پیام تلخ کریسمس کاخ سفیدبه کابل

درحالی‌که بخش بزرگی از مردم دنیا با هلهله و هیاهوی وصف‏ناشدنی و شور و شادی تمام، انتظار سال نو میلادی را کشیده و از چند روز پیش برای استقبال سالروز تولد مسیح آمادگی می‌گرفتند، دولت کابل و مردم افغانستان اما پیام‌های تبریکی تلخی را از متحد استراتژیک شان (واشنگتن) دریافت کردند.

کاخ سفید که سیزده سال پیش نوید آشتی و آرامش را به شهروندان افغانستان داده بود، اکنون اما به دلیل نارضایتی از زمامداران قصر گلخانه، بر شیپیور «بازگشت به گذشته‌ی سیاه» ‎‌دمید و این‌گونه پیام تبریک کریسمس را به مردم افغانستان فرستاد.

در آستانه سال نو میلادی تازه‌ترین گزارش اداره ارزیابی اطلاعات ملی امریکا پیش‏‌بینی کرد که همه دستاوردهایی که امریکا و متحدانش ظرف سه سال گذشته در جنگ افغانستان به ‌دست آورده اند تا سال 2017 تباه خواهد شد، حتا اگرهزاران سرباز امریکایی در این کشور باقی بمانند و کمک‌های مالی امریکا به افغانستان مانند گذشته ادامه داشته باشد.

این سخن زمانی به یک طنز تاریخی تبدیل می‌شود که در عین حال برخی از مسولان نظامی کاخ سفید از شهامت، شجاعت و توانمندی نیروهای نظامی و ارتش افغانستان ستایش نموده و آن را امیدوارکننده دانسته اند! به همین دلیل نیز سخنگوی ریاست‏‌جمهوری این هشدار کاخ سفید را نوعی مانور تبلیغاتی در راستای فشار برای امضای پیمان امنیتی تلقی نموده و آن را بی‏اساس و نامعتبر خواند.

پیش‌بینی و کارشناسی عدهای از آگاهان امور در افغانستان نیز براین امر تأکید و تصریح دارد که این گزارش‌های اطلاعاتی امریکا جهت اعمال فشار بر زمامداران کابل است تا بر امضای پیمان امنیتی با صرف نظر از پیش‌شرطهایی چون شروع روند صلح، قطع عملیات نظامی و … شتاب بیشتری ببخشند. این پافشاری از جانب امریکا از آن رو صورت میگیرد که حامیان جنگ افغانستان و حضور سربازان آن کشور در این نقطه پر آشوب به شدت رو به کاهش است. برای دولت دموکرات امریکا که سیاست‌گذاری‌های آن تابع افکار عمومی شهروندان آن کشور است، ابزارهای لازم توجیه حضور سربازان امریکایی در جنگی که طرفدار ندارد، ضروری است و پیمان امنیتی با کابل نیز ورق ضمانتی است که می‏تواند اقناع افکار عمومی را در ایالات متحده امریکا برای ادامه حضور فرزندان شان در افغانستان فراهم نماید.

هرچند صدور این هشدارها در مقطعی ‌که روابط کابل – واشنگتن به شدت یخ زده است، دور از انتظار نمی‌باشد؛ اما تأثیر آن بر ذهنیت عمومی مردم افغانستان به گونه‌ای است که خواسته یا ناخواسته از این پیام کاخ سفید که در آستانه‎‌کریسمس صادر شد، متأثر شود.

با این وجود، قدر مسلم این است که وضع ناگوار آینده‌به همان اندازه که برای افغانستان و شهروندان آن نامطلوب خواهد بود، برای ایالات متحده امریکا که اکنون به حفظ سلطه‌اش در افغانستان و از رهگذر آن در منطقه به منزله یک مسألهحیثیتی می‌اندیشد نیز سنگین و ناگوار تمام خواهد شد. به بیان دیگر، بازگشت افغانستان به گذشته سیاه نه تنها شکست حکومت کابل است، که پیروزی پرهزینهی کشورهای غربی را نیز نقش برآب نموده و امکان نشستن بدیل‌های دیگری را به کرسی ابرقدرت پر مدعای کنونی (ایالات متحده امریکا) قابل تصور می‌سازد.

اما رونماشدن اوضاع آینده در هر حالت بستگی به سیاست‌گذاری‌های کلان و کلی دو دولت واشنگتن و کابل دارد. دو دستگی موجود در میان اعضای کنگره‌امریکا مبنی بر تداوم یا قطع حمایت‌های مالی از افغانستان از یک ‌سو و چاره‏اندیشی کابل برای روزی ‌که گزینه خروج صفری نظامیان امریکا و قطع حمایت‌های مالی آن محقق شود از جانب دیگر، راه برون‏رفت از بحران احتمالی را مهیا خواهد ساخت.

نوع نگاه به این قضیه سه نظر عمده را دربر دارد؛ اول اینکه خروج امریکا یک امر بعید است و سرمایه‌گذاری‌های مادی و معنوی امریکا در افغانستان نشان میدهد که هزینه و برنامه‌‏ی ماندن در استراتژی کاخ سفید طرح پخته شده و نهادینه‌ای است که امکان تغییر در آن وجود ندارد.

بنابراین هرگونه ابراز نگرانی از پیامد آن نابجا خواهد بود. نگاه دوم اما این است که سیاست عملگرای دموکرات‌ها امکان خروج صفری را نیز محتمل می‌داند. بنابراین پیش‌بینی هرگونه وضع و چاره اندیشی برای آن نباید دور از چشم‌انداز دولت افغانستان باشد. واکنش حکومت کنونی به این وضع، رجوع به عناصر جایگزین ایالات متحده امریکا و استمداد از کشورهایی مثل چین و روسیه است.

نگاه سوم اما این است که فشارهای سیاسی و اقتصادی در آینده، یک امر اجتناب‏‌ناپذیر است و باید ذهن و ضمیر مردم و نبض عمومی جامعه برای پذیرش این فشار مهیا گردد.

پس نگاه منطقی به این قضیه باید براین اساس مهیا گردد که برای عبور از یک مقطع بحرانی، نیروها و نهادهای جامعه منسجم و بسیج گردند. از این طریق می‌توان شعاع تخریبی بحران احتمالی را کاهش داد. چیزی‌که مسلم است، برنامه‌ریزی برای سال‌های‌آینده است که نیازمند بازکاوی ابعاد قضیه و جهتدهی به افکارعمومی است تا بتوان با هرگونه وضع بحرانی به صورت کارسازانه و کارشناسانه روبرو شده و با پیامدهای ناگوار آن مقابله کرد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده