نقض حقوق بشر از سوی‌بشر

برخورداری از خدمات اجتماعی، اجباری بودن معارف در مقطع ابتدایی، تمایز قایل شدن بین افراد، نبود امنیت فردی، شکنجه، آزارهای جنسی و جسمی، برابر نبودن در برابر قانون، نبود مراجع دادرسی عادلانه و بی‏‌طرف، ازدواج‏‌های اجباری و دردسترس نبودن امکانات اولیه زندگی مانند پوشاک، خوراک و مسکن برای همه مواردی از اعلامیه ی حقوق بشر هستند که در کشور ما به صراحت نقض می‏گردند.

اما در کنار این موارد که به گونه آشکار نقض می‏شوند مواردی هم هستند که با فشار نهادهای خارجی رعایت می‏شوند: مانند آزادی‏‌های مدنی، آزادی رسانه‏‌ها، آزادی بیان و عقیده، آزادی داشتن شرکت‏‌ها و اتحادیه‏‌های صنفی و هر آنچه از حقوق بشر که به سیاست وابسته است و به سیاست بر می‏گردد، به عنوان نماد حقوق بشر در کشور مراعات شده و حکومت نیز به آن مباهات می‏کند.

در حالی که اعلامیه جهانی حقوق بشر سی ماده دارد و تمام این مواد بر اساس ماده 58 قانون اساسی کشور الزام‏‌آور اند و دولت باید در راستای تامین اهداف حقوق بشر گام‏‌های محکمی را بر می‏داشت اما اگر دولت زمینه رعایت اعلامیه حقوق را از نظر پذیرش قانونی فراهم کرده ولی در عمل آنچه که باعث رنج می‏باشد نبود تضمین اجرایی قانون می‏باشد.

همه شهروندان و همه انسان‏ها درهرکجا که باشند باید از خدمات اجتماعی یکسانی برخوردار باشند.همه انسان‏ها باید سواد بیاموزند و زمینه سواد و درس خواندن برای شان باید به یکسان فراهم گردد. خدمات صحی باید به همه به طور برابرقابل دسترس باشد. همه باید در برابر قانون به یک چشم نگریسته شوند. وکیل، وزیر و رئیس در صورتی که خلافی را مرتکب می‏شوند باید مانند یک فرد عادی به خلاف و جرم شان رسیدگی صورت گیرد. رفاه، حق همه انسانها است. گرسنه نماندن و بی‏سرپناه نبودن حق همه انسان‏ها است و همه این موارد جزئی از اعلامیه جهانی حقوق بشر می‏باشند که دولت‏‌های متعهد را وادار به رعایت و یا زمینه‏‌سازی برای رعایت آن‏ها می‏‌سازد.

اما در کشور ما وضع چگونه است؟ همه روزه شواهد و قراینی به دست می‏آید که نشان می‏دهند که در کشور ما حقوق بشر چه در سطح کوچک و چه در سطح بزرگ نقض می‏گردد. بسیاری ازمردم هنوز با این قانون آشنایی ندارند و از آن فقط برداشت‏‌های سطحی، شتاب‏‌آلود و گمراه‏‌کننده دارند. برخی تصور می‏کنند حقوق بشر آمده تا زندگی آن‏ها ازهم بپاشد؛ زندگی که چندان از نظر عاطفی و اصول یک زندگی خانوادگی سالم بنا نشده اما با توسل به انواع خشونت و فشارهای روحی و روانی پا برجاست اما ممکن است هر آن از هم بپاشد. مردم و شاید بسیاری از نهادهایی که در این رابطه مصروف اند فقط همین واژه حقوق بشر را درک کرده اند اما این که چه مواردی شامل آن است و اصلاً این قانون چه است و چه اصول و الزام‏‌هایی را بر هر فرد و جامعه و دولت وارد می‏‌آورد، گم است .کمیسیون حقوق بشر یک نهاد مستقل وغیرسیاسی است و تمام فعالیت‏‌هایش باید بی‏‌طرف باشد و در آن هیچ گونه تبعیض و تمایزی نباشد و حتا تفاوت قایل شدن بین افراد، نقض روشن و آشکار حقوقی می‏باشد که در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر درج شده است.

سیاست در کشور ما به گونه‏‌ای رقم می‏خورد که هرچیز وهرکسی را تحت تاثیر منفی خود قرار می‏دهد. حتا کمسیونی که از سوی سازمان ملل متحد برای پیشبرد اهداف حقوق بشری حمایت می‏شود و باید به دورازهرگونه تمایز و تفاوت و تضادی فعالیت کند متاثراز جو سیاسی و فسادی است که در کشور وجود دارد. شرایط به گونه‏‌ای است که هر کس به قوم و قبیله و ایل و تبار خود متکی است و اگر در راس نهادی قرار می‏گیرد جز به دستگیری از تبار خویش فراتر نمی‏رود: کاری که خودش به بازی گرفتن حقوق و وجایبی است که متعهد به رعایت آن‏ها می‏باشد.

در حالی که اگر فعالیت‏‌ها از حالت قوم و قوم‌گرایی درهرعرصه عاری می‏گردید و مبنای کار و فعالیت‏‌های هر نهاد، انسان می‏بود و نه قوم و زبان و یا هر عنصری که خارج از اختیار انسان است شاید وضع حقوق بشری ما بهتر از این حالتی می‏بود که درآن به سر می‏‌بریم؛ شاید کودکان کمتری را با انواع کارهای شاقه از جمع آوری زباله گرفته تا گدایی می‏دیدیم؛ شاید افراد کمتری متاثر از خشونت‏‌ها می‏بودند؛ شاید حقوق ما کمتر از سوی خود ما نقض می‏شد و شاید کشور ما برای بار دیگر در صدر فهرست فساد پیشه‏‌گان قرار نمی‏گرفت و صد ها شاید خوشایند دیگر که اینک فقط درآرزویش به سر می‏بریم.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده