پنج نفر در انتظار اعدام

رویداد پغمان که در نوع خود یکی از بی‏‌پیشینه‏‌ترین وقایع جنایی در کشور به شمار می‏رود، دو دادگاه (اولیه و فرجام‏‌خواهی) به متهمان اصلی این پرونده جزای اعدام صادر کرده است. دادگاه اولیه برای 7 نفر متهم این پرونده، حکم اعدام صادر کرد. در دادگاه فرجام‏خواهی برای دو متهم دیگر که مدارک کافی برای دست داشتن‏‌شان در رویداد پغمان به دست نیامد، حبس‏‌های طولانی در نظر گرفته شد.

این نشستِ فرجام‏‌خواهی به صورت علنی برگزارگردید و زنده ازتلویزیون‏‌ها به نمایش در آمد. تعدادی از متضررین و کسانی که در رویدادهای جداگانه از دزدی و غارت‏‌های مسلحانه در زمان و مکان‏‌های دیگر آسیب دیده بودند نیز با شناسایی این افراد به این محکمه حاضر شده بودند و علیه این متهمان شهادت دادند و اتفاق افتاده برای خود را نیز به گوش و نظر دادگاه رساندند.

قاضی دادگاه بارها و بارها ابراز داشت برای تامین عدالت به همه‏ کسانی در این نشست می‏‌خواهند، حرف بزنند و دادخواهی دارند، اجازه خواهد داد و اجازه داد! حتی به متهمان که ظاهراً حق شان نیز بود اجازه داد زبان به سخن بگشایند و از خود یا دفاع کنند و یا ابراز ندامت، که نه دفاع آن‏ها کارساز شد و نه ابراز ندامت‏‌شان به درد خورد، البته در این دنیا! زیرا آن‏ها به دست خودشان چنین سرانجامی را برای خود رقم زدند حال آنکه دلایل کارهای‏‌شان هر چه که بود بیکاری و بی‏سوادی و جهالت وآشفتگی‏‌های سیاسی، دلایل موجهی برای ارتکاب جنایت نمی‏‌تواند باشد.

متهمان از کردار و رفتار خود پشیمان بودند. نکته‏‌ی جالب این جا بود که همه متهمان اتهام دزدی و راهزنی را می‏‌پذیرفتند، اما همه اتهام تجاوز علیه خود را قبول نداشتند با آنکه علیه آن‏ها مدارک و شواهد وجود داشت، اما با اصرار تجاوز جنسی را به گردن نگرفتند. این نشان می‏دهد که تجاوز و تعرض جنسی تا چه حد حتی در نزد خود مرتکبین آن زشت و ناپسند و نکوهیده است و متهمان این پرونده خواستند تا جایی که امکان دارد خود را از این ننگ و بی‏‌ناموسی و بی‏عزتی نزد وجدان جمعی که همگان شاهد اعتراف‏‌های آن‏ها بودند، و وجدان شخصی برائت دهند اما دیگر دیر شده بود.

قاضی دادگاه هم هر گاه می‏خواست سخنان و یا دفاعیات یکی از متهمین را بشنود و باز این دفاعیات را با سخنان و با بهتر است بگوییم با اعترافات اولیه آن‏ها مطابقت بدهد و علیه خود آن‏ها طبق قانون استفاده کند، می‏گفت شما با پیشانی بازاین حرف‏‌ها را در مراحل اولیه بازپرسی و تحقیق زده‏‌اید و متهمان همه یک‏‌صدا اما نه همزمان بل در زمانی که اجازه سخن زدن داشتند می‏‌گفتند که ما لت و کوب شدیم، شکنجه شدیم و چوب خوردیم، ناسزا شنیدیم و ما را در تلویزیون نشان دادند .

جو این رویداد به اندازه‏‌ای سنگین و وحشتناک بود و جنایت به اندازه‏‌ای شرم‏‌آور که کسی از وکیلان مدافع حاضر نشد که وکالت این متهمان را به عهده بگیرد . وزارت عدلیه برای این متهمان وکیل مدافع تعیین کرد، اما دوتن از این وکیلان مدافع اصلاً در نشست داد گاه حاضر نشدند و به صورت کتبی دفاعیات خود را به دادگاه ارسال کردند که در زمان لازم آن در دادگاه قرائت گردید! اما یکی از وکیلان مدافع که در نشست حاضر بود کار خود را اصولی پیش برد و گفت از جرم این متهمان دفاع نمی‏‌کند، بل از حقوق قانونی آن‏ها طبق قانون حمایت می‏کند.

گمانه‏‌زنی‏‌هایی نیز در این ارتبا ط وجود دارد که در این پرونده هم دست‌هایی از دور بر این فتنه و رویداد ننگ‏‌آور سایه دارد و همه جا ایادی و خرده فرمان‌برداران خود را حمایت می‏‌کنند و کوشش دارند که جهت و سیر دادگاه را به سمتی ببرند که به نفع آن‏ها تمام شود و کسانی که در این رویداد و رویدادهای دیگر آسیب دیده‏‌اند و جان و مال‏‌شان را از دست داده‏‌اند، مانند همیشه باید قربانی باشند تا حکومت چور و چپاول و غارت‌گری مستدام بماند.

هرچند حکم دادگاه فرجام‏‌خواهی، نهایی نیست و دادگاه عالی سرانجام این پرونده را که افکار عامه از پیش حکم آن را صادر کرده، رقم خواهد زد، اما دیده شود که افکار عامه که حکمش را پیش از پیش صادر کرده و خواستار اعدام متهمان این پرونده شده، موفق خواهد شد یا قانون و دستگاه قضایی که فسادش اظهرمن الشمس می‏‌باشد؟

0 پیام برای این مطلب ثبت شده