میز مذاکرات صلح با نمایندگان گمنام!

اوایل هفته گذشته بود که خبر برگزاری نشست صلح افغانستان در ترکیه در صفحه‌های رسانه‌ای نقش بست و بارقه‎ی امیدی را در دل شهروندان افغانستان ایجاد کرد. میزی که در ترکیه برای مذاکرات صلح افغانستان چیده شد، انتظاری را ایجاد کرد تا شاید روزنه‌ای برای رفع چالش‎های امنیتی باشد، به همین دلیل با استقبال نهادهای مردمی و پارلمانی مواجه شد. اما سوگمندانه که این امید چندان طولانی نشد و خیلی زود روشن شد که  پشت آن میز کسی از نمایندگان دوجانب اصلی مصالحه حضور ندارد. این مسأله را هم ارگ ریاست جمهوری و هم سخنگوی گروه طالبان برملا ساخت.

در پی آن، شماری از رسانه‎های خارجی در گزارش‎های جداگانه از این نشست سه روزه، درباره گفت‎و‎گوهای صلح بین طالبان و دولت افغانستان مطالبی را منتشر کردند که «عدم توافق خاص» و «نبود پیشرفت در امکان ایجاد تفاهم»، مفاد اصلی این مطالب بودند.

شیرینی اندک ناشی از این مذاکره مبهم، درحالی با خبر رد ارگ و طالبان به کام مخاطبان افغانستان تلخ شد که «عباس بصیر» مشاور ریاست جمهوری در امور «محیط زیست» و «همایون جریر» یکی از افراد نزدیک به «گلبدین حکمتیار» رهبر حزب اسلامی از چهره‎های آشنایی بودند که ادعای نمایندگی دولت را در میز صلح ترکیه داشتند.

اما تمام نگرانی‌ها متمرکز براین مسأله است که نشست‌های سمبولیک و صوری مشابه به آنچه در ترکیه اتفاق افتاد، در روند صلح بی ثمر افغانستان سابقه‌ی دیرینه دارد. پیش از این نیز شخصی به عنوان نماینده مخالفان مسلح وارد ارگ ریاست جمهوری شده و با گرفتن مبالغ هنگفت از دفترحامدکرزی؛ رئیس جمهور پیشین به پاکستان برگشته بود. یا اینکه عامل انتحاری به بهانه مذاکره وارد دفتر رئیس شورای عالی صلح شده و خودش را انفجار داده بود. موارد مشابه دیگری نیز اتفاق افتاده بود که هرکدام بی باوری مردم را نسبت به این روند بیش‌تر ساخت. در نشست ترکیه نیز اخبار مشابهی به نشر رسید. از جمله اینکه در برخی از صفحات اجتماعی یکی از حاضرین در نشست ترکیه که طرف طالبان نشسته بود، فرد مرتبط به حزب اسلامی گلبدین حکمتیار معرفی کردند که مالک یک موتر فروشی در شهر پیشاور است و هیچ ارتباط با طالبان نداشته است.

این نکته که مسئولیت نشست را هیچ یک از طرف های اصلی برای تحقق صلح بر عهده نگرفته است در محافل سیاسی و اجتماعی افغانستان به شکل گسترده بازتاب یافت و پرسش‌های متعددی را برانگیخت. اینکه حاضرین در استانبول چه کسانی بودند و پشت این پرده چه ‎گذشت و برگزاری این نشست که دو طرف دعوا از آن ابراز بی اطلاعی کردند؛ چگونه پا گرفته و قرار است برای چه کسانی سود داشته باشد؟

هیچ‌کدام از این سوال‌ها اما هنوز پاسخ روشنی نیافته و البته نباید این نکته را نادیده گرفت که متداول است در مذاکرات اولیه برای حل هر بحرانی ابتدا رایزنی و نشست‌های غیر رسمی میان دو طرف یا نمایندگان شان انجام می‎شود و وقتی چارچوب مذاکره روشن شد، جلسات رسمی برای تدوین توافقنامه تشکیل می‎شود.

از سوی دیگر، سکوت حاکم بر منطق سیاست‎مدارانی که بر مسند حاکمیت یا جایگاه مصالحه نشسته اند، بیش‎تر از پیش مرموز بودن این مذاکره را دامن زد. سخن نگفتن رئیس جمهورغنی در این خصوص و عدم اعلام موضع محمدکریم خلیلی؛ رئیس شورای عالی صلح راجع به این مسأله، دو پهلو بودن اظهارات رسمی دولت افغانستان را نشان داد. زیرا گمان نمی‌رود یک مشاور محافظه‎کار رئیس جمهور، بدون اخذ دیدگاه رسمی ارگ به چنین نشستی حاضر شود. یا هم اینکه حداقل نهادهای همسو با حکومت و کسانی چون همایون جریر، بدون اینکه با جریان رسمی قدرت در ارتباط باشد، چنین میزی را ترتیب داده و در آن حضور یابد.

بنابراین، آنچه در این میان اهمیت فراوانی دارد این است که حکومت باید هرگونه روندی را که در پیش می‎گیرد، نباید در لفافه‎ انجام دهد و در شفافیت کامل به اطلاع مردم برساند تا همگان بداند که پشت پرده‎ی سیاست‌های کلان و کلی حکومت در مقام مصالحه با مخالفان مسلح چه می‎گذرد. شکی نیست که اگر روندهای مبهم و نامعلوم مثل گذشته نتیجه‎ای را در پی نداشته و بهره‎ای را به دنبال نخواهد داشت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده