وضع نابه سامان صحی مادران

در تازه‏‌ترین گزارشی که از یکی از نهادهای بین‏‌المللی در باره وضع مادران در جهان به نشر رسیده وضع زن و یا مادر افغان در رده پایین جدول قراردارد و شاید اگر توجهی به وضع مادران در کشور نشود ممکن است از این رده هم به قعر جدول 180 کشور سقوط کند.

البته این طبیعی و دور از انتظار هم نیست کشوری که در کل از وضع امنیتی و بهداشتی و فرهنگی و اقتصادی خوبی برخوردار نیست و نمودار نابسامانی‏‌هایش هر روز افزایش می‏‌یابد، جای تعجب نیست که مادرانش در چنین جایگاهی که نزدیک به سقوط است قرار بگیرند.

اما این دلیلی برای بی‏‌توجهی‏‌های بیشتر از سوی نهادهای ذیخل نمی‏‌تواند باشد زیرا سالانه هزینه‏‌های زیادی برای بهبود وضع زنان و به‌‏خصوص مادران از سوی نهادهای خارجی به مصرف می‏رسد و باید ما شاهد بهبود روز افزون در زندگی و حفظ حیات و سهولت‏‌های لازم برای مادران کشور می‏بودیم، اما چرا به معیارهای جهانی کیفیت زندگی مادران با گذشت هر روز کمتر دست می‌‏یابیم؟

این سوال مهم است اما پاسخ آن به عوامل و علت‏‌های زیادی بر می‏گردد.از جمله این که فساد در ابعاد گوناگونش یکی از مهمترین علت‏‌ها و عوامل وضع نابسامان و حتی اسف‏بار مادران در قریه‏‌ها و روستاهای دورافتاده و در شهرهای کلان مانند کابل می‏باشد.

با یک مراجعه به شفاخانه‏‌های سطح شهر کابل با وضعی غیر قابل باور مواجه خواهیم شد، وضعی که چندان دور از تصور کلی از جامعه ما نیست، اما شفاخانه‏‌ها که مرکز وکانون اصلی حفظ و رعایت بهداشت و پاکیزگی باید باشند به مرکزی پراز مکروب و امراض تبدیل شده‏‌اند.

داکترها و نرس‏‌ها و قابله‏‌هایی که در شفاخانه‏‌های شهر موظف هستند خودشان کانونی از امراض و میکروب‏‌ها هستند در بسیاری از موارد اصول اولیه بهداشت را رعایت نمی‏کنند. با دست‏‌های آلوده و یونی‌فرم‏‌های چرکین و با آرایش‏‌های غلیظ به بالین بیماران می‏روند. و از نظر ذهنی هنوز در دوره‏‌های گذشته به سر می‏‌برند و به بیماران فخر و غرور می‏فروشند. به جای این که تسلای درد باشند بیشتر به شأن و موقعیت خود می‏‌بالند.

اصول طبابت را اگر یاد هم دارند اخلاق طبابت را رعایت نمی‏کنند و یا اصلا از کوچه‏‌اش هم عبور نکرده‏‌اند.

شفاخانه‏‌ها و مراکز درمانی کانون بهداشت و نظافت به شمار می‏روند اما در اکثر این مراکز با چیزی برخورد می‏کنیم که فقط نامی ‏از شفاخانه را به دنبال دارد و دیگر در آن از چیزی به نام بهداشت و درمان و تشخیص خبری نیست و تجارت حرف اول را می‏زند.

بناً براین شهرها که تحت نظارت بیشتری قرار دارند که اگر نظارت درستی هم وجود داشته باشد وضع به اندازه‏‌ای خراب است که قابل بیان نیست و باید دید، در مناطق روستایی و قریه‏‌های دورافتاده خدا می‏داند بر سر مردم بیچاره چه می‏گذرد.

مخصوصا این که قابله‏‌ها و نرس‏‌ها در این مناطق از سواد و دانش و آگاهی‏‏‌های لازم طبی برخوردار نیستند و فقط دوره‏‌های کوتاه‏‌مدت پرستاری و قابلگی را سپری کرده‏‌اند و یا در این زمینه دارای تجربه عملی هستند.

در آخرین اقدامی که از سوی وزارت صحت صورت گرفت چندین شفاخانه و مرکز صحی به دلیل معیاری نبودن بسته شدند و این کاردر دوره وزیر قبلی هم صورت گرفت اما به نظر می‏‌آید بسته کردن این مراکز کار به جایی نبرده و پس از مدتی این مراکز با نام و مکان دیگر شروع به فعالیت کرده‏‌اند بدون این که در کیفیت عرضه خدمات صحی آن‏ها تغییرهای اساسی ایجاد شده باشد.

با وصف این شرایط و فسادی که وجود دارد و پاسخگو نبودن مسئولین به گونه‏‌ای که قناعت مردم فراهم شود چگونه باید انتظار داشت که وضع مادران در کشور بهبود یافته و از رده پایینی که قرار گرفته به قعر جدول سقوط نکند.

در این تحقیق کشور ناروی در صدر جدول قرار دارد و بهترین کشور برای مادران توصیف شده است و البته معیارهای دیگری نیز در این تحقیق مورد نظر بوده ازجمله سواد و اقتصاد، اما آن چه که برای کشور ما حایز اهمیت است و باید به آن توجه جدی شود تنزل روزانه کشورما به قعر جدول گزارش‏‌های جهانی است که هراز چند گاهی در زمینه‏‌های گوناگون سلامت واقتصاد و آموزش و پرورش و غیره به نشر می‏رسند و کشور ما در جایگاهی در این زمینه‏‌ها قرار می‏گیرد که دور انتظار همگان می‏باشد، مخصوصا این که در این زمینه‏‌ها داعیه‏‌های کلانی از مصارف کلان نیز به گوش می‏رسد و این همان جهنمی ‏است که هر چیز در آن در آتش می‏‌سوزد که برای اطفای آن آب از هر طرف ( طبق اداعای منطقه‏‌ای و فرامنطقه‏‌ای) فراهم شده است. اما عملا زبانه‏‌های این آتش دامنه‏‌های بیشتری را در بر می‌‏گیرد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده