پدیدارشناسی حزب

پیشینه‏‌ی حزب در افغانستان

گفته شد که حزب، سازمان سیاسی مدرن است. در افغانستان نوگرایی سیاسی تقریباً با نام امان‏‌الله خان، پادشاه ترقی خواه این کشور درهم تنیده است. قانون اساسی که ابزاری برای مهار قدرت است، در افغانستان برای اولین بار در زمان او به وجود آمد.

او بود که می‌خواست ساحت سیاست، فرهنگ و اجتماع را در افغانستان مدرنیزه کند. اما اولین حزب سیاسی تقریباً دو دهه بعد از زمان او شکل گرفت. پدیدآورندگان این حزب نه مثل او تحت تأثیر غرب بل با تأثیر پذیری از توتالیتاریسم شرق، می‌خواستند نوگرایی سیاسی را در سرزمین مشحون از سنت به وجود آورند. زمانی که کشور در حالت نیمه‏‌دیکتاتوری و نیمه‏ آزادی بود. جمعی از فرهیختگان افغانستان، گام در این وادی نهادند. اما اینکه کی؟ کجا؟ توسط چه کسانی؟ در این مورد اندکی اختلاف وجود دارد:

برخی «ویش‏زلمیان» (جوانان بیدار) را اولین حزبی می‌دانند که در کابل به وجود آمد. بعضی در عین حال که ویش‏زلیمان را اولین حزب در افغانستان می‌دانند، خواستگاه آن را قندهار معرفی می‌کند که پس از شکل‏‌گیری در آنجا، به کابل و جلال‏‌آباد گسترش پیدا کرد.

گفته می‌شود گروهی از روشنفکرانی که در انجمن ادبی کابل قلم، می‌زدند، این حزب را به وجود آوردند. مورخان معاصر تاریخ شکل‏‌گیری آن را سال در سال ۱۳۲۶ می‌دانند و برخی دیگر سال 1325 و بعضی از دیگر سال 1324 ذکر کرده اند. این دعوایی است که بین تاریخ‏‌نگاران معاصر وجود دارد. اما به نظر می‌رسد این دعوا چندان حاصل و ثمری به همراه ندارد.

باید بین نضج و رویش اولیه یک تشکیلات یا شخص حقوقی و شکل‏‌گیری رسمی آن تفاوت قائل شد. در این مورد نیز، ممکن است ایده ایجاد حزب ویش‏زلمیان مدت‌ها قبل از شکل‏‌گیری رسمی آن مطرح بوده است و نشست‌هایی به این منظور صورت می‌پذیرفت، چنانکه بعضی مانند عبدالحی حبیبی؛ مورخ کشور، سابقه ایده و طرح اولیه این حزب را به سال 1312 می‌رساند.

آن چه مسلم است، اینکه کنگره‏‌ی این حزب، در سال 1327 دایر گردید. بنابراین، همین تاریخ را می‌توان تاریخ شکل‏‌گیری این حزب دانست. گروهی که ویش‏زلمیان را به وجود آوردند در آن مقطع تاریخی جزو نخبگان افغانستان محسوب می‌شدند. اما اینکه آیا در همان مقطع تاریخی دارای گرایش‌های چپ بودند یا خیر؟ به درستی معلوم نیست، اما در سال 1329 در سرمقاله انگار، اهداف حزب این گونه بیان می‌شود: «خدمت به ملت افغان، مبارزه در برابر مردم‏فریبی، زورگویی، خودكامگی، استثمار، خیانت، رشوه‌خواری و رسم و رواج‌های خرافی» که می‌توان رگه‌هایی از تفکر چپ را در آن مشاهده کرد. به هر صورت بعدها اعضای آن، جزو برجستگان حزب خلق شدند که قدرت را در دست گرفتند. از این رو است که کمونیست‌ها در این مورد، خود را پیشتاز می‌دانند و نقش نورمحمد ترکی را در مورد برجسته می‌کنند. آنان مدعی‌اند که برای اولین بار در منزل نورمحمد ترکی، ویش‏زلمیان اساس‌گذاری شد.

صرف ارزش‌‏گذاری در این باب و اینکه آیا ترکی دارای نقش رهبری‏‌کننده بوده یا نه؟ تقریباً تمام تاریخ نگاران معاصر، نورمحمد ترکی را از بنیان‌گذاران حزب ویش‏زلمیان ذکر کرده‌اند.

آنچه قابل یادآوری است اینکه حزب ویش‏زلمیان همراه با تعصبات قومی و زبانی پدید آمد. از این رو می‌توان گفت این حزب از نظر فکری ناقص متولد شد. به آن دلیل که حزب به مثابه سازمان سیاسی مدرن، دارای تفکر ملی است. پدیدآورندگان ویش‏زلیمان، قالب حزب را ایجاد کردند اما از خلق و ایجاد محتوا عاجز ماندند.

آنان نه ترکیب ملی داشتند و نه تفکر ملی، تقریباً قریب به اتفاق اعضای ویش‏زلمیان، متعلق به یک قوم یعنی پشتون بودند. همین تفکر تنگ قومی و زبانی، قبل از هر چیز، دامن‌گیر خود حزب شد و تشکیل‏‌دهندگان حزب دچار اختلاف شدند. گروهی که دارای گرایش‌های تندتر قومی بودند نام حزب را ویش پشتون گذاشتند. در سال۱۳۳۰ اعضای حزب ویش‏زلمیان قندهار، راه خود را از پایتخت‏‌نشینان جدا کردند و برای حزب خود عنوان «اخوت» را برگزیدند

. به این ترتیب، اعضای حزب ویش‏زلمیان که به یک زبان و قوم خاص تعلق داشتند با آن هم نتوانستند در پیشبرد اهداف‏‌شان همگرایی را پیشه کنند. بنابر این می‌توان گفت معیارهای حزب به مفهوم واقعی آن، در این تشکل قومی، قابل تطبیق نبود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده