نام از بدخشان، کام از سودجویان

به گزارش خبرگزاری جمهور، نیروهای ارتش ملی در ولایت بادغیس برای همدردی با قربانیان حادثه منطقه‏‌ی آب‏باریک شهرستان ارگوی ولایت بدخشان، به آسیب‏‌دیدگان این حادثه کمک‏‌های مالی و تدارکاتی کردند.

مقام‏‌های لوای سوم ارتش ملی در بادغیس می‏گویند که آنان با پرداخت یک روز معاش خود به بازماندگان قربانیان این حادثه، کمک نقدی کرده‌‏اند.

گفته شده که معاش یک‏‌روزه‏‌ی سربازان لوای سوم که دارای حدود ۵ هزار نیرو می‌باشد نزدیک به ۲ میلیون افغانی است که این مبلغ به آسیب‏‌دیدگان حادثه بدخشان کمک می‏شود.

در همین حال، شماری از افسران ارتش ملی در ولایت بادغیس پرداخت معاش یک‏‌روزه خود برای آسیب‏‌دیدگان حادثه‏‌ی طبیعی ولایت بدخشان را مسئولیت خود دانسته و می‏گویند که این کار هر فرد افغان است تا به هموطن و برادر افغان خود در وقت ضرورت همکاری کند.

کارمندان اداره امنیت ملی نیز قبل بر این، بخش قابل توجهی از معاش خود را به مردم بدخشان کمک کرده بودند.

از ولایات هرات، غور، هلمند، فراه و نیمروز هم تیم‌‏های مردمی به همکاری مقام‏‌های محلی کمپاین‌های جمع‏‌آوری کمک‌های نقدی و تدارکاتی را برای آسیب‏‌دیدگان ولایت بدخشان راه‏‌اندازی کرده‏‌اند. از این دست حرکت‏‌ها طی روزهای اخیر در سراسر افغانستان و حتی خارج از کشور، شکل گرفته است.

با این‌همه، تردیدها و ابهام‏‌های زیادی در زمینه‏‌ی آمار کشته‏‌‍شدگان فاجعه‏‌ی طبیعی اخیر در بدخشان نیز وجود دارد. شماری از مقام‏‌ها گفته‏‌اند که آمار ارائه شده از سوی مقام‏‌های محلی درست نیست و ظرفیت روستایی که زیر آوار شده فراتر از ۵۰۰ نفر نبوده است.

یک مقام دولتی ادعا کرد که آمار ارائه شده در مورد قربانیان حادثه شهرستان ارگو بیش از حد اغراق‏‌آمیز است و به گفته وی، این آمار نهایتاً به بیش از ۴۵۰ نفر نخواهد رسید. در این میان، ابهام‏‌ها در این خصوص افزایش می‏‌یابد و به دنبال انتشار عکسی از مقام‏‌های محلی و مرکزی در محل وقوع رویداد که خشم و انزجار عمومی را برانگیخته است، پرسش‏‌ها در خصوص انگیزه‏‌ی انتشار آمار ضد و نقیض از این رویداد نیز افزایش می‏‌یابد.

پرسش نخست این است که آمار ارائه شده بر اساس چه معیاری اعلام شده است؟ در هیچ نقطه از کشور، سرشماری دقیق جمعیت صورت نگرفته است و اگر این امر به یک روستای دورافتاده در یک شهرستان صعب‏‌العبور و محروم از همه خدمات دولتی و رسمی در بدخشان مربوط شود، جدیت این مساله افزایش مضاعف پیدا می‏کند.

در این میان شماری از کارشناسان، احتمال دخالت انگیزه‏‌های شخصی در بزرگنمایی رقم قربانیان این رویداد را دور از امکان ندانسته و تاکید کرده‏اند که بزرگ‌نمایی آمار قربانیان در رویدادهای این چنینی همواره یکی از شگردهای مورد استفاده مقام‏‌های محلی برای جلب کمک‏‌های نقدی و غیرنقدی بیشتر است تا از رهگذر آن، منافع شخصی خود را تامین کنند.

نکته‏‌ی دیگر در مورد فاجعه‏‌ی اخیر بدخشان افزایش بی‏رویه آدرس‏‌هایی است که برای جمع‏‌آوری کمک‏‌های مردمی در نقاط مختلف افغانستان و چه بسا سراسر جهان ایجاد شده است. نهادهای گم‌نام و نوظهوری ایجاد شده و جوانان با تشکیل گروه‏‌های ۴-۵ نفری دست اندرکار جمع‏‌آوری کمک‏‌های مردمی‏ اند.

هیچ منبعی برای هماهنگی این کمک‏‌ها وجود ندارد و به نظر می‏رسد هرکس به سهم خود و از مجرایی که خود ایجاد و ابداع کرده، در کار جمع کردن کمک است.

این امر با وجود آنکه از یکسو حس تحسین مردم را برانگیخته و نشانگر تقویت احساس انسانی و ملی‏گرایی مردم نسبت به برادران و خواهران بدخشانی تلقی شده است از جانب دیگر، تردیدهایی را هم در پی داشته است.

بدخشان ولایتی سردسیر است و منطقه‌‏ای که حادثه در آن واقع شده، صعب‌‏العبور می‏‌باشد و امکان برقراری ارتباطات تلفنی هم میسر نیست. همین امر، این پرسش را ایجاد کرده است که آیا کمک‏‌هایی که به نام بدخشان جمع‌‏آوری می‏شود به راستی به مردم بدخشان می‏رسد یا نه به کام سودجویان ریخته می‏شود؟‌

بروز این پرسش‌‏ها، اکنون ضرورت این امر را تقویت کرده است که به جای آنکه همه در اندیشه جمع کردن کمک‌‏های مردمی باشند، یک عده نیز محور و مجرایی را برای هماهنگی کمک‏‌ها و استفاده بهینه و عادلانه از آن‏ها ایجاد کنند تا هم پاسخگو باشد و هم کار بهتری برای آسیب‌‏دیدگان انجام دهد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده