پاس‎داران بی‎دفاع آزادی بیان

روز جهانی آزادی بیان (2 می) امسال مصادف با حادثه‎ خونین و دل‎خراشی شد که جان حدود ده خبرنگار را گرفت. این رخداد زمانی اتفاق افتاد که هنوز هم حنجره رسانه‎ها با روایت‎های غم‌انگیزی پر بود. حوادثی چون حمله انتحاری به مرکز توزیع تذکره در ناحیه 13، حوادث مرگبار دیگری در قندهار، ننگرهار و سایر نقاط کشور، در حول و حوش همین حادثه رخ داد؛ حوادثی که همین قربانیان روز دوشنبه، روایت آن را ثبت کرده و به تصویر کشیدند.

شکی نیست که هدف قرار دادن منادیان اصلاحات و پرچم‎داران آزادی بیان از جانب هر حلقه‎ی کثیفی که صورت گرفته باشد، به معنای دشمنی با قلم، عداوت با آزادی و خصومت با اصلاحات است. به همین دلیل است که انگشت انتقاد قلم به دستان و کارشناسان به جانب برخی عوامل درون ساختاری اشاره می‎شود. زیرا در نظامی‎که ابزارهای جنگ نیابتی، عوامل فساد، مجریان اختلاس و… باعث تضعیف نظام سیاسی و مانع ترقی کشور می‎شود، آزادی بین دشمنان زیادی دارد؛ دشمنانی‎که از ترس فاش شدن اعمال پشت پرده و روشن شدن کارنامه‎های سیاه‌شان می‎ترسند.

به همین دلیل است که رسانه‎گران و خبرنگاران همواره قربانی اهداف ملی، همگانی و انسانی می‎شوند.

از بند و بازداشت گرفته تا جان سپردن‌شان در نتیجه‎ رخدادهای جنگ و خشونت، انتحاری و… همگی بیانگر این است که این قشر، سربازان بی‎دفاع آزادی بیان می‎باشند.

از دیگرسو، حکومت و سایر نهادهای مسوول حکومتی و غیرحکومتی، برخلاف ادعایی که دارند، نه تنها امنیت رسانه‎ها را تامین نتوانسته‌اند؛ بلکه به تمثیل آزادی بیان به معنای واقعی و کیفی آن نیز پای‌بند و معتقد نبوده‌اند. زیرا در معیارهای رعایت آزادی بیان آمده است که: «انحصار کامل وسایل ارتباط جمعی و اطلاع‌رسانی و گردش اطلاعات در دست دولت، اعمال سانسور گسترده در همین حیطه‌ای که در انحصار خودشان و سرکوب گسترده صداهای دیگر و صداهای مستقل به معنای استبداد رسانه‎ای و عناد با آزادی بیان است.» اگر به درستی نگریسته شود، این معیارها با گذشت هر روز پر رنگ‎تر مشاهده شده و بسیاری از رسانه‎های آزاد نمی‌توانند به اطلاعات مورد نظرشان دسترسی داشته باشند و بسیاری از معلومات مفید و موثر به هیچ‌وجه در دسترس رسانه‎ها قرار نمی‎گیرند. مثال روشن آن عوامل پشت پرده حملات انتحاری اخیر است که مثل سایر موارد آن مسکوت مانده و فراموش می‌شود.

آنچه بدیهی است اینکه، جدا از اینکه باید خبرنگاران در امنیت کامل جانی، مصونیت مطلوب شغلی و حفظ منزلت اجتماعی‌شان به سرببرند، این سربازان بی‎دفاع آزادی بیان می‎باید در حوزه کاری‌شان به ابعاد مهم آزادی بیان و دسترسی داشته باشند. این پدیده اما در یک بیان ساده اضلاع مختلفی دارد که بدون وجود این اضلاع یک موجود ناقص‎الخلقه خواهد بود.

براساس معیارهای تعریف شده، ضلع اول آزادی بیان رقابت سیاسی است که طرف‌ها را مجبور به یارگیری کرده و راه انتقادها را باز می‌کند و افراد می‌توانند از طرف مقابل انتقاد کنند. در این یارگیری و انتقادات، فضایی برای نیروهای مستقل و کارشناسان باز می‌شود.

ضلع دوم فعالیت نهادهای مدنی است که خواست‌ها و دغدغه‌های گروه‌های صنفی و مردم نهاد را عرضه می‌کند. ضلع سوم دستگاه قضایی مستقل است که تضمین‌کننده حقوق اساسی و مدنی شهروندان است. ضلع چهارم نیز ساختار حقوقی است که متضمن شکل‌گیری رسانه‌ها و نهادهای غیردولتی و مستقل است مانند رادیو تلویزیون‌های خصوصی.

اما متاسفانه که این چارچوب حقوقی ایجاد نگردیده و در فقدان آن، ضلع‎های آزادی بیان نیز ضربه‎ی جدی دیده است. باید برای ترمیم این بنای ویران که در واقع قربانیان آن خبرنگاران هستند، قدم‎های جدی برداشته شود. گام‎هایی که مصونیت شغلی، امنیت جانی و آزادی بیان واقعی را محقق ساخته و شعارهای داده شده از جانب حکومت را نقش برآب ننماید.

علیسینا مهترخیل

0 پیام برای این مطلب ثبت شده