ناکامی امریکا در سه بحران منطقه

روزنامه‏‌ی روسی نیزاویسیمایا گازیتا با اشاره به این موضوع که برنامه‏‌ی امریکا برای حل و فصل بحران عراق شکست خورده و نوری مالکی، نخست‏‎وزیر این کشور پیشنهاد جان کری را در مورد ایجاد دولت نجات ملی با مشارکت سنی‏ها رد کرده، نوشت:«این سیاست باعث شده امروز قبایل سنی دوش به دوش داعش با ارتش عراق بجنگند و کردها اعلام بی‏طرفی کنند

از سوی دیگر اوباما از کنگره خواسته پانصد میلیون دالر برای مسلح کردن مخالفان رژیم سوریه اختصاص دهد و کری به احمد جربا، رهبر آن‏ها اطمینان داده می‏تواند به نقش‌‏آفرین مهمی تبدیل شود و داعش را نه تنها از سوریه که بل عراق بیرون کند. لجربا در پاسخ اظهار داشته نیروهایش به کمک بیشتری نیاز دارند چون باید همزمان هم علیه داعش و هم علیه اسد بجنگند.با توجه به این که گفت‌‏و‏گوها در ریاض برگزار شده، می‏توان گفت واشنگتن به نوعی پیشنهاد عربستان را پذیرفته است. همین مسأله واکنش فوری ایران و سوریه را به همراه داشته و نیروی هوایی سوریه شهر مرزی قائم عراق را که به دست جنگجویان افتاده بود هدف بمباران قرار داد و نشان داد دمشق و تهران آمادگی کمک فوری به بغداد را دارند.

ضمناً تصاحب چهارصد میلیون دالر توسط داعش در عراق و کمک پانصد میلیونی امریکا به جنگجویان، هیچ نوید خوشی برای حکومت اسد ندارد.

در جنوری امسال دومین کنفرانس حل و فصل مشکل سوریه که به ابتکار واشنگتن و با حمایت مسکو برگزار شده بود شکست سختی خورد و حتی یادداشت تفاهم مقدماتی هم امضا نشد.

هدف اصلی این نشست، تنظیم توافقنامه مربوط به دولت انتقالی بود که دمشق جلو آن را گرفت و در عوض به مخالفان سوری و حامیان مالی آن‏ها پیشنهاد کرد تلاش‏‌هایشان را در مبارزه با داعش و سایر سازمان های هراس‌‏افکن هماهنگ کنند.

روسیه از این پیشنهاد حمایت و امریکا با آن موافقت کرد ولی مخالفان سوری بی‏درنگ آن را رد و نظریه تردیدآمیزی مطرح کردند که بر بنیاد آن فقط یک دولت دمکراتیک می‏تواند خشونت را مهارکند.

ولی باید گفت، مسأله اصلی چیز دیگری است: با توجه به نام گروه حکومت اسلامی عراق و شام مشخص است که این سازمان برای تخریب هلال شیعی عراق – سوریه – لبنان ایجاد شده که در سال 2003 در خاورمیانه پدیدار شده است.

درست به همین علت هدف اصلی مخالفان و سعودی‏‌ها در سوریه هم‏چون گذشته جنگ با دولت بشار اسد است.به بیان دیگر حمله کنونی داعش به عراق پیامد مستقیم خودداری کنفرانس ژنف 2 از بررسی پیشنهاد دمشق در مورد هماهنگی مبارزه با هراس‏‌افکنان است و درحالی که واشنگتن این حقیقت را درک نمی‏کند، مسکو، تهران، دمشق و بغداد به خوبی متوجه آن هستند.

با توجه به این مسأله که تجربه هر دو کنفرانس ژنف نشان داد همزمان بودن عملیات تغییر رژیم و سرنگونی هراس‏افکنی هیچ تطابقی با هم ندارند، به نظر می‏رسد واشنگتن باید اشتهای خود را کم کند و پیشنهاد دمشق را در مورد برگزاری کنفرانس ژنف 3 به منظور تنظیم مکانیسم هماهنگی پاکسازی خاک سوریه و عراق از هراس‌‏افکنان و البته بدون تلاش برای تغییر رژیم‏‌های حاکم در این کشورها بپذیرد.

ولی به منظور رسیدن به این هدف واشنگتن باید یکی دیگر از اشتباه‏‌های خود را هم اصلاح کند که به اوکراین مربوط می‏شود. جمله معروف ویکتوریا نولاند در مورد این که اروپا باید به جهنم برود روز 28 جنوری یعنی همان موقعی بیان شده که کاخ سفید متوجه شکست کنفرانس ژنف 2 شد و فهمید روسیه چه در خاورمیانه و چه در اوکراین توجهی به خواسته‏‌های آن نشان نمی‏دهد و بازی خود را به جریان گذاشته است، بعد کاخ سفید بازی خود را به منظور سرنگونی یانوکوویچ به اجرا گذاشت.

جرج فریدمان، مدیر آژانس تجزیه و تحیلی استارتفور 11 فبروری امسال پیش‏‌بینی کرده بود اوکراین حامی غرب، مشکل راهبردی بزرگی برای روسیه ایجاد خواهد کرد و امکانات این کشور برای مشارکت در امور سوریه و ایران کاهش خواهد یافت. در چنین شرایطی مسکو باید روی اوکراین تمرکز کند. این اقدام بسیار خوبی است ولی اصلاً معلوم نیست چنین طرحی چگونه عمل می‏کند چون امکانات مخفی روسیه در اوکراین به مراتب از امکانات امریکا بیشتر است.

شکی نیست که وزارت خارجه امریکا و شخص ویکتوریا نولاند حتی در کابوس هم نمی‏‌دیدند که انقلاب نارنجی جدید منجر به از دست دادن کریمه و وقوع قیام در جنوب شرقی اوکراین شود. به این ترتیب همزمان سه بحران سوریه، عراق و اوکراین در جریان است و اصلاً معلوم نیست واشنگتن چگونه می‏تواند از تار عنکبوتی که حاصل سیاست صدور دمکراسی است رها شود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده