وقت سحر است،خیز ای مایه ناز!

بیان انتزاعی ادبیات کلاسیک

در پیوند به گفتار پیشین برخی از نویسندگان در نگاه مقایسه‌‏ای به شعر کلاسیک و نو بر این باورند شاعران کلاسیک به مفاهیم انتزاعی در شعرهای آیینی‏‌شان بیشتر توجه داشتند تا مفاهیم عینی و ملموس، رضا اسماعیلی، به این نظر است که یکی از ویژگی‌های ادبیات کلاسیک، بیان انتزاعی است؛ به این معنا که این شاعران موضوعات دینی را به صورت نامحسوس و انتزاعی بیان می‌کنند، اما بیان شاعران معاصر به موضوعات و مضامین عینی‌تر است و سعی می‌کنند با بیان جزییات، با خوانندگان خود ارتباط برقرار کنند.

شاعران کلاسیک بیان فاخر و ادبی‌تری دارند، در حالی ‌که شاعران امروز با استفاده از بیانی سهل و ممتنع سعی می‌کنند به زبان و گویش امروزی نزدیکتر باشد و قرابت بیشتری داشته باشد؛ بنابراین بیان عینی و جزیی‌نگری یکی از ویژگی‌های شعر معاصر است که در اشعار کلاسیک کمتر دیده می‌شود.

علیرضا قزوه به عنوان شاعر معاصر در شعر رمضانی اش اینگونه به رمضان پرداخته است:

آمدیم از سفر دور و دراز رمضان

پی نبردیم به زیبایی راز رمضان

هرچه جان بود سپردیم به آواز خدا

هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان

شام آخر شد و با گریه نشستیم به وداع

خواب دیدم نرسیدم به نماز رمضان

درکل، شاعران کهن به مفاهیم رمضان فراوان اهمیت داده‏اند و برای اثبات این امر کافی است که چشم‏انداز کوتاه به شعرهای شاعران کهن داشته باشیم اما در گفتار پیش رو، به بازتاب عید فطر در شعر فارسی اشاره می‌کنم.

مفهوم عید فطر در شعر فارسی

نگاه و پرداخت شاعران به پایان ماه رمضان و عید فطر با استعاره‌ها و کنایه‌هایی زیبا و سحرانگیزی همراه است. کاظم کاظمی، شاعر معاصر کشور در نبشته‌ای «عید فطر در شعر فارسی» به این مقوله پرداخته است.

بر سر بام بیا، گوشه‌‏ی ابرو بنمای‌

روزه‌گیران جهان منتظر ماه نواند

کاظمی در توضیح این بیت می نگارد: «این بیت‌، یکی از صدها بیت از گنجینه‏‌ی شعر فارسی است که در آن‌، میان هلال عید و ابروی نگار مقارنتی دیده می‌شود. این‌، یکی از مضمون‏‌های رایج و شایع شعر فارسی است و البته کمتر به زیبایی بیت بالا پرورانده شده است‌

باری‌، عید فطر، یکی از زمینه‌های مهم محتوایی شعر فارسی است‌، و نه تنها در حوزه‏‌ی محتوایی‌، که در حوزه‏‌ی مضمون‌سازی نیز با جلوه‏‌ی تمام حضور دارد.

در دیوان اکثر شاعران بزرگ کهن‌، اشاراتی به اجمال یا تفصیل به عید فطر می‌توان یافت و جالب این که این عید، بیش از دیگر اعیاد اسلامی‌، مورد توجه و نظر شاعران ما بوده است‌. به‌راستی چرا این گونه است‌؟

شاید این توجه ویژه‌، از این روی باشد که رخ‌نمودن عید فطر، تأثیر محسوس‌تر و ملموس‌تری بر زندگی و سلوک فردی و اجتماعی جامعه اسلامی می‌گذارد، به‌ویژه بر شاعران‌، به دلایلی که خواهیم گفت‌. با عید فطر، آدمیان دوباره به بسیار چیزهایی دست می‌یابند که یک ماه تمام از آن‏ها به طور مطلق یا نسبی برحذر بوده‌اند. و بسیاری از این چیزها، چه به واقع و چه به مجاز، چه در کسوت مادی و چه در هیأت معنوی‌، در زندگی شاعران ما حضوری جدّی داشته‌است‌.

کاظمی در این نوشتار تصریح می کند که هر گروه از شاعران‌، به مناسبت دلبستگی‌های خویش‌، نگاهی ویژه به عید فطر داشته‌اند و به نوعی از رسیدن آن اظهار خرسندی کرده‌اند. وی این نگاه‌ها را به چند نوع دسته‌بندی کرده است که من تنها به فهرست آن‏ها بسنده می کنم.

1. نگاه عشرت‌جویانه‌.

2. نگاه مداحانه‌

2. نگاه رندانه‌

3. نگاه هنرمندانه‌

4. نگاه زاهدانه و عارفانه‌

کاظمی در پایان این نبشتار می‏نگارد که حضور رمضان و عید در شعر کهن فارسی‌، بسیار چشمگیر و متنوع است‌. شاعران از منظرهای گوناگون به این موضوع نگریسته و هر یک فراخور طبع و طبیعت خویش‌، از آن سخن گفته‌اند.

ولی در شعر امروز، هم بسیاری از آن اسباب غایب است و هم بسیاری از آن انگیزه‌ها در کار نیست‌. مقتضیات اجتماعی و مذهبی امروز، زاویه‏‌ی دید شاعران فارسی‌زبان‌، حتی شاعران مذهبی را عوض کرده‌است‌.

وی از کمرنگ شدن شعرهای مناسبتی سخن زده می‏‌نویسند:«به هر حال و به هر دلیلی‌، باید اعتراف کرد که رمضان و عید در شعر زنده و جدی امروز ما، تقریباً به فراموشی نهاده شده است و نگارنده این سطور، هرچه به محفوظات خویش سر می‌کشد، در آثار شاعران مطرح و برجسته این چند دهه‌، اثری از پرداختن به این موضوع نمی‌یابد. اگر هم چنین آثاری باشد، مسلماً بسیار اندک و انگشت‌شمار است‌

بازتاب عید فطر در شعر کلاسیک

رمضان در شعرکلاسیک فارسی همواره به عنوان یک مضمون و مفهوم بزرگ مورد توجه شاعران بوده است، از عید فطر نیز با پرداخت ها و نگاه های متفاوت در ادبیات کلاسیک یاد شده است. من تنها به چند نمونه اشاره می‏کنم.

شیخ اجل سعدی، زمانی که هلال می‏‌بیند هلال رمضان باریک و باریکتر شده است، در وداعیه ای با ماه رمضان اینگونه بدرود می‏گوید:

برگ تحویل می‌کند رمضان

بار تودیع بر دل اخوان

یار نادیده سرزود برفت

دیر ننشست نازنین مهمان

وی در ادامه این وداعیه با اشاره به عید و تاکید بر نگهداشتن جوهر ایمان می‌گوید:

روزه بسیار وعید خواهد بود تیرماه و بهار و تابستان

تا که در منزل حیات بود سال دیگر که در غریبستان

خاک چندان از آدمی بخورد که شود خاک و آدمی یکسان

کارجان پیش اهل دل سهل است تو نگه دار جوهر ایمان

می‏گویند غزل عاشقانه را سعدی به اوج می‏رساند و غزل عارفانه را مولانا و حافظ برای آنکه نه سعدی مکرری باشد و نه مولانای تکراری، عاشقانه عارفانه غزلی سرود بی‏رقیب و بی‏نظیر… باور بر این است که شعرهای حافظ درباره رمضان و روزه اغلب « فطریه» است. از این شعر چنین استنباط می‏شود که حافظ در نقد زاهدان رویاکار است و سخت بر آنان می‏تازد.

روزه یک سو شد و عید آمد و دل‏ها برخاست

می زخمخانه به جوش آمد و می باید خواست

توبه زهد فروشان گرانجان بگذشت

وقت رندی زطرب کردن رندان پیداست

چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد

این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست

باده نوشی که در او روی و ریایی نبود

بهتر از زهد فروشی که در او روی و ریاست

ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق

آنکه او عالم سر است بدین حال گواست

فرض ایزد بگذاریم وبه کس بد نکنیم

و آنچه گویند روا نیست نگوئیم رواست

حافظ درد دین دارد، او در غزلی دیگر و فطریه‏‌ای دیگر روشنتر باز گفته است که سلامت واقعی عبادت و روزه از آن کسی است که غرور ندارد و خودبین نیست و بر طاعت خویش نمی‏نازد و در عبادت اهل معامله نیست و به وحدت طاعت و عبادت رسیده است و روزه او را گرفته است نه او روزه را.

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد هلال عید به دور قدح اشارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آن‌کس برد که خاک میکده عشق را زیارت کرد

مقام اصلی ما گوشه خرابات است خدایش خیر دهاد آنکه این عمارت کرد

بهای باده چون لعل چیست؟ جوهرعقل بیا که سود کسی برد کاین تجارت کرد

نماز در خم آن ابروان محرابی کسی کند که به خون جگر طهارت کرد

فغان که نرگس جماشّ شیخ شهر امروز نظر به دردکشان از سرحقارت کرد

به روی یار نظر کن زدیده منت دار که کار دیده نظر از سر بصارت کرد

حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ اگر چه صنعت بسیار در عبادت کرد

سخن آخر تک‏بیتی از همام تبریزی، شاعر عارف مسلک سده هشتم هجری است. او با اندوه و دلواپسی از رفتن رمضان یاد می‏کند:

رمضان رفت و ندانم که زما بد خشنود

یا نه اندیشه آن ذوق دل ما بربود

عمل ما اگر این است که ما می‌بینیم

نرود ماه مبارک ز بر ما خشنود

0 پیام برای این مطلب ثبت شده