هراس‌‏افکنی، تهدید مشترک

آنچه هفته گذشته در پیشاور پاکستان رخ داد شاید یکی از صدها مورد از چنین وقایع خونین و تکان‏دهنده‏‌ای باشد که هر صبح و شام در دو سوی مرز افغانستان و پاکستان و به‌‏خصوص در مناطق گوناگون افغانستان بصورت روزمره اتفاق می‏‌افتد. در واقع پدیده هراس‏‌افکنی و طالبان در ادبیات خشونت و کشتار و انتحار از جایگاه کاملاً تعریف‏‌شده‏‌ای برخوردار بوده و تقریباً آن را منحصر به خود گردانیده‏‌اند. مردم افغانستان نه تنها امروز که از دیر زمان است با پدیده شوم و مرگ‏‌آور هراس‏‌افکنی و طالبان دست و پنجه نرم نموده و از بابت آن تاوان‌های جبران‏ناپذیر جانی و مالی را متحمل گردیده‏‌اند.

اکنون پرسش این است که ریشه این خشونت‌های تکان‏دهنده چیست؟ چرا اقدامی جدی و قاطع برای پایان بخشیدن به آن‏ها صورت نمی‏‌گیرد؟ راه حل اساسی آن‏ها در کجا و در چه چیزی نهفته‏‌ی است؟ و….واقعیت آن است که پدیده هراس‏‌افکنی و طالبان در موضوعی به نام افراط‏‌گرایی نهفته است که واکاوی آن از دایره این مبحث خارج است. اما آن چیزی که کاملا مبرهن می‏‌باشد این است که عده‏ای برآن هستند که از پدیده هراس‏‌افکنی و طالبان به نفع خود سود ببرند. ظهور گروه‌های تندرو و افراطی به نام القاعده و طالبان و حقانی و حکمتیار و…..همه در ذیل پدیده منفور افراط‏‌گرایی قرار دارند. افراط‏‏‌گرایی سال‏هاست که افغانستان و منطقه را به کام خود کشانیده و زندگی را برمردم تنگ و تلخ گردانیده است.

در ارتباط با مقابله با هراس‏‌افکنی و طالبان نیز اقدام‏‌هایی چند صورت گرفته است. حضور جامعه جهانی در افغانستان در پی تشکیل جبهه وسیع مبارزه با هراس‏‌افکنی در واقع آشکارترین و جدی‏‌ترین اقدامی است که برای مهار پدیده هراس‏‌افکنی و طالبان انجام یافته است. طبق آخرین معلومات درباره کارکرد و هزینه جنگ با هراس‏‌افکنی اعلام گردیده است که فقط ایالات متحده امریکا مبلغ یک تریلیون دالر طی سیزده سال گذشته در جنگ با هراس‏‌افکنی به مصرف رسانیده است. حال تلفات انسانی و آسیب‏‌های گوناگون دیگر جای خود را دارد. با آن هم همانطور که شاهد هستیم هراس‏‌افکنی و طالبان نه تنها محدود و سرکوب نگردیده‏‌اند، بل روز به روز جان تازه‏‌تر گرفته و با قدرت بیشتر از گذشته به فعالیت مشغول هستند. هم اکنون دامنه خشونت و ناامنی از افغانستان عبور نموده، پاکستان و آسیای میانه و چین و منطقه را در برگرفته است. شدت و قساوت آن نیز نسبت به گذشته چند برابر شدیدتر شده است.

به معنای روشن‌تر در ارتباط با مبارزه با هراس‏‌افکنی در ظاهر امر نه تنها شعار زیاد داده شد، و نه تنها نشست‏ه‌ای بسیار و کنفرانس‏‌های متعددی برگزار گردید، بل هزینه‏‌های کلان همراه با تلفات عمده انسانی نیز در پای این مبارزه گذاشته شد. اما متاسفانه دستاورد این مبارزه همانگونه که اشاره گردید فقط گسترش گروه‌های هراس‏‌افکن و قوت یافتن آن گروه‌ها و شدت یافتن نوع خشونت‏‌های انجام یافته توسط گروه‌های افراطی بوده است. این روند همچنان با قوت جریان دارد و فرجام این مبارزه جز دیوار بن‏بست و یأس چیزی به نظر نمی‏‌رسد. گویا که همه این اقدام‏‌هایی که به نام مبارزه با هراس‏‌افکنی و طالبان انجام یافته خیمه‏‌شب‏‌بازی‏ای بیش نبوده است.

با همه نگرانی و یاسی که از وضعیت جاری سرچشمه می‏‌گیرد به راستی راه چاره در چیست؟ آیا هیچ گریزی از دایره خشونت که هراس‏‌افکنی و طالبان در آن جولان داده و هر روز از مردم غیر نظامی قربانی می‏گیرند، وجود دارد؟ پاسخ این پرسش اگر به صورت مختصر داده شود باید گفت که بله! اگر اراده جدی و صادقانه برای مبارزه با هراس‏‌افکنی و طالبان در میان بازیگران و کارگردانان صحنه سیاست و امنیت در منطقه وجود داشته باشد در کمترین مدت، کم از کم زمینه و میدان فعالیت هراس‏‌افکنان و طالبان به شدت محدود خواهد شد و در درازمدت به طور قطع ریشه آن خشکانیده خواهد شد.

آشکارا باید گفت مسئله اساسی که سبب گردیده تا هراس‏‌افکنان و طالبان بدین اندازه قوت گرفته و نیرو به دست آورند و میدان فعالیت خود را گسترش و وسعت ببخشند این است که در جبهه مبارزه با هراس‏‌افکنی و طالبان اراده قاطع و هماهنگی لازم و نگاه راهبردی مشترک وجود نداشته است.

هراس‏‌افکنی و طالبان در واقع مزبله‏‌ای بوده است که هریک از بازیگران جهانی و منطقه و حتا حکومت‏‌های افغانستان و پاکستان سعی داشته‏‌اند به گونه‏‍‍‌ای از آن خود را تغذیه نمایند؛ یا اینکه آن را بسان یک ابزار علیه دیگری استفاده کنند. در این میان بنا به علل و دلایلی اسلام‏‌آباد توانسته است که سبقت را از دیگران ببرد.

پاکستانی‏‌ها همواره سعی کرده‏‌اند که با در پیش گرفتن سیاست دوگانه در برابر روند مبارزه با هراس‏‌افکنی و طالبان از آن به نفع خود و زیان افغانستان و بهره‏برداری از امتیازهای غربی‏‌ها سود بجویند. اتفاقاً تا اینجای کار پاکستانی‏‌ها خیلی با مهارت توانسته‏‌اند که هم کاخ سفید را فریب دهند و هم دنیا را به تمسخر بگیرند. از جانب دیگر افغانستان را تا آخرین درجه ممکن به ضعف و ناتوانی بکشانند. اما آخر داستان کاملاً برطبق میل آی‏اس‏آی نشد. امروز بنا به دلایلی هراس‏‌افکنی و طالبان دست‏‌پرورده پاکستان بلای جان خود رهبران سیاسی و نظامی پاکستان گردیده است. طبیعی است که در این میان دودش به چشم مردم آن کشور نیز خواهد رفت. قربانیانی که امروز در پاکستان به وسیله عملیات‏ هراس‏‌افکنانه گروه‌های افراطی و طالبان گرفته می‏شوند، فقط از مردم غیرنظامی و عادی آن کشور است.

بنابراین جان مطلب آن است که رویداد خونین هفته‏‌ی گذشته پیشاور پاکستان نشان داد که هراس‏‌افکنی و طالبان و افراطی‏‌گری مرز نمی‏‌شناسند. آنان موجوداتی خطرناک و مرگ‏‌آفرین هستند که حتا به اربابان خود نیز رحم ننموده و رعایت حرمت نان و نمک را هم ندارند. بنابراین به جاست که هم حکومت جدید افغانستان نسبت به سیاست‏‌ها و روش‏‌های ضعیف و انفعالی کشور در ارتباط با فعال بودن در جبهه مبارزه با هراس‏‌افکنی و طالبان تجدید نظر نموده و با تجارب و دیدگاه کارآمدتر ظاهر گردد و هم پاکستانی‏‌ها باید فهمیده باشند که هراس‏‌افکنی و طالب دست‏‌پرورده اگر بر مردم افغانستان رحم ننمود بر آنان نیز رحم نخواهند کرد.

آنان نیز باید از سیاست دوگانه دست کشیده و صادقانه و قاطع در میدان حاضر شوند؛ همچنین جامعه جهانی نیز باید سیاست‏‌ها و روش‏‌های روشنتر و قاطع‏‌تری برای مقابله با هراس‏‌افکنی و طالبان در پیش گیرد. ترسیم یک راهبرد روشن و مشخص و ایجاد هماهنگی جدی و داشتن صداقت و همنوایی در مبارزه با افراط‏‌گرایی و عمل همسو و همنوا خواهد توانست که چشم‏‌انداز مبارزه با هراس‏‌افکنی و طالبان را روشن و امیدبخش‏‌تر سازد و زمینه تامین ثبات و امنیت افغانستان و منطقه را بیش از پیش فراهم گرداند. برای رسیدن به این مرحله و تحقق آن هرگز نباید از یاد برد که هراس‏‌افکنی و طالبان تهدید مشترک در منطقه می‏‌باشند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده