چرا هند به قطر نمیرود؟

گشایش دفتر سیاسی برای طالبان درقطرنه تنها میان افغانستان و متحدین آن یعنی ایالات متحده و غرب، شکررنجی را فراهم آورد، بل در سطح داخلی و منطقه نیز موجب واکنشهایی گردید. به دنبال گشایش دفترسیاسی برای طالبان در قطر، هند به عنوان یکی از کشورهای همسایه و دارای اعتبار جهانی و منطقهای و نیز دارای نفوذ، خواهان شرکت در این مذاکرات گردید. بعد از سفر اخیر بعضی از مقامهای امریکایی به آن کشور، هندیها خواهان آن گردیدند که زمینه شرکت نمایندگان هند در مذاکرات قطر فراهم گردد. هندیها در این رابط سعی کردند تا مقامهای امریکایی را قانع سازند که این کشور نقش زیادی در پیشرفت اقتصادی و بازسازی افغانستان دارد ؛ بدین جهت باید یکی از طرفهای مذاکره باشد و در توافقهای صورتگرفته با طالبان حضور داشته باشد

چنین تقاضا و انتظاری از هندیها برای شرکت در گفتوگوهای احتمالی قطر حداقل از دو جهت غیرمنتظره نمیباشد. نخست این که افغانستان و هند دارای روابط تاریخی و فرهنگی بسیار طولانی میباشند. وجود این روابط سبب گردیده که نقاط مشترک بسیار زیادی میان دو کشور شکل گیرد. وجود این اشتراکها در شرایط کنونی بیش از پیش تقویت گردیده است. نقش سازنده و اثرگذاری که هند در روند بازسازی کشور دارد، به طور طبیعی زمینه کوشش هند را در امور مشترک ایجاب مینماید. از سوی دیگر هند نیز به عنوان کشوری که از تهدیدهای افراطیون و گروههای هراسافکن دچار نگرانی میباشد، انتظار دارد که در روند مبارزه و کنترول خشونت و حرکتهای هراسافکنانه در منطقه سهم عمدهای را ایفا نماید. از آن جایی که اغلب گروههای هراسافکن در خاک پاکستان لانه گزیده و مورد حمایت حلقههای پاکستانی قرار دارند، هندیها بر این گمان هستند که با شرکت در نشستهای صلحآمیز قطر خواهند توانست بر روند کاهش خشونتها و جلوگیری از فعالیت گروههای هراسافکن و حمایت از آنان موثر واقع شوند. چنین توقع و انتظاری از سوی هندیها با توجه به آنچه گفته شد دور از انتظار هم به نظر نمیرسد.

اما، چنین مشاهده می شود که وجود رقابتهای منطقهای بر این انتظارات هندیها سایه افکنده است. اعتراض و مخالفت شدید پاکستان و تهدید آن کشور، به عنوان رقیب عمده و تاریخی هند برای توقف کامل گفتوگو سبب گردید که واشنگتن به این تقاضای دهلی جواب منفی بدهد. البته گمان برده میشود که مخالفت اسلامآباد در مورد حضور مقامهای هندی در نشست احتمالی قطر، هم ریشه در رقابتهای میان دو کشور داشته باشد و هم اینکه پاکستان نمیخواهد با افزایش بازیگران این صحنه، نقش خود را کمرنگ و ضعیف بسازد. زیرا با کمرنگ شدن نقش پاکستان طبیعی خواهد بود که دستیابی به امتیازات نیز دشوار گردیده و در نهایت میزان امتیازات کاهش خواهد یافت. البته قطر، تنها موردی نیست که پاکستانیها تلاش دارند بر سر راه حضور هندیها سنگاندازی نمایند. چنانچه به دنبال تیره شدن روابط میان افغانستان و پاکستان، اسلامآباد بارها از بریتانیا در مورد محدود ساختن نقش هند در افغانستان کمک خواسته است.

آن چه در این میان مهم به نظر میرسد این است که حکومت افغانستان نباید بگذارد که رقابتهای منفی کشورهای منطقه بر وضعیت و مصالح سیاسی کشور در هر زمینهای، از جمله مسأله روند گفتوگوهای صلح تاثیر منفی برجای بگذارد. حکومت تاکنون باید دوستان و همراهان واقعی خود را شناخته باشد. مقامهای کشور باید سعی به خرج دهند تا ذهنیت و پالیسی کشورهای بزرگی که در سطح کلان منطقه و کشور اثرگذار میباشند تحت تاثیر القائات منفی قرار نگیرد. هرچند چگونگی تعادل میان اسلامآباد و دهلی از جانب امریکا در نوسان میباشد، اما مقامهای کشور سعی ورزند که جهتگیریهای سیاسی کشورهای دوست نسبت به افغانستان انحراف پیدا ننموده و یا با مانع روبرو نشود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده