پدیدار شناسی حزب

در گذشته‌های نه چندان دور، شکل قدرت و دولت و مؤلفه‌های سیاست، ساده بود. گستره‌ی قلمرو به مثابه مؤلفه سرزمینی، نیروی جنگ‌آور و کار آزموده، به مثابه‌ی نیروی انسانی و در نهایت، فرمان روا و اقتدار او، در پهنه قلمروش و نفوذ او به وسعت پراکندگی نیروهایش به منزله هسته قدرت، تداعی کننده یک امپراتوری یا هویت بخش یک دولت بود. بنابراین، قلمرو، نیروی انسانی و فرمانروا، هر کدام ضلعی از اضلاع قدرت و مؤلفه‌های سیاست برشمرده می‌شد؛ اما ساخت، آرایش، و ترکیب قدرت و سیاست در دنیا کنونی بسیار پیچیده است. مؤلفه‌های متنوعی در بستر سیاست و جود دارد که سیاست و دولت را از مفهوم کلاسیک آن متمایزی می‌کند. از مؤلفه سیاست و سیاست ورزی به مفهوم علمی، حرفه‌ای و امروزی آن، احزاب است. از این رو وجود احزاب را می‌توان از شاخص‌های جامعه آزاد دانست. جامعه‌ی که از عدالت سیاسی برخور دار است و سیاست در نقطه‌ای خاصی متراکم نیست. بلکه هر گروهی، می‌تواند، سهمی از قدرت داشته باشد و حق دارد برای بهبود جایگاه خود، فربه‌تر کردن سهم خود در قدرت و به کرسی نشاند اهداف و آرامان های خود، در بستر ملی تلاش و فعالیت بورزند. به این جهت است که وجود احزاب سیاسی و تعدد آن‌ها را «چرخ دنده ماشین دموکراسی» بر شمرده‌اند. به این ترتیب می‌توان گفت احزاب سیاسی و آزادی فعالیت آن‌ها، هویت بخش کثرت‌گرایی سیاسی و نهادینه کننده دموکراسی است. وجود احزاب باعث انضباط سیاسی می‌شود. فعالیت و تمرین سیاسی را سامند می‌کند و رسیدن به اهداف سیاسی را ساختارمند می‌نماید. بنابراین، وجود احزاب معطوف به آن است که جامعه از ساختارهای موزائیکی و جزیره‌ای عبور کرده است. قومیت، خون، قبیله، مذهب، زبان و سمت که هر یک، هویت «یک من» است، نمی‌تواند افراد جامعه را از هم جدا کند، این خرده هویت‌ها، همه، هویت بخش «یک ما» کلان است که آن، مای ملی است. بنابراین، در جامعه که احزاب وجود دارد، اشکال و تنوع هویت‌ها، عناصر و تشکیل دهنده هویت ملی است و در مقابل، همه بهری از هویت ملی دارد. در چنین جامعه‌ای، سیاست، رنگ حرفه‌ای دارد و معطوف به منافع ملی است به این معنا که به رغم تنوع و دگرگونی‌ها و کثرت‌گرایی‌های سیاسی، نهایت تمام آن‌ها در یک وحدت می‌رسد و خود را در آن وحدت باز تعریف می‌کند و آن، چنان که گفته شد منافع همگانی و منافع ملی است. چنین است که نضج و رویش احزاب در بستر تاریخی خود، همراه با شکل گیری کمیته‌های انتخاباتی و همگام با انعقاد نطفه نظام‌های پارلمان در اروپا است.

اگر در جامعه‌ای، با وجود احزاب، هویت‌های کوچک خود را در تعارض با هویت کلان می‌بیند، برخی، بی‌دلیل از شکل گیری هویت ملی هراس دارند، یا کثرت گرایی سیاسی به شکل واگرایی تبلور می‌یابد و هیچ‌گاه در بستر وحدت منافع ملی نمی‌رسند و پیوند بر قرار نمی‌کند، به این معنا است که این احزاب، واقعی نیست از جایگاهی حزب بر خور دار نیست و عناصر لازم حزب را ندارد؛ لذا، از آن‌ها به احزاب شخصی یا قومی تعبیر می‌شود. به تبع، این امر بیانگر آن است که سیاست‌ورزان نیز در چنین جوامعی، حرفه‌ای نیستند، سیاست ورزی حرفه‌ای، معطوف به مسئولت پذیری در قبال مردم و منافع ملی است. در نتیجه، می‌توان گفت چنین سیاستمدارانی، در حقیقت تاجران سیاسی هستند نه سیاست مدار حرفه‌ای. تفاوت سیاست مداری حرفه‌ای، با سیاست مدار غیر حرفه‌ای و تاجر سیاسی در آن است که اولی، به دنبال منافع است همراه با مسئولیت پذیری و احساس تعهد در قبال مردم و منافع میهن، به این دلیل، هیچ گاه منافع ملی را زیر پای نمی‌نهد؛ اما دومی هم به دنبال منافع است؛ ولی به هر قیمت و بدون محدودیت. چنین است که فرا روی چنین فرد یا افرادی، هیچ خط قرمزی و جود ندارد. آن‌ها، اگر پای منافع شخصی در میان باشد، حاضر هستند منافع ملی را نیز قمار بزنند. در نتیجه با نبود سیاست و رزان حرفه‌ای حزب حرفه‌ای و به معنای واقعی شکل نمی‌گیرد. در این نوشتار، می‌خواهیم بدانیم که حزب به معنای واقعی و حرفه‌ای چه تعریف دارد، داری چه عناصر و ساختار است؟

0 پیام برای این مطلب ثبت شده