پاکستان میزبان دور سوم بازی جام صلح!

دو مرحله از گفتوگوهای چهارجانبهی صلح میان افغانستان، پاکستان، امریکا و چین درحالی با میزبانی اسلام‏‌آباد آغاز میگردد که طالبان کماکان بر طبل جنگ کوبیده و راه رسیدن به خواستههای‏‌شان را از طریق خشونت دنبال میکنند.

گویا امسال به دلیل استقبال از جام صلح و فیر شادیانه برای ورود بازیکنان ناکام این جام، دمی هم تفنگ جنگجویان نیاز به پاک‏کاری پیدا نکرده و آتشبس زمستانی هم رعایت نشد. زیرا قضای آسمانی با فضای زمینی افغانستان سازگاری یافته و هوای گرم و عاری از برف و بارش زمستانی، زمینهمساعدی را جهت گرم نگهداشتن جبهههای جنگ فراهم آورد.

از بد روزگار، صحنهی جنگ در هلمند و بغلان و برخی از نقاط دیگر در زمان مذاکرات صلح چهارجانبه داغتر از پیش شده و آرامش شهروندان افغانستان را گرفت. معلوم نیست که این آتشباریها به دلیل امتیازطلبی بیشتر از دولت است یا اینکه هشدارهایی مبنی ناآرام بودن سال 2016، نشانههایش را رو میکنند.

گپ ناتمام جنگ در اوج سخنپرانی از صلح تنها با جبهههای رویارو خلاصه نشد، بل عناصر انتحاری نیز به کمک هم‌سنگران خویش شتافته و درهفتههای اخیر، جادههای پایتخت را خونآگین ساختند. از جان رسانهگران بیگناه گرفته تا راهروان ملکی و پاسبانان پولیس، همگی قربانی این عناصر خشونت‏طلب شدند. اما تنها افغانستان نبود که در این راه قربانی داد. پاکستان نیز از این پدیده جان سالم به در نبرد و حمله به دانشگاهی در پشاور، این شهر را بار دیگر به شوک مطلق به سر برده و سوگوار دانشجویان بیگناه کرد.

در چنین وضعیتی،‌هرچند رسیدن به صلح و متقاعد ساختن عناصریکه زبان آشتی را کمتر تجربه کرده و با لحن جنگ عادت نموده‏اند، دشوار است،‌اما قدر مسلم این است که صلح و آشتی و دست کشیدن جنگجویان از آتشباری تنها نیاز افغانستان نیست، بل ضرورت جدی و اساسی برای پاکستان و سایر کشورهای جهان نیز به شمار میرود. چرا که حامی اصلی جنگجویان جاری در هر دو کشور، هراس‏افکنی است و این پدیده نه مرز میشناسد و نه هم دین و آیین خاصی. رسوخ و نفوذ آنان در مرزهای مشترک افغانستان و کشورهای آسیای میانه، حضور جنجگویان چچنی و ازبکی در افغانستان، آتش زیر خاکستر موجود در سین‏کیانگ چین، پتانسیل فرو نهفته در میان عوامل افراطگرایانه در غرب و… تهدیدی نیست که تنها متوجه افغانستان باشد. هرچند نمیتوان انکار کرد که افغانستان به دلیل ضعف در توان مدیریتی و حکومتداری نامطلوب خویش، بهشت امنی برای لانهسازی هراس‏افکنی شده و جغرافیای مرزی پاکستان نیز سالیان مستمری است که خواسته یا ناخواسته بستر رشد و پرورش هراس‏افکنی شده است.

بنابراین، انتظار میرود تا دور سوم از گفتوگوهای صلح در اسلام‌‏آباد نتیجهبخش واقع شده و بسان یک بازی بی‌‏نتیجه ختم نگردد. زیرا در این صورت، بی‌‏اعتمادی به این روند افزایش یافته و سال آینده را برای دو کشور، آتشین، خونبار و خشونت‏‌آمیز به تصویر خواهد کشید. شکی نیست که اگر مسئول مستقیم چشمانداز ناگوار پیش رو را هرکسی بدانیم، تقصیر اصلی را در این قضیه سردمداران ناکارآمد دو کشور و کسانی دارند که نقش واسطه را در این میان بازی نموده و از نفوذ و قدرت زیادی نیز برخوردارند. به این معنا که هرگاه چین و امریکا به عنوان دو کشور قدرتمند غرب و شرق با توجه به منافع مشترکی در این قضیه دارند و از سویی هم متحدان بزرگ و استراتژیک پاکستان به شمار میروند، نتوانند این کشور را به قطع حمایت از جنگ ترغیب نموده و به کمک به روند صلح وادار نمایند، قدرت و اعتبار این کشورها نیز زیر سوال خواهد رفت.

به هرحال، امید میرود که دور سوم گفتگوها در غیاب جانب اصلی مذاکره که همانا گروههای مخالف مسلح اند، به سمت مذاکرات رویارو رفته و مقدمهی چانه‏زنی به منظور مشارکت منطقی و معقول مخالفان مسلح در ساختار سیاسی افغانستان، آتش‌‏بسی باشد که در فضای آن مردم افغانستان نیز نفس آرامی کشیده بتوانند. از سوی دیگر، انتظار مردم از چهارجانب مذاکره‏‌کننده این است که فضا را برای آشتی به نحوی مهیا سازند که ارزشهای بنیادین مردمی و دموکراتیک زیر سوال نرفته و با اصول اساسی حاکمیت مردمسالار معامله صورت نگیرد. اما اینکه آیا چنین آرزوهایی به واقعیت پیوسته یا بار دیگر مردم شاهد یک بازی وقتگیرانه خواهند بود، باید صبر همیشگی را امتحان نموده و منتظر نتیجهی عملی مذاکرات باشیم.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده