نورالحق علومی: شهید کاظمی یک محور سیاسی و اجتماعی بود

بنام خداوند توانا و دادگر

جلالتمآب رئیس اجراییه دولت وحدت ملی افغانستان، داکترصاحب کاظمی و شخصیت‌های دانشمند، بزرگواران جوانان و خواهران و برادران گرامی السلام علیکم و رحمه الله و برکاته!

درود به روان پاک شهدای افغانستان خصوصاً شهدای پارلمان افغانستان شهیدکاظمی، قافله سالارشهدای پارلمان.

شخصیت‌های بزرگی را که ما به خاک می‌سپاریم یک الگوی خوب برای بازماندگان هستند. ما نمی‏توانیم از شخصیت‌ها با ارزش‌های بزرگی که دارند سطحی گذر کنیم. یکی از این شخصیت‌ها شهیدکاظمی بزرگ است. ارزش بزرگی که از نقطه نظر معنوی دروجود ایشان وجود داشت ما فقط به برخی از عرصه‌هایی که شخصیت‏ ایشان در آنجا تجلی کرد یاد خواهیم کرد. در بخش دوم به خود حادثه می‌پردازیم که به چه اندازه خونبار و جنایت‌کارانه بود که تا امروزصفحه ای برای حل چنین معضل‌ه‏ای پرداخته نشده است.

شهیدکاظمی در عرصه‏‌ی اجتماعی یک محورسالم برای تمام اقشار جامعه افغانستان بدون تعصب قومی لسانی و مذهبی ایجاد کرده بود. او با تربیتی که از خانواده بزرگ خود گرفته بود چنان خصلت نیکو در وجود وی شکل گرفته بود که افغانستان را برای افغان‌ها می‌شناخت و می‌خواست.

در عرصه‏‌ی سیاسی شهیدکاظمی شخصیتی بود که به واقعیت با دید وسیع با دانش و بزرگواری که داشت تنها به خانواده سیاسی اقتدارملی اکتفا ننمود بل خواستش اقتدارملی ملت بزرگ افغانستان بود که باید به چنین اقتداری دست می‌یافت. زیرا او خواهان ارزش‌های معنوی بود در وجود این ملت بزرگ وجود داشت. شهیدکاظمی، شخصیتی بود که همیشه کوشش می‌کرد آنچه سنن برحق و پسندیده و سرمایه معنوی در بزرگ‌سالان و جوانان این کشور است را در راه رشد و کمال و ترقی و دموکراسی به انجام برساند.

شهیدکاظمی در عرصه‏‌ی اقتصادی با تجاربی که از زندگی آموخته بود و تجربیاتی که در جریان مبارزات آزادی‏‌خواهی به دست آورده بود و با مشاهده فقری که گریبان‌گیر مردم بود و سرمایه‌های بزرگ معنوی و مادی که داشتند، به فکر استفاده درست از چنین سرمایه‏‌هایی بود. او با برنامه و تجارب و یارانی که داشت در پی احیای اقتصاد افغانستان به شکل درست بود.

در داخل پارلمان افغانستان به حیث نمایندگی واقعی از مردم با دانش و تجاربی که از شیرینی‌ها و تلخی‌های روزگار آموخته بود، او خانه ملت را واقعاً خانه ملت افغانستان می‏شناخت. به همین دلیل او به درستی تجلی کرد و برای درمان درد مردم و گردآوردن مردم و جهانیان به محور احیا و خدمت به افغانستان کوشش می‌کرد. او نمونه‏‌ی خوبی در پارلمان کشور بود. اگر در داخل پارلمان حداقل در دو استقامت مطالعه کنیم یک بخش آن اقتصادی است و بخش دیگر آن سیاسی و اجتماعی. در بخش اقتصادی همانطور که گفتم از تجارب خود می‌خواست همه چیز برنامه‏‌محور باشد. از امکانات مادی و معادن کشور و افراد باتجربه کشور برای ساختن زیربناهای کشور با داشتن یک برنامه درست استفاده شود. او به فکر این بود که چطور از این امکانات و یاران بین‏‌المللی و تجاربی که هست، کشور را روی پای خود ایستاده کنیم، توانمندی‌های لازم را در وجود فرزندان کشور به وجود آوریم و سرنوشت کشور را به آنان بسپاریم. شهیدکاظمی به خاطر همین ویژگی‌ها توانست به حیث رئیس کمیسیون اقتصادی پارلمان افغانستان انتخاب شود. وکلای فهمیده داخل پارلمان ایشان را نامزد کردند. همین افراد در گروه پارلمانی پیرو رهبری کمیسیون اقتصاد بودند. حسرتا که کمیسیون طعمه جنایتکاران شد. جنایت‌کارانی که تا امروز در حق زن و مرد، پیر و جوان، نظامی و ملکی افغانستان رحم نمی‏‌کنند. این که به قضیه رسیدگی شد یا نه دوستان به آن پرداخته‏‌اند. شهیدکاظمی بخش اساسی کاری را که در داخل پارلمان انجام دادند عبارت از ساختار حکومت وحدت ملی است. چنین شخصیت‌های بودند که محوریت را به وجود آوردند. شخصیت‌هایی که امروز در بین ما حضور ندارند، روح‏‌شان شاد باشد. البته در این راستا استاد شهیدربانی و یک تعداد بزرگان دیگر هم قرار دارند. چنین شخصیت‌هایی طبیعی است که سمت، قوم و دیدگاه‌های نادرست سیاسی را نمی‏‌شناختند و قبول نداشتند. ما صدای شهیدکاظمی را به یاد داریم که می‌گفت آنچه نیت داریم و طرز دیدتان است بیان کنید، ممکن است طرف مخالفت کند، اما مخالف دیدگاه‌تان، دشمن سرتان نیست. از تقابل دیدگاه‌ها و طرز تفکرهای مختلف است که تکامل در داخل دیدگاه ما به وجود می‌آید. شرایط و مکان و زمان که به تکامل دیدگاه ما کمک می‏کند باید ارزش قایل شویم . این ارزش را شهیدکاظمی قایل بود. به جرات می‌خواست راه حل یک معضل را با یک مباحثه پیدا کند.

امروز خوشبختانه یکی از خواست‌های آنان در جمع پیروان‏شان جامه عمل پوشیده است و آن تشکیل حکومت وحدت ملی است. تشکیل حکومت وحدت ملی از خواسته‌های آن بزرگ‌مردان بود به خاطر صلح ثبات و امنیت رشد و ترقی در کشور، چیزی را که مردم افغانستان داشتند اما گم کرده بودند. طبیعتاً با ایجاد حکومت وحدت ملی تعهدی که رهبران حکومت وحدت ملی هم رئیس‏‌جمهور حکومت وحدت ملی جناب محمداشرف غنی و هم رئیس اجراییه حکومت وحدت ملی جناب داکتر عبدالله عبدالله سپرده‏‌اند حاکمیت قانون است. در حاکمیت قانون است که اصل شایسته‏‌سالاری، صداقت، ایمان‏‌داری و کاردانی را در کشور به وجود آوریم. این یک اصل است. با این اصل ما می‌توانیم به تمام قضایا رسیدگی کنیم. قضایایی که به کشور صلح و ثبات را بیاورد و تحکیم ببخشد. بنابراین امیدوارم آن طور که سنگ بنای حکومت وحدت ملی گذاشته شده است این بنا با توانمندی رهبران تیم‌ها و درحکومت وحدت ملی قرار دارند بتوانند به پایه اکمال خود برسد. با اکمال این پایه جلو قاچاق و قانون‏‌شکنی و فساد گرفته شود. در آخر میخواهم یادآوری کنم که از حکومت وحدت ملی این خواست را داریم که رسیدگی به ضایعات مالی یک بخش کاراست، ما نمی‏‌گوییم آنجا که سرمایه‏‌ای تلف شده و زمینی غصب شده فقط به او رسیدگی شود؛ یک بخش کار همین به دست آوردن حقوق مردم افغانستان و سرمایه ملی است، اما چیزی که جاودان است و می‌تواند متضمن حفظ ارزش‌های مادی باشد آن ارزش‌های معنوی است. در رسیدگی به ارزش‌های معنوی باید بیش از پیش کمر همت بسته شود. حادثه‏‌ی بغلان حادثه‏‌ی خون‌باری بود که بر اثر آن یک تعداد از دوستان و همکاران واقعی ما در پارلمان جام شهادت را نوشیدند، در آنجا حتا زن و مرد، طفل، نظامی و ملکی نیز جام شهادت نوشیدند. این‌ها اولین جنایت دسته‏‌جمعی بود و آخرینش هم معلوم نیست.

در حکومت گذشته به دلیل سهل‏‌انگاری و غفلت یا نتوانستن یا نخواستن هیچگاه به چنین پرونده‏‌هایی رسیدگی نشد. ما جرقه‌های خوب و امیدبخشی را در حکومت وحدت ملی می‌بینیم که این چنین حودث پیگیری می‏شوند. همین حادثه‏‌ای که یک خانواده در بدخشان به آن دچار شده بود. امیدوار هستم که همچون حوادثی که مردم از نظرمادی و معنوی صدمه دیده‏‌اند و جنایاتی که پشت سرگذاشته‏‌ایم و به پرونده‏‌هایی که انبار شده، رسیدگی شود و برای اطمینان مردم افغانستان در رسیدگی به چنین قضایایی باید دادگاه‌های اختصاصی ایجاد شود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده