نقش کلیدی فرهنگ‌در توسعه همه‌‏جانبه‌

چنانچه که گفته شد برای توسعه در ابعاد مختلف، توسعه فرهنگی ضرورت اولیه است، اما توسعه فرهنگی هم کار آسانی نیست و این مهم زمانی طولانی، مراحل مختلف و اقدامات جدی را می‌‏طلبد . هم اکنون در جامعه افغانستان، توسعه فرهنگی با موانع و چالش‏‌های فراوانی مواجه است.

برخی از موانع توسعه از دید این قلم، گزینه‏‌های ذیل می‏‌باشند:

الف:‌عوامل درونی

1 – تقدیرگرایی سنتی: تقدیرگرایی در جوامع سنتی تاثیرات فراوان دارد. افرادی که تحت تاثیر جذبه‏‌های سنتی و قبیله‏‌ای زندگی می‏‌کنند، مسائل و مشکلات را به تقدیر می‏‌سپارند بدون اینکه خود در جهت حل مشکل و موانع زندگی تلاش کنند. تقدیر در برخی از جوامع آن‌چنان در اذهان نهادینه می‏شود که به یک پدیده مقدس تبدیل می‏‌شود که هر حرکتی بر علیه آن، انزجار عموم را به دنبال می‏‌آورد. تقدیرگرایی سنتی دست و پای انسان را بسته و اعتماد وی را می‏‌ستاند. این مسئله یکی از موانع توسعه فرهنگی پنداشته می‏شود.

2 – تجددستیزی: این موضوع هم در کشورهای در حال توسعه ( ایران، پاکستان، ترکیه … ) و هم در کشورهای سنتی قبل از مرحله در حال توسعه مثل افغانستان، سومالیا و… جود دارد. در این جوامع اغلباً تجدد حتی به شکل مثبتش در راستای سعادت آدمی تبیین نمی‏‌شود، بل آن فقط به دلیل اینکه جدید است و قبلاً وجود نداشته است؛ بنیاد برافکن و مخالف ارزش‏‌های سنتی قلمداد می‏شود.

3 – کمبود شناخت علمی: در جامعه‏‌ای که دچار کمبود شناخت علمی است، نقد به معنای واقعی وجود نداشته و تجسس فکری امکان‏‌پذیر نیست. نبود این دو پدیده پیامد منفی عدم تولید علمی را به همراه دارد. در وضعیت فقر علمی، تشخیص خوب از بد میسر نیست و افراد جامعه نمی‏‌توانند تغییرات را مورد ارزیابی قرار دهند.

4 – تضادهای قومی:‌جامعه ی افغانستان دارای ترکیب چندین قومیتی بوده و یکی از مصادیق عینی «درگیر تضادهای قومی» می‏باشد. در جوامع دچار تضادهای قومی، زمینه استبداد به آسانی سامان می‏‌یابد و به تدریج تک‏فکری حاکم می‏گردد و تئوری‏‌های دیگر به حاشیه رانده شده و نقادان نیز یا تنبیه و سرکوب می‏‌شوند و یا بر اثر بی‏‌توجهی نقش شان کم‌رنگ می‏‌گردد. بنابراین تضادهای قومی، مانعی دیگری در جهت توسعه است.

ب : مانع بیرونی

در این بخش یک گزینه بیشتر وجود ندارد و آن نفوذ حوزه‌‏ی فرهنگی بیرونی بر حوزه‏‌ی فرهنگی داخلی می‏‌باشد. نفوذ فرهنگی از سوی کشورهای متروپول(توسعه یافته) بر کشورهای حاشیه و مصرفی (توسعه نیافته) اعمال می‏‌گردد. از آنجایی که کشورهای مصرفی، الگوی فرهنگی متناسب با اقتضای زمانه را تولید نمی‏‌تواند، لذا تحت تاثیر الگوهای فرهنگی بیرونی قرار می‏گیرد.

جلوه‏‌های نفوذ فرهنگی از این قرار است: مخدوش نمودن فرهنگ بومی، اشاعه ی فرهنگی غالب، ‌جهانی کردن فرهنگ (بی اینکه جهانی شدن را بپذیرند)، مصرف‏گرایی فرهنگی. نفوذ فرهنگی ممکن است با رویکردهای فوق صورت بگیرد و از این طریق مانعی جدی بر سر راه کشورهای توسعه نیافته ایجاد می‏شود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده