چرا به زیرساخت‏های کشورتوجه نمی‏شود

موضوع شدت یافتن و گسترش ناامنی در کشور اکنون به خبرهای عادی و روزانه بدل شده است. وقایع و رویدادهای کنونی بسیار شبیه به آخرین روزهای حکومت داکتر نجیب است.

هم اکنون هیچ یک از شهرهای کشور از امنیت مطمئن برخوردار نمی‌باشد. مخالفین مسلح، عناصر فرصت‏طلب، دزدان و رهزنان، باندهای مافیایی، قدرت‏طلبان، همه وهمه در یک برنامه‏ی انسجام‏یافته‏ی ضمنی یا آگاهانه سعی براین دارند که از هرطریق ممکن به روح و روان و جان و مال مردم صدمه وارد نمایند؛ بنیادهای کشور را که تازه رنگ وروی گرفته بود تخریب نموده و نابود سازند.

در این میان متأسفانه، رئیس‏جمهور و حکومت که مجری قانون و براساس قانون مسئول حفاظت جان ومال مردم و امنیت کشور هستند نه تنها از کنار این رویدادهای تکان‏دهنده، بی‏توجه عبور می‌کنند، بلکه در قصرهای بلورین و در میان محافظین خود با خوشی و شادکامی خواب‏های ادامه قدرت را برای فرزندان و نواسه‌های خود می‏بینند و از شور و عشق، ذهن و خیال بلندپرواز خود را به کرانه‌های دور زندگی می‏برند.

کسانی که تا دیروز در هوتل‏های خارجی گارسون بودند، یا در داخل کشور اسبی برای سوارشدن نداشتند، یا زیرپیراهنی برای تبدیل آن هنگام شستن لباس، امروز ثروت‏های بادآورده و قدرت انباشته شده، چنان آنان را مست و بیخود نموده است که جان میلیون‌ها انسان و سرنوشت کشور و آبادانی وحفاظت این سرزمین برای‏شان به اندازه بال مگس ارزش ندارد.

به هرروی در شرایط کنونی که کشور نیاز به بازسازی دارد، متاسفانه توجه و همت دولتمردان و مسئولان نسبت به آن بسیار اندک است. در مواردی می‌توان گفت که اساساً شعور و درک قضیه برای‏شان دشوار است.

اهمیت این مسأله در این است که ما اگر نتوانیم بر بازسازی‏های کشور بیفزاییم، نباید اجازه داده شود که بر تخریب و از دست رفتن آنچه موجود است افزوده گردد. در این باره می‌توان مثال‏های بی‏شماری را یادآور شد.

بازسازی تونل سالنگ، یکی از مواردی است که طی این سال‏ها چندین بار به اصطلاح مورد بازسازی قرار گرفته است، ولی هربار با هزینه‏های گزاف فقط به شکل سطحی مرمت‏کاری شده است. حال آنکه برهمگان معلوم است که یکی از رگ‏های حیاتی کشور شاهراه سالنگ می‏باشد. اما هیچ وقت حکومت و مسئولان ذیربط در این باره فکر و برنامه اساسی نداشته اند. در آخرین مورد که ترمیم این سرک و تونل‏ هنوز ادامه دارد یکی از مسئولان سالنگ‏ها گفت که ترمیم سرک و تونل‏ که اکنون جریان دارد فقط برای دوسال کافی است و بیش از آن دوام نمی‏آورد.

مورد دیگر ناامنی روز افزون در مسیرکابل– قندهار–هرات می‏باشد. شدت ناامنی‏ها دراین مسیرحیاتی سبب گردیده که نام آن را “جاده مرگ” بگذارند. اما مسئولان امنیتی و کشور آن چنان خود، در خواب مرگ فرو رفته اند که مرگ هزاران مسافر را هرگز متوجه نمی‏شوند. همینطور روزانه هزاران لیتر سوخت و صدها موتر حامل مواد سوختی در این مسیر از سوی عناصر نامعلوم به آتش کشیده می‏شود.

عاملین این قضیه از آن جهت نامعلوم گفته می‏شود که شنیده‏ها حاکی است که بخشی از این وقایع در حقیقت پروژه‏ای است از سوی برخی عناصر در درون حکومت و همکار با خارجی ها. اگر مسأله غیر از این باشد با کدام منطق می‏توان پذیرفت و توجیه نمود که شاهرگ اصلی کشور ناامن بوده و هزاران مسافر مورد تهدید واقع شده و روزانه حداقل نزدیک به ده تن جان خود را در اثر خشونت و اقدام‏های مسلحانه از دست بدهند و نه حکومت و نه نیروهای بین‏المللی در این باره چاره‏اندیشی اساسی نکنند.

به گفته شاهدین عینی که خود از این حوادث جان سالم به در برده اند، بیشتر این رویدادهای تکان‏دهنده در نزدیکی پوسته‏های پولیس و پایگاه‏های اردوی ملی و نیروهای خارجی روی می‏دهند. هراس‏افکنان کاملاً با خیال آسوده و بدون ترس، جنایات خود را مرتکب می‏شوند.

مورد دیگر بی توجهی به تعطیلی و بسته شدن کارخانه‏های صنعتی و تولیدی در کشور می‏باشد. خیلی حیرت‏انگیز است که از یک سوی رئیس‏جمهور و حکومت مدعی خودکفایی و پیشرفت کشور می‏شوند و مسأله‏ی غیرت افغانی را پیش می‏کشند، شعار و ادعای پوچی که هیچ منطق و توجیهی آن را اعاده نمی‏تواند  و از سوی دیگر نه رئیس‏جمهور و نه حکومت هیچ برنامه‏ای برای حمایت واقعی – البته حمایت از باندهای مافیایی که می‏خواهند بر شبکه اقتصادی کشور در تبانی با مقام‏ها چنگ اندازند، حسابش جداست- از کارخانه‏های صنعتی و تولیدی در طول این یازده سال طرح ننموده و به اجرا نگذاشته اند. حتا از حیث قوانین نیز به آنچه که خود گفته و تصویب کرده اند نیز  تعهد نشان نداده و عمل نکرده اند. در این مورد می‏توان به اعتراض‏های پیوسته کارخانه‏داران و کارگران کشور مراجعه نمود.

سخن نهایی این که امروز، کشور تنها در آشوب و ناامنی سیاسی و نظامی غرق نیست، بلکه افغانستان در حال از دست رفتن در همه عرصه‏هاست. عرصه اقتصادی و زیرساخت‏ها یکی از مهم‏ترین آن‏هاست که در طی این مدت هیچ توجهی به آن‏ صورت نگرفته و اینک هم دولت‏مردان شیوه‏ی بی‏توجهی را در پیش گرفته اند. با چنین وضعی هرگز نمی‏توان به رشد و ترقی کشور امیدوار بود. کشوری که مسئولان آن بیش از مخالفان در فکر تخریب آن هستند، هرگز سعادت و خوشبختی روی خوش به آن نشان نخواهد داد

0 پیام برای این مطلب ثبت شده