پرنده‌ی نمادین صلح

پرنده پرواز کرد نه از شاخه‏‌ی درختی بل از دستان کودکی کنجکاو که بارهایی پرنده سفید آرزوهایش می خواهد صلح را به خانه اش، به کوچه اش و به سرزمینش بیاورد. پرنده به آسمان آبی پرواز کرد. آسمان آبی که سخاوت‌مندانه سینه فراخش را برای پرواز پرندگان گشوده است.

نمایش نمادین پرنده‏‌ها از شاخ انگشتان کودکان این سرزمین در 21 سپتمبر هر سال تکرار می‏شود. آسمان آبی با به پرواز در آمدن کبوتران سفید صلح زیباتر می‏شود. همه یک آرزو دارند، صلح بیاید، آرامش برقرار شود. امنیت تأمین گردد. مگر این‏ها کجا رفته اند که همه منتظر آمدن آن‏ها هستند؟ گاهی سینه آسمان شهر مان با بالن‏‌های گلابی‏‌رنگ به جای کبوتران پر می‏شود. گاهی زنان از نماینده پارلمان گرفته تا خانم یک رهبر دست به اقدام می‏شوند و خواهان پا درمیانی برای آوردن صلح می‏گردند.

هما سلطانی ادعا می‏کرد با ملاعمر در تماس است و اگر دولت بخواهد، می‏تواند با ملاعمر رهبر شورشیان که گاهی بنابر سیاست روزانه نام این گروه مخالف مسلح دولت، گاهی شورشی و گاهی طالب گذارده می‏شود، مذاکره کند، تا صلح بیاید، آرامش بیاید و امنیت تأمین گردد. اما چرا دولت به این ادعای هما سلطانی وقعی ننهاد و به آن توجهی نشان نداد تا این که سر و صدای او هم برای مذاکره و آمدن صلح به خاموشی گرایید.

آیا از این طریق راهی به صلح باز نمی‏گردید؟ آیا امکان نداشت طالبان که با حضور زنان در اجتماع مخالف هستند با این حرکت نمادین ( مذاکره با یک زن) خواستار صلح بودند که دولت به آن هیچ توجه نشان نداد، شاید حقایق دیگری پشت پرده وقایع نهفته باشد.

چرا تلاش‏‌ها برای ایجاد امنیت و آوردن صلح در کشور ما بی‏‌نتیجه مانده است. تقریباً هر گونه تلاش برای آمدن صلح از هرکس از داخلی و خارجی گرفته تا کودک و زن صورت گرفته اما چرا نتیجه ی مطلوب به دست نمی‏‌آید؟

کودکان با رها کردن کبوتران آرزوی‏شان را برای زندگی با امنیت و آرامش به نمایش می‏گذارند. خارجی‏ها با تمام توان خود به کشور ما آمده اند تا برای مردم صلح سراسری و پایدار را به وجود آورند.

اندیشمندان و کارشناسان با طرح‏‌ها و افکارشان در راه صلح گام برداشته اند و یا بر می‏دارند. علما با گفتار و ارشادات دینی، خواهان صلح شده اند و می‏شوند.

اما چرا پرنده سبک‏‌بال و سفیدرنگ صلح به آسمان قلب مخالفان و آشوب‏گران و اخلال‏گران امنیت به پرواز در نمی‏‌آید؟

این آرمان دیرینه‏‌ی مردم است که می‏تواند تضمین‏‌کننده رفاه و پیشرفت ما باشد اسیر زد و بندهای سیاسی است. و پشت میز مذاکره منتظر تحقق خواسته‏‌ها و اهدافی دور از منافع ملی است تا که سندش به امضا برسد.

صدای خنده کودکانی که پرنده‏‌های صلح را پرواز دادند سینه‏‌ی آسمان را شکافت این خنده از ابرها گذشته و انعکاس آن خنده‏‌های کودکانه هنوز در گوشم است و پرسشی که پاسخ‏‌های گوناگون دارد اما در عینیت کودکان چیزی از صلح نصیب ندارد و چیزی از آن هم نمی‏دانند چون کودکان ما آن را تجربه نکرده اند. آرزو دارند آن را چون پرنده سفیدی به دست آورند. آیا با این روند کنونی داعیه داری صلح این مطلوب گم شده به چنگ خواهد آمد؟آیا نبود جنگ صلح است؟ آیا همین که سلاح‏‌ها به زمین گذاشته شوند صلح آغوش می‏‌گشاید؟روز جهانی صلح در کشور ما با جشنواره‏‌های پر طم‌طراق و رنگارنگ و جام‏ه‌ای ورزشی تجلیل می‏شود. اما ای کاش صلح در خنده‏‌ی کودکان ما در بازی کودکانه در گودی‏پران بازی‏ها و در جست و خیزهای شاد تحقق و تجسم می‏‌یافت. در خنده‏‌ی بی‏‌ریای کودکانی که دنیای پاک‏شان چیزی جز صلح و صفا نخواسته و نمی‏‌خواهند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده