هراس‌افکنی،ابزاری برای سلطه

امروزه، کشورها از هر وسیله و ابزاری برای سلطه و هژمونی خود بر دیگران استفاده می‏کنند؛ از تعزیرات بر تجارت و امور بازرگانی گرفته تا اعمال سیاست‏‌های خصمانه و نقض روابط قنسولی و تا اعمال سیاست تهدید، زور و هژمونی امنیتی و نظامی همه و همه مواردی‏اند که از آن‏ها به عنوان ابزار فشار برای تحقق خواست‏‌ها و مطالباتی عمدتاً نامشروع، مورد استفاده قرار می‏گیرند، افغانستان به دلیل قرار داشتن در موقعیت جیئواستراتیژیک همواره در معرض این تهدیدات بوده است پاکستان اما از این موقعیت بیشترین بهره را برده و بالاترین ضربه‌‏ها را به افغانستان رسانده است. این کشور در سال‏‌های گذشته ضربه‏‌های مهلکی را به تجارت و واردات بازرگانان افغان وارد کرد و در بسا موارد برخلاف تعهدات بازرگانی میان دو کشور، ده‌‏ها میلیون دالر به مردم افغانستان آسیب زد.

اکنون که افغانستان دل‌نگرانی‏‌ها و جنجال‏‌های انتخاباتی را می‏گذراند و بیشتر نیروها و سیاست‏‌های آن معطوف به این معضل ملی است، پاکستان از حربه هراس‏‌افکنی نهایت بهره را برده و جنجال‏‌های تازه‏تری را برای مردم کشور خلق می‏کند. در ماه‏‌های اخیر بیشترین تلاش‏‌ها برای ناامن کردن و جنگ‏‌های تهاجمی و مسلحانه در مناطق مختلف کشور صورت گرفت که نقش و حضور ملیشه‏‌های پاکستانی در آن مشهود و هویدا گزارش شده است؛ شورای امنیت ملی نیز هفته‏‌ی پیش اسناد تازه‏‌ای را مبنی برحضور گسترده نظامیان پاکستانی در صفوف مخالفان مسلح دولت افغانستان منتشر و اعلام کرد که آی.اس.آی پاکستان نقش محوری و رهبری در این عملیات‏‌ها را دارند.

افغانستان در حالی از مشارکت سازمان استخباراتی پاکستان در ناامن سازی افغانستان سخن می‏گوید که در هفته‏‌های اخیر روابط دیپلوماتیک کابل–اسلام‏آباد هم ملتهب و خبرساز شده است، احضار سفرای دوکشور در وزارت‏‌های خارجه و تقدیم مراتب اعتراض، پاسخ متقابل دو جانب است که تاکنون چندبار اتفاق افتاده است.

نکته اساسی اما در مجموعه تحولات سیاسی امنیتی اخیر این است که براساس گزارش‏‌ها علمیات پاکستان علیه هراس‏‌افکنی در مناطق قبایلی این کشور، جز آوارگی و بی‏‌خانمانی باشندگان این مناطق دستاورد مشخصی در پی نداشته است. افغانستان، به دلیل حسن همجواری و احساس بشردوستانه تنها به بیجاشدگان این مناطق پناه داده است؛ امری که پاکستان آن را دشمنی پنداشته و در تازه‏ترین مورد علیه افغانستان اعلان جنگ کرده است!

حال پرسش این است که گروه‏‌های هراس‏‌افکن افغانی ازجمله شبکه حقانی که عملیات دیروز در آکادمی نظامی کابل و کشته و زخمی شدن بیش از 15 تن از سربازان خارجی هم به این شبکه نسبت داده شد، چرا در عملیات نظامیان پاکستان هدف قرار نگرفتند و همچنان قدرتمندتر از پیش در خاک این کشور حضور گسترده دارند؟

این شبکه حتی از سوی امریکا به عنوان تهدید اصلی در منطقه به حساب می‏آید و اگر اتهام کشته شدن بلندرتبه‏‌ترین جنرال نظامی امریکا هم علیه این شبکه ثابت شود، واضحتر از پیش خواهد شد که پاکستان برخلاف تعهدات خود، عملاً در جبهه حمایت از هراس‏‌افکنی قرار خواهد گرفت. بنابراین، دور از تصور نخواهد بود که گفته شود، امروزه از همه پدیده‏‌ها و ابزارها برای سلطه‏‌گرایی و سیطره بر مقدرات دیگر کشورها بهره برده می‏شود اما اینکه برای مبارزه با آن و انسانی کردن سیاست، چه باید کرد هنوزهم حاکمان و سیاست‌مداران راه به جایی نبرده‏اند و یا نخواسته‏‌اند که برای رهایی از آن، کار نموده و بیش ازاین، برای به مسلخ بردن شهروندان خویش علاقمند نباشند.

دراین خصوص مسئولان سیاسی، نظامی و استخباراتی پاکستان، بیش از هر زمان دیگری شوربختانه نگاه بدبینانه به تعاملات سیاسی افغانستان با جهان به‏‌خصوص هند دارند و بر این باورند که رابطه نیک کابل با دهلی نو، گویا به معنای دشمنی با اسلام‏آباد است. درحالی که امروزه تعاملات سیاسی، امنیتی و اقتصادی از حالت یک‏‌جانبه‏‌گرایی به تعاملات بین کشورها تبدیل شده و اصولاً بدون رابطه با تمامی کشورهایی که حالت سود دوجانبه دارد، امکان‏‌پذیر نیست و بنابراین چنین رابطه به معنای دشمنی با کشور رقیب محسوب نمی‏گردد، اما پاکستان تلاش دارد که با افغانستان بجز تعامل سلطه پذیرانه، تعامل دیگرگونه ای نداشته باشد؛ موضوعی که در دنیای کنونی امکان‏‌پذیر نیست و نمی‏شود با سایر کشورها به‏‌خصوص کشورهایی که دشمن اسلام‏‌آباد هستند به خاطر رضایت این کشور قطع رابطه کرد.

آیا پاکستانی‏‌ها به این زودی‏‌ها، راضی خواهند شد که معاملات و تعاملات سیاسی خود را منهای استفاده ابزاری از هراس‏‌افکنی عیار نمایند؟ پرسشی که پاسخی امیدوارکننده برای آن نمی‏‌توان پیدا کرد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده