پشت پرده‎ی ناامنی‎ها

ناامنیهای شمال، حمله بر کارکنان دادستانی کل، گروگانگیری و … که امروزه دمار از روزگار مردم و دولت درآورده و اعتراضهای مدنی، مردمی و سیاسی را علیه حکومت افزایش داده است، بیشتر از پیش به تضعیف حکومت وحدت ملی انجامیده و اعتبار آن را بیشتر از پیش در افکارعمومی کاهش داده است.

در این میان، وظیفهی نهادهای کشفی و استخباراتی است که باید با مساعدت نهادهای همکار داخلی و خارجی شان از پشت پردهی این بازیهای خشونتطلبانه پرده برداشته و به اطلاع افکارعمومی برسانند. بدیهی است که هرگونه اطلاع از منابع و مجاری اصلی این ناامنیها در جلوگیری و مقابله با این پدیده نیز کمک خواهد کرد.

به نظر میرسد هرکدام از این هراسافگنیها در جایگاه خود شان قابل ارزیابی بوده و عوامل و دلایل مختلف دارند.

به طور مثال، امنیت شمال را میتوان در چهارچوب بازیهای کلان منطقهای و ملی قابل تحلیل قرار داده و از این جهت ارزیابی کرد که ممکن است این پدیده به نحوی در کشورهای آسیای مرکزی صادر شده و به تبدیل شدن آسیای میانه به مرکز بحران کمک نماید. زیرا این فرضیه از دیر زمانی به این سو سر زبانهاست که گویا دههی آینده، دههی خشونت آفرینی در آسیای میانه خواهد بود و هدف از این اقدام نیز در دو محور سیاسی و اقتصادی قابل بررسی است. اول اینکه برخی از رقبای سیای روسیه و چین در صدد اند تا با صدور خشونت طلبی در آسیای میانه، زمینهی حضور در این کشورها برای شان فراهم گردد تا بتوانند در آینده رقبای شرقی شان را از جمله روسیه و چین تحت تأثیر قرار داده و تهدیدهایی را برای آنان نیز ایجاد نمایند. از جانب دیگر، وجود منابع مهم انرژی و بازار رو به رونق اقتصادی آسیای میانه، توجه برخی از مافیاهای اقتصادی را در سطح بینالمللی جلب نموده و این امر خشونت آفرینی در شمال افغانستان و سرایت آن به آسیای میانه نقش به سزایی دارد.

زیرا امروزه کشورهاي قدرتمند از افراطگرايان ابزاري ساخته‌اند که در اختيار منافع خود بوده و از اين طريق بدنبال تاثيرگذاري بر اجرايي شدن مقاصد اقتصادی و سیاسی شان هستند و از اينرو هر يک به نوعي افراطگرايان را در اين منطقه هدايت ميکنند.

در بعد داخلی افغانستان نیز میتوان دستهایی را در ناامنسازی کشور تصور نمود که با عوامل اصلی شورش و خشونت همکاری دارند تا برای بدنامی و ناکامی دولت و حدت ملی بیشتر از پیش کار و فعالت کنند.

اذعان وزارت امورداخله به دخیل بودن عواملی از درون دولت در ناامنیهای شمال، زمزمههایی مبنی بر دخالت برخی از افراد قدرتمند در اختلال امنیت برخی از نقاط کشور و … همگی از جنبههای دیگر ناامنی است که نیازمند شفافیتزایی بیشتر میباشد. به نظر میرسد حمله به کارمندان دادستانی کل نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی بوده و میتوان گفت که بی ارتباط به مافیاهای سیاست و اقتصاد داخلی و منطقهای نمیباشد.

بنابراین، ضروری است تا ابعاد مبهم ناامنیهای اخیر شکافته شده و با ایجاد روشنایی در پرتو تحقیقات جامع، هم در جلوگیری هراسافگنیهای کمک شود و هم اینکه دولت و نهادهای امنیتی از نیشتر افکار عمومی در امان باشد.

اما متأسفانه روند عمومی تاکنون به گونهای بوده است که خشونتهای فزاینده به صورت فصلی افزایش مییابند بدون اینکه از عوامل پنهان و پشت پردهی آن سخن گفته شده و شفافسازیهای مناسبی صورت پذیرد. به هرحال، هرگاه از عوامل پشت پردهی خشونتها سخن گفته نشود، سریال هراسافگنی به گونهی ویرانگر آن ادامه خواهد یافت و تنها کاری که حکومت و نهادهای امنیتی انجام میدهند، دفاع ناقص پس از کشتارهای مکرر خواهد بود و بس. در آن صورت، ارمغان آن اضافه بر کشتار شهروندان کشور، بی اعتباری نهادهای دولتی و کاهش قدرت ملی خواهد بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده