وزارت اطلاعات و فرهنگ و بازار سیاه چاپ و نشر

مالکیت بر دارایی‌های مادی و معنوی یک حق است؛ حقی که اگر کسی بدون اجازه شما بر آن تصرف کند ناقض این حق به حساب می‏‌آید. هر حقی که به شما تعلق می‌گیرد، برای شما ارزش به شمار می‌رود، احترام و ارزش به این حقوق احترام و ارزش به حقوق انسانی و شهروندی است.

درباره مالکیت بر دارایی‌های مادی حد و مرزهای مشخصی وجود دارد. قابل دید بودن چیزها و دارایی‌های مادی زمینه‌های سوء استفاده‏‌جویی را کمتر کرده است.

به طور مثال اگر کسی خانه یا زمین شما را تصرف کند، علیه او اقامه دعوا می‌کنید. یا اگر کسی یکی از دارایی‌های شخصی‏تان را دزدی کند، مجرم شناخته می‌شود و قوانین تنبیه‌ی مشخصی برای محاکمه فرد مجرم وجود دارد. ممکن است نظر به قانون هر کشور فرق کند، اما این امر مسلم است که این شخص به دلیل نقض قانون، تحت پیگرد عدلی و قضایی قرار می‌گیرد.

حفاظت از دارایی‌های معنوی اما کمی دشوار و در برخی موارد بحث‏‌برانگیز است. تولیدات علمی- فرهنگی- هنری جزو دارایی‌های معنوی است، نویسنده، موسیقی‌دان، مجمسه سازان و در کل آفرینش‌گران در عرصه‏‌های مختلف علمی و فرهنگی حق بهره‏‌برداری از آفرینش‏‌های علمی و هنری‏‌شان را دارند، این تولیدات بخشی از سرمایه‏‌های معنوی آن‏هاست. بنابر این حق چاپ و تکثیر آثار و امتیازات مادی و معنوی به مالکان‏‌شان تعلق می‌گیرد.

درباره احترام به حقوق مالکیت معنوی و حقوق مالکیت فکری اجماع نظر وجود دارد، اما مکانیزمی که بتواند در موارد نقض حقوق مالکیت معنوی از حقوق مخترعان، نویسندگان و هنرمندان دفاع کند، متفاوت است.

در بسیاری از کشورها قانون حق تکثیر و بهره‏‌برداری از دارایی‌های معنوی به طور رسمی تهیه و تصویب شده است و در صورت نقض قانون، مجاری قانونی برای پیگری ناقضان کاپی‏رایت وجود دارد.

در کنار این مسئله، دو نگرش و رویکرد مهم درباره کاپی‏رایت نیز وجود دارند، جالب است که در هردو زاویه دید به ضرورت حفاظت از مالکیت معنوی تاکید شده است.

نگاه اول، نگرش اخلاق‏مدار و هنجارگراست. بر مبنای این نگرش، استفاده از آثار و آفرینش‌های دیگران بدون اجازه و بدون ذکر منبع امری است خلاف ارزش‌های حقوق بشری، جدایی از پیامدهای حقوقی مسئله در مرحله اول دزدی و سرقت آثار دیگران یک پدیده ناهنجار و مغایر ارزش‌های انسانی است.

ناقض حقوق مالکیت فکری در واقع ناقض ارزش‌های انسانی است. برای جلوگیری از نقض ارزش‌های انسانی، باید به حقوق مالکیت معنوی دیگران احترام گذاشت.

صورت دوم، نگاه نتیجه گرا به این مسئله است. این نگاه به مسایل اخلاقی قضیه نمی‌پیچد ولی پیامدهای مادی و اقتصادی نقض قانون کاپی رایت را مورد بحث قرار می‏دهد.

تصور کنید، نویسنده و ناشر فرصت‌های کاری‏شان را صرف چاپ و نشر کتاب می‌کنند، نویسنده انتظار دارد که از تولیدات فکری خود تغذیه کند و بتواند از این مجرا، نیازمندی‌های زندگی روزانه خود را تامین کند. ناشر هم در توافق با نویسنده تمام هزینه مالی را می‌پذیرد تا کتاب نویسنده را نشر کند و از حقوق طبیعی که به ناشر و نویسنده تعلق می‏گیرد سود و بهره کافی را ببرد.

حق تکثیر کتاب نظر به توافق دو جانب یا بر عهده ناشر است یا نویسنده (بستگی به توافق ناشر و نویسنده دارد) نگاه نتیجه‌گرا نگران پیامدهای اقتصادی و مادی حقوق مالکیت فکری است.

احترام به حق نویسنده و ناشر، احترام به حقوق و امتیازات مادی و معنویی‏‌اند که به نویسنده و ناشر تعلق می‌گیرد. امری که نویسنده را تشویق می‌کند تا به شغل نویسندگی‏‌اش ادامه دهد، ناشر را نیز ترغیب می‌کند تا در امر چاپ و نشر سرمایه‌گذاری کند و کیفیت کار نشراتی را افزایش دهد.

نگاه پیامدگرا به این امر نیز واقف است که اگر به حقوق نویسنده و ناشر احترام گذاشته نشود، ناشر دیگری یا نهاد دیگری بیاید و حقوق نویسنده و ناشر را نقض کند، در این صورت امتیاز فروش کتاب و سود پس از فروش به جیب ناشر و نویسنده برنمی‌گردد، بدیهی‏‌ترین پیامد و نتیجه‏‌اش زیان ناشر و زیان نویسنده است.

از دیدگاه فلسفه سیاسی- اجتماعی جان لاک، مالکیت بر دارایی‌های مادی و معنوی جزو حقوق طبیعی شمرده شده و انفکاک‏‌ناپذیرهستند.

به باور جان لاک هیچ کس نمی‌تواند این حقوق طبیعی را صدمه بزند. معنای حقوقی طبیعی ممکن است این باشد که بر اساس خرد و وجدان بشری کسی حق ندارد بر دارایی‌های دیگران تصرف کند، یا صدمه بزند و این حقوق انفکاک ناپذیراند.

آفرینش‌های فکری جزو دارایی‌های معنوی افراد است و از نظر حقوق طبیعی و قانون طبیعی امر مسلم این است که به این دارایی‌ها باید احترام گذاشت. نهادهای دولتی به مثابه حافظان و نگهبانان حقوق شهروندان ملزم به نظارت و حافظت از دارایی‏‌های مادی و معنوی افراد جامعه هستند.

از این صغرا و کبرا چنین نتیجه گرفته می‌شود که امتیازهای مادی و معنوی حقوق مالکیت فکری جزو «حقوق طبیعی» آفرینش‌گران هستند. ناقضان حقوق طبیعی، طبق قانون و مقررات باید مجازات شوند.

وزارت فرهنگ ناقض کاپی رایت

افغانستان امروز به بستر مناسب برای نقض کاپی‏رایت و نسخه‏‌برداری غیرمجاز تبدیل شده است. نهادهای قانونی در برابر گسترش این پدیده سکوت کرده‏‌اند و نهادهای حامی حقوق نویسندگان و پدیدآورندگان خود دچار قانون‏‌شکنی و قانون‏‌گریزی شده‏‌اند.

کتاب‌های ناشران و نویسندگان در بازار سیاه چاپ و نشر می‌شوند و نهادی نیست که مانع آن شود. انتظار می‏رفت که وزارت اطلاعات و فرهنگ با طرح برنامه‏‌های موثر، تدابیر لازم را برای حمایت از حقوق پدیدآورندگان ایجاد کند اما به نظر می‏‌رسد که این وزارت خود به بیماری قانون‏‌شکنی گرفتار شده است.

به طور مثال، کتاب «نوروز او دافغانستان په ادبیاتو او فرهنگ کی دهغه انعکاس» را مرکز منابع معلوماتی افغانستان در دانشگاه کابل نشر کرده بود و اجازه نسخه‏‌برداری از این کتاب به هیچ نهادی دیگر داده نشده است.

اما وزارت اطلاعات و فرهنگ بدون اجازه مرکز منابع معلوماتی افغانستان از این کتاب نسخه‏‌برداری کرده است. شناسنامه کتاب را تغییر داده و این کتاب را به مناسبت بزرگداشت از جشن نوروز 1392 با کیفیت بسیار نازل، اسکن کرده است.

نبی فراهی، معین پیشین فرهنگی این وزارت و فیض‏‌الله محتاج، مسئول انتشارات بیهقی هریک به نوبت خود بر این کتاب مقدمه و یادداشت نبشته و در باب فضایل شناسایی فرهنگ ملی و خدمات فرهنگی سخن گفته‏‌اند.

با این وصف از ناشران و کتاب‌فروشان چه می‌توان انتظار داشت.

بسیاری از کتاب فروشان و مالکان مطابع خصوصی نیز با سوء استفاده از فضای بی قانونی دست به چاپ و نشر کتاب های نویسندگان و ناشران معتبر می زنند و این کتاب ها را با قیمت نازل به فروش می رسانند. زیان‏‌های ناشی از نسخه‏‌برداری و تکثیر غیرمجاز آثار نویسندگان و ناشران ادامه کار فرهنگی و هنری را در افغانستان با مشکل مواجه کرده است.

به نظر می‏‌رسد که نبود قانون مدون و جامع برای کپی‌رایت در افغانستان و قانون‏‌گریزی نهادهای مسئول شرایط کار را برای پدیدآورندگان بسیار پچیده کرده است.

با ادامه نقض کاپی‏رایت در افغانستان میزان محرومیت پدیدآورندگان از حقوق و امتیازات مادی و معنوی‏‌شان بیشتر شده و روحیه نوآوری و مسئولیت‏‌پذیری از بین می‌رود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده