هویت‏زدایی از مجلس

نگاهی گذرا به کارنامه‏ی چندماه اخیر مجلس نمایندگان، نشان می‏دهد که این مجلس کم کم در گردابی غرق می‏گردد که توان بیرون برآمدن از آن، هزینه‏های سنگینی را برای مجلسی‏ها تحمیل خواهد کرد و انتظار هم نمی‏رود که مجلس کنونی توان پرداخت این هزینه‏ها را داشته باشد. مجلسی که متهم به قاچاق موادمخدر و شراب می‏باشد و آبرو و حیثیت آن به معامله گذاشته شده است، بسیار مشکل است که بتواند این لکه‏ی ننگ و نفرت را از چهره‏ی اعضای خود پاک سازد. مجلسی که متهم است فراقانونی درخواست‏های عزل و نصب می‏کند و از درخواست جواز تکسی گرفته تا اخذ قرارداد‏های بزرگ وزارت داخله را تحت فشار قرار می‏دهد و برپایه همین ادعاها و اتهام‏ها، توان احضار یک وزیرکابینه را ندارد و نمی‏تواند از حیاتی‏ترین حق قانونی خود در برابر قوه مجریه استفاده نماید، شایسته نماینده بودن از ملت افغانستان را ندارد و نمی‏تواند عزت و حیثیت خانه ملت را حفظ نماید.

بدهی است که مجلسی‏ها با این وضعیت، هویت واقعی خود را ازدست داده و به همین خاطر است که شماری از این نمایندگان، عمیقاً ابراز خجلت نموده و می‏گویند اگر چاره‌ای برای این مهم سنجیده نشود، بهتر آن است که درِ خانه‏ی ملت را مهر و موم کرده و فاتحه مجلس را خواند!

اکنون پرسش این است که کی و چرا هویت مجلس را این گونه زدودند و به حیثیت خانه‏ی مشترک مردم افغانستان صدمات جبران‏ناپذیری را وارد نمودند؟! مردم افغانستان حق دارند هم از قوه مجریه و هم از قوه مقننه بخواهند که عاملان توهین به خانه‏ی مشترک مردم افغانستان را شناسایی نموده و با جدیت تمام با آن برخورد قانونی نمایند.

اما اینکه کی و چی حلقاتی اعتبار مجلس را فروبردند و در دیوار این خانه گسست به وجود آوردند، می‏توان به عوامل ذیل اشاره کرد:

یک، فساد به عنوان معضلی اساسی جامعه‏ی افغانستان باعث شده است که اکثریت قریب به اتفاق امورشهروندان از مجاری غیرمعمول، واسطه‏گری و لابی‏های نامشروع به خواست‏های قانونی و غیرقانونی خود دست یابند و لذا نمایندگان شورای ملی به دلیل دسترسی آسان‏تر مردم به آنان، بهترین گزینه برای تحقق این خواست‏ها اند. اینک اگر وزیرداخله نمایندگان را متهم به گرفتن جواز تکسی و .. می‏نماید، تا حدودی باید نمایندگان را حق به جانب دانست زیرا برای یک شهروند عادی فاقد واسطه در درون وزارت‏خانه‏ها و ادارات، نماینده‏شان بهترین گزینه برای رسیدن به این خواست می‏باشد، اما این تنها یک بخش قضیه است، چه بسیار نمایندگانی هستند که با استفاده از قدرت‏های مرئی و نامرئی خود به اقدام‏های فراقانونی ازقبیل عزل و نصب‏ها و نیز دخالت در امور اداری دستگاه‏های حکومتی و حتا محاکم و نهادهای عدلی و قضایی می‏پردازند، ادعاهای زیادی وجود دارد که برخی از همین نمایندگان، مجرمی را آزاد کرده و متهمی را بدون اثبات جرم آن به زندان انداخته است.

دو، گستردگی فساد در افغانستان ایجاب می‏کند که دامنه‏ی آن، دامن بسیاری از افراد و حلقات ذی نفوذ را آلوده سازد، زیرا امکان ندارد که افغانستان مقام دوم فاسدترین کشور جهان را داشته باشد و دامنه‏ی آن محدود به تعداد انگشت‏شماری از مقام‏ها باشد. از این منظر، احتمال زیادی وجود دارد که ادعاها در باره‏ی قاچاق موادمخدر، مشروبات الکولی، اعمال فشار برای قراردادهای پرسود توسط شماری از نمایندگان، خالی از صحت نباشد و لذا وزیری که در این باره اسنادی داشته باشد ولو آنکه او خود نیز آغشته به فساد باشد، می‏تواند برای حفظ بقای خود از این شواهد استفاده نموده و برگ برنده‏ را همچنان برای خود محفوظ نگهدارد.

سه، این احتمال هم وجود دارد که پروسه استیضاح وزیران کابینه در گذشته‏ها هزینه‏های سنگینی را برای حکومت تحمیل نموده و معامله‏های پرسودی را برای نمایندگان در پی داشته است و لذا این بار وزیران در هماهنگی با شورای امنیت ملی و اعضای کابینه تصمیم گرفته اند که سوء استفاده از این حق قانونی مجلس را برملا ساخته و از این به بعد اجازه ندهند که پروسه‏ی استیضاح به تجارت نمایندگان تبدیل گردد.

بنابراین، از انگیزه‏ها و عوامل بربادی هویت مجلس، خواه محورهای فوق باشد، یا دلایل دیگری برای آن وجود داشته باشد، یقینا دست‏ها، ندانم‏کاری‏ها و سوء استفاده‏هایی از درون اعضای مجلس، دراین هویت‏زدایی دخیل است و تا زمانی که این دست‏های ناپاک بریده نشوند، اعمال حق قانونی مجلس، تحقق نخواهد یافت و اعتبار وحثییت آن اعاده نخواهد شد.

تنها مدیریت با تدبیر و درایت شایسته است که می‏تواند به این معضل پایان دهد؛ موضوعی که متاسفانه هیأت اداری مجلس، تهی از آن است و همین امر، برابعاد فاجعه خانه‏ی ملت افغانستان، هر روز می‏افزاید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده