پدیده ای ننگین اما جا افتاده

شاید نا بسامانی‏‌های اجتماعی و سیاسی علت بسیاری از پدیده های نکوهیده‌‏ی اجتماعی مانند بچه بازی وسوء استفاده‏ های جنسی از کودکان درکشور باشد و یاشاید رشد چنین پدیده‌‏ها به نابسامانی های سیاسی و اجتماعی ارتباط نگیرد و بافت فرهنگی و سنتی زمینه‌‏ساز و بسترساز این پدیده های مذموم باشد.

به هر حال باید در این باره تحقیقات وسیع و همه جانبه صورت گیرد و ریشه‏‌های اساسی این پدیده روشن شود تا راهی برای نجات از آن سنجیده گردد هرچند که برای فعلا چنین امکاناتی وجود ندارد.

در تازه ترین گزارش کمسیون مستقل حقوق بشر آمار تکان‏دهنده‌‏ای از پدیده بچه بازی در کشور اعلام گردید و سیما و بافت اجتماعی را به گونه‌‏ی دیگری ترسیم کرد و به تصویر کشید. وقتی سیاست‏‌مداران ما تمام وقت در کشمکش های سیاسی و درگیری‏‌های قدرت افروزی و برتری طلبی های کورانه به سر ببرند باید هم وضع مردم به اینجا بکشد و فقر تا جایی پیش برود که نه تنها علت ناهنجاری های اجتماعی شود بل توجیه‌‏گر سنت ها و پدیده های مذموم نیز تلقی گردد و مردم با توسل به دامن فقر دست به هر سنت خراب و ناپسند و به دور از مرام انسانی بزنند و خیال‏‌شان راحت باشد که این فقر است که ما چنین کاری را انجام می‏دهیم.

در یک دهه گذشته با آن که زمینه‌‏ها و فرصت های زیادی برای بهبود وضع زندگی مردم چه به صورت صوری و نمادین و چه به صورت واقع بینانه فراهم آمده است، اما در کنار آن ما با پدیده های نو دیگری نیز دست به گریبان شده ایم و یا این پدیده ها از سابق وجود داشته اند وبرملا نشده‌‏اند. اما در کشور ما اگر پدیده ای جرم هم باشد و در قانون برای آن جزا تعیین شده باشد در صورت ارتکاب به آن مگر به آن جرم رسیدگی واقعی و عادلانه و قانونی صورت می گیرد؟ جواب این پرسش از بر آمدن آفتاب هم روشن تر است.

تا پول و زور و واسطه باشد و مافیا نیز حمایت همه رقم داشته باشد مجرم در سطح کلان هیچ گاه به وجود نمی آید و فقط دله دزد های خرده ریز و خرده پا به دام می افتند و زمانی در بند به سر می برند و در شب عیدی و شب سال نوی و یا در روز استرداد استقلال عفو می گیرند و خلاص !

کمسیون حقوق بشر هم در این گزارش خود از حکومت خواسته است که پدیده بچه بازی را در قوانین به عنوان جرم قلمداد کند و برایش جزایی را در نظر بگیرد تا باشد که این پدیده کاهش یابد. این خواسته هر چند که به جا است و باید با این پدیده ناپسند و شرم آور که قربانیان آن کودکان بیگناه هستند مبارزه کرد و پیکارهای وسیع راه اندازی کرد، اما به نظر می آید کار به این جا هم ختم نمی‏‌گردد زیرا آن گونه که از شواهد و قراین پیدا است این پدیده بسیار نکوهیده و کاملاً غیراخلاقی، ریشه عمیق تری فراتر از فقر دارد و باید تاریخی تر و اساسی تر ریشه های آن را کاوید و کنکاش کرد تا بتوان راه حل مناسب و محکم وعملی تر را برای نجات کودکان پسر از دام بی رحم شیادان زورمند و مسلح یافت.

علت این پدیده تنها فقر و جهل و جرم به شمار نرفتن بچه بازی نیست و نمی تواند باشد. شاید بتوان با از بین بردن این علت ها، آن معلول را کاهش داد، اما نمی توان آن را به طور کامل ریشه کن کرد. باید علت های واقعی آن را دریافت، که شاید ریشه در روان و ساختار فکری و ذهنی بخشی از جامعه داشته باشد. آن بخش از جامعه که با پشتوانه های زور و پول و سلاح و با سابقه های فکری نه چندان سالم به این پدیده دامن می زنند و اگر ممانعتی هم سر راه ترویج آن چه از نظر قانونی و چه از نظر مرام و اخلاق اجتماعی نباشد آن را گسترش نیز می دهند چنان چه که شاهد آن بوده ایم.

به نظر می آید قباحت بسیاری از پدیده های نا هنجار اجتماعی فقط در بیان و برملا کردن آن پدیده می باشد نه در ارتکاب آن و گویا گفتن و آشکار کردن آن از نظر اجتماع بیشتر مذموم به شمار می رود تا پرداختن و عادت داشتن به آن عمل. یعنی این پدیده ها از قباحت بیان بیشتر برخوردارند تا قباحت عملی و این همان خطر مخفی است که به دامن زدن و گسترش آن کمک های زیادی کرده و می‏کند. عده زیادی به این کار ننگین مبتلا و گرفتارند، اما چون به صورت ناخودآگاه در جامعه جا افتاده، گویا گریزی از آن نیست.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده