارنامه‌ی آن به شمار میآید. با این حال امیدواری براین است تا مناسبت ملی حفظ میراثهای فرهنگی سرآغازی باشد برای یک حرکت ملی در سطح حکومت و ملت برای ایجاد فرصتهای طلایی در سطوح مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تا حاصل و ثمرهی این میراث ارزشمند نصیب عموم مردم شده و برگ افتخاری در هویت ملی به حساب آید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده