پاکستان، دولت جدید و تغییر جغرافیای جنگ

پاکستان از کشورهای مهم منطقه و همسایه‌ی دیوار به دیوار افغانستان، برای کشور ما دارای اهمیتی فوق‌العاده است، زیرا سیاست‌ها و راهبردهای بیرونی، منطقه‌ای و حتا داخلی این کشور تأثیری مستقیم و غیرمستقیم بر تحولات افغانستان دارد و از همین منظر استکه برسی موضع‌گیری‌ها و پالیسی‌های سیاسی و امنیتی دولت حزب مسلم‌لیگِ شاخه‌ی نواز که قرار است در همین روزها نخست‌وزیری از آن حزب انتخاب گردد، جای بحث و گفت‌وگوهای زیادی دارد.

بنابراین، توجه به برخی موضع‌گیری‌ها و سیاست‌های نواز شریف به عنوان نخست‌وزیر جدید پاکستان می‌تواند راهگشای این بحث بوده و به بررسی بیشتر این مقوله کمک نماید. آقای نواز شریف هم پیش از برگزاری انتخابات و در زمان مبارزات انتخاباتی و هم بعد از تثبیت کرسی‌های حزبش در پارلمان و مشخص شدن اینکه این حزب، رهبری آینده‌ی پاکستان را برعهده خواهد داشت، از وضعیت شکننده‌ی پاکستان در بُعد امنیتی، سیاسی و اقتصادی به شدت ابراز نگرانی کرده و راه‌حل‌هایی را برای مقابله با این وضع پیشنهاد کرده است. از جمله مذاکره با تحریک طالبان پاکستانی برای ختم جنگ و قطع همکاری‌های کشورش با امریکا در مبارزه با هراس‌افکنی!

اگرچند که تا بحال نیز پاکستان همکاری صادقانه در مبارزه با هراس‌افکنی نداشته است و مناطق قبایلی این کشور به عنوان محور شرارت، هراس‌افکنی و صدور هراس‌افکنی در منطقه شناخته می‌شوند و افغانستان بارها نسبت به آن هشدار داده است ولی توجهی درباره‌ی آن صورت نگرفته است؛ نه کشورهایی که به بهانه‌ی جنگ با هراس‌افکنی به رهبری امریکا در افغانستان نیرو فرستاده اند و نه شورای امنیت سازمان ملل و سایر مجامع جهانی به این موضوع توجه کرده اند.

اما سیاست تازه و رسمی پاکستان مبنی بر مذاکره با تحریک طالبان این کشور و قطع همکاری در مبارزه با هراس‌افکنی در هم‌پیمانی با امریکا نشان از آن دارد که دولت جدید پاکستان تلاش دارد با تغییر جغرافیای جنگ، ناامنی‌ها و هراس‌افکنی در کشورش را کاهش داده و زمینه را برای توسعه‌ی اقتصادی و بهبود امنیت خود فراهم سازد. در مقابل قرار است ده‌ها هزار جنگجوی طالب که برای مبارزه، جنگ و خشونت تربیت شده اند و شعله‌های تزریقی جهاد و شهادت در وجودشان زبانه می‌کشند، برای مبارزه با نیروهای بیگانه و همچنین حکومت به قول آن‌ها دست‌نشانده در افغانستان، به آن اعزام شوند.

به احتمال قریب به یقین بسته شدن مدارس دینی پاکستان و اعزام طلبه‌های آن به افغانستان در همین راستا قابل تحلیل و ارزیابی است. ثمرات و نتایج این راهبرد پاکستان، امروزه در افغانستان، گسترش ناآرامی‌ها و شدت حملات انتحاری است. شاخ شمال کشور همچون شهرستان وردوج در بدخشان و برخی نقاط دیگر، هر روز ناامن‌تر می‌گردند و ولایت پنجشیر به عنوان امن‌ترین ولایت کشور، مورد حمله‌ی نفوذی‌های هراس‌افکنان قرار می‌گیرد. این شواهد، همه بیانگر بدترشدن اوضاع در افغانستان است و عامل اصلی آن راهبرد دولت جدید پاکستان است که در روزهای اخیر شاهد ایجاد آن خواهیم بود.

بنا براین، سیاست دولت جدید پاکستان علیه افغانستان سیاست خصمانه‌تر از گذشته خواهد بود و این کشور سعی می‌ورزد تا با اعزام ده‌ها هزار جنگجوی طالبان در نقاط مختلف افغانستان، بر بی‌ثباتی و جنگ درکشور دامن بزند، بخصوص آنکه افغانستان هر روز به روزهای سرنوشت‌ساز خود نزدیک‌تر می‌شود؛ انتخابات ریاست‌جمهوری و شوراهای ولایتی در بهار سال آینده و خروج نیروهای بیگانه از کشور، که هر کدام با توجه به اهمیتی که دارند می توانند به مثابه‌ی پارادایم جدید درافغانستان به شمارآیند ولذا تلاش پاکستان برای بی‌ثباتی، اخلال امنیت و به بن‌بست کشاندن پروسه‌های امنیتی و سیاسی درافغانستان از اهداف اساسی این کشور در قبال افغانستان تلقی می‌گردد. از این رو، ایجاب می‌کند که افغانستان نیز برای مقابله‌ی تهاجمی علیه پاکستان از پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های موجود در این کشور استفاده نموده و از برخورد همسان جهت کاهش تهدیدهای اسلام آباد بهره ببرد.

به عنوان مثال می‌توان از گسست‌های اجتماعی و اختلافات قومی و سیاسی که در شماری از ایالت‌های پاکستان وجود دارد و هر روز تشدید می‌گردد به عنوان یک پادزهر قوی بهره برده و توپ را به میدان پاکستان انداخت.

اگرچند که این راه حل نمی‌تواند راه حلی معطوف به ایده‌آل‌های انسانی باشد اما برای کشوری که زبان دیپلوماسی و همسایه‌داری نیک را برنمی‌تابد و آرامش و پیشرفت خود را در بی‌ثباتی و ناآرامی همسایه‌ی خود می‌داند، می‌تواند به عنوان یک راه حل کوتاه‌مدت، مورد استفاده قرار بگیرد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده