ننگرهار، فلوجه افغانستان؟

هفته گذشته خبرگزاری‌ها رویدادها و حوادث فجیعی را از ولایت ننگرهار گزارش نمودند، که برای حکومت و کشور سخت تکان‌دهنده است. طبق این گزارش‌ها گروه هراس‌افکن داعش در ولایت ننگرهار (منطقه کوت) دست به جنایت فجیع و غیرانسانی زده است. گفته می‌شود که داعشیان در این جنایت نزدیک 25 خانه در منطقه‌ی کوت را به آتش کشیده و شماری از شهروندان به شمول زنان را با خود برده‌اند.

چنانچه گزارش‌های به دست آمده از ولایت ننگرهار دقیق باشد، باید گفت که متاسفانه وضعیت آن ولایت سخت تکان‌دهنده و نگران‌کننده است. برخی از گزارش‌ها حاکی از آن است که نزدیک به ۹۵ درصد این ولایت تحت کنترول گروه طالبان و داعش درآمده. گروه‌های یادشده برای تسلط حاکمیت خود و زهرچشم گرفتن از مردم بدترین و خشن‌ترین رفتار را با مردم عادی در پیش گرفته و ظلم و قساوت را به آخرین مرحله رسانده‌اند. بر بنیاد این گزارش‌ها حضور عناصر طالب و داعشی در بیشتر از پانزده ولسوالی ولایت ننگرهار، آن‌هم در چند کلیومتری کابل، نباید ساده و دست‌کم انگاشت. سقوط ولایت ننگرهار که با پاکستان دارای مرز مشترک و طولانی است و از سویی دروازه‌ی ورود به کابل محسوب می‌گردد؛ میتواند برای پایتخت و حکومت سخت خطرآفرین باشد. به تعبیر دیگر ولایت ننگرهار اکنون شرایط و زمینه‌ی یک واقعیت تلخ هم‌چون داستان فلوجه در عراق را برای افغانستان دارد.

حضور عناصر داعشی در ولایت ننگرهار، البته بی‌پیشینه نبوده و زمینه‌های حضور آنان برمی‌گردد به دوره‌ی زمامداری حامدکرزی. از نخستین روزهایی که نشانه‌ها و علایم گروه داعش در کشور و آن هم در ولایت ننگرهار مشاهده گردید هشدارهای جدی در مورد ریشه گرفتن این گروه تبهکار و خطرات احتمالی آن برای کشور و نظام سیاسی گوشزد گردید. اما بی‌توجهی مسئولان حکومت غیرمسئول کرزی و نیز عدم قاطعیت حکومت وحدت ملی در مقابله با این جریان خطرناک و تبهکار سبب گردید که آن گروه روز به روز بر فعالیت‌ها و حضور خویش بیفزاید. هرچند در پی بروز وقایع تکان‌دهنده اخیر در ولایت ننگرهاراز سوی گروه داعش موجب گردید که حکومت و نیروهای امنیتی از خود واکنش سخت نشان دهند و حتا عملیات‌های نظامی و سرکوبگرانه را شدت بخشند، اما واقعیت اساسی آن است که مسأله داعش و خطر آن بیش از این باید جدی گرفته شود. در این مورد حداقل چند دلیل را می‌توان برشمرد:

1 – با ناکامی داعشیان در عراق و سوریه، اینک آنان به دنبال جایگاه و پایگاه بدیل می‌گردند. افغانستان و مناطق ناامن آن به دلیل ضعف یا بی‌توجهی حکومت مرکزی، در نگاه نخست بهترین بدیل به نظر می‌رسد. به‌خصوص این ‌که تمرکز و موقعیت گرفتن آنان در افغانستان موجب خواهد شد که دسترسی‌شان به آسیای میانه و مناطق مسلمان‌نشین چین نیز آسانتر می‌شود.

2 – داشتن مرز طولانی افغانستان با پاکستان به‌خصوص هم‌جواری ولایت‌های ناامن کشور هم‌چون ننگرهار، فرصت مناسبی را برای سازمان استخباراتی پاکستان فراهم می‌‌کند که با استفاده از ضعف امنیتی و ناتوانی حکومت وحدت ملی برای ادامه دست‌اندازی و دخالت‌های خویش، برای نفوذ و استقرار گروه داعش در ننگرهار هرچه بیشتر تلاش ورزد.

3 – رویدادهای گذشته کشور طی سه دهه اخیر نشان داده است که ولایت ننگرهار و شهرجلال‌آباد یکی از نقاط تعیین‌کننده برای موقعیت کلی کشور و ماندگاری حکومت مرکزی است. یعنی امنیت یا بی‌ثباتی ولایت ننگرهار و شهرجلال‌آباد می‌تواند بر امنیت و سلطه حکومت مرکزی کاملا تعیین‌کننده باشد. اگر حکومت وحدت ملی در این زمینه بیش از این غفلت نموده و توان خود را افزایش ندهد، باید منتظر بود که داعشیان با سقوط دادن ننگرهار، به آسانی وارد کابل شوند. شاید برخی از تحلیگران این مسأله را به خاطر حضور نیروهای خارجی امری قابل تحقق تصور ننمایند، اما باید اذعان داشت که متاسفانه گروه داعش یک پروژه بین‌المللی است که با حمایت قدرت‌ها و کشورهای ذی‌نفع به عنوان یک ابزار و هدف سیار از یک منطقه به منطقه دیگر و از یک کشور به کشور دیگر جابه جا می‌گردند. به تعبیر دیگر هیچ اراده بین‌المللی برای نابودی قطعی داعش وجود ندارد، مگر این ‌که داعشیان آن قدر خودسر شوند که منافع این کشورها را به صورت جدی مورد تهدید قرارداده و پا را از گلیم خویش بیشتر دراز نمایند.

بنابراین انتظار می‌رود که حکومت وحدت ملی برای پیشگیری از یک فاجعه تکان‌دهنده دیگر، همانند آنچه در فلوجه عراق گذشت، به اراده و سرنوشت ملی توجه نشان داده و تکیه نماید و در این راستا وارد اقدام جدی و قاطع گردد. ادامه دادن به بازیِ که تاکنون در مورد سرکوب و نابودی داعشیان وجود داشت، می‌تواند عواقب بسیار وخیم و تکان‌دهنده‌ای برای مردم و حتا مرگ و زندگی زمامداران کنونی در پی داشته باشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده