عکاسی؛ دیدنو به جهان

 

 

 

روزنه:

 

به روایتی قریب به اتفاق 19 آگست به عنوان روز جهانی عکاسی شناخته شده است و به روایت دیگر اول ماه جون. خیلی مهم نیست که کدام یک از این دو تاریخ را باید به رسمیت شناخت ولی تا جایی که در این دو سه سال اخیر مشاهده کردم 19 آگست دارد به عنوان روزجهانی عکاسی رسمیت جهانی پیدا می‌کند که این مساله در ذات خود رویدادی است مبارک تا هر سال در 19 آگست عکاسان جهان ضمن گرامیداشت از این روز، تجربه‌ها و آثار شان را باهم شریک سازند.

 

به این بهانه می‌خواستم جُستاری داشته باشم در باره‌ی عکاسی و دگردیسی‌هایی که با پدید آمدن کمره عکاسی در دو سده اخیر در دنیای تصویر رخ داد و این‌که سهم افغانستان از این پدیده مدرن چیست پرداختن به این موضوع مهم اما در این مختصر امکانش نبود. برای اینکه یاد بودی داشته باشیم از روزجهانی عکاسی، تنها با رویکرد کوتاه به پس زمینه تاریخی عکاسی و جایگاه آن در جهان امروز بسنده می‌کنم.

 

در افغانستان؛ جایی که عکاسان حرفه‌یی کمتر عرض اندام کرده اند شماری از تصویرنگاران این روز آگاهی داشتند اما به صورت رسمی یا در سطح رسانه‌ها دیده نشد که از این روز یاددهانی شده باشد.

 

اگر سرآغاز تولد عکاسی را از سده هجده در نظر گیریم، امروز عکاسی 174 ساله می‌شود. در جریان این دو سده رویدادها و تحولات شگرف در دنیای عکاسی رونماشد.

 

دگردیسی‌هایی که از “داگروتایپ” و “کلا تایپ” در ابزار و شیوههای عکاسی رخ داد شگفت انگیز است.

 

روزجهانی عکاسی ریشه در اختراع داگروتایپ Daguerreotype دارد. عکاسی با نوآوری لویس داگویر- جوزیف نایسفور نیپس در 9 جولای1839 نام و هویت تازه به خود گرفت. اندکی پس از این نوآوری، آکادمی علمی فرانسه اختراع داگروتایپ را به رسمیت شناخت و چند ماه پس از آن دولت فرانسه در 19 آگست 1839 به طور رسمی اختراع لویس داگویر را تحفه آزاد جهانی اعلام کرد تا پس از آن هرکس بتواند یافته‌هایش را با کامره عکاسی ثبت کند.

 

کلوتایپ Calotype نوآوری دیگری بود که فرایند عکاسی را سرعت بخشید این وسیله به سال 1839 توسط “ویلیام فاکس تالبوت” ساخته شد پس از ساخت کلوتایپ که در واقع ادامه و تکمیل کننده طرح لویس داگویر بود که در 1839 با تکمیل شدن هردو اختراع در دنیای عکس، سال 1839 میلادی را تاریخ پدیدار شدن عکاسی نامیدند.

 

از آن زمان تا امروز تغییرات گسترده در شکل و شمایل کامره‌های عکاسی به وجود آمده است. عکاسی با ابزار بسیار ابتدایی بعدها با کامره‌های آنالوگ و دستی متولد شد و امروز با انقلاب دنیای دیجیتال کمره‌های دیجتالی دنیای تصویرنگاری را متحول کرده است.

 

تاریخچه روزجهانی عکاسی

 

کارسک آرای استرالیایی، جوان عاشق و دلداده عکاسی در سال 2009 پروژه روزجهانی عکس را اساس گذاشت، کارسک آرای 21 ساله، یک آرزو داشت و آن چیزی نبود جز ایجاد اتحاد و همبستگی میان عکاسان جهان.

 

او میخواست با ایجاد این پروژه زمینه را برای همبستگی و شناخت عکاسان در سطح جهان فراهم سازد تا عکاسان بتوانند تجربیات شان را در سطح جهان با هم شریک سازند و به همین مناسبت در سطح جهان از عکاسی و تصویر نگاری تجلیل شود.

 

در 19 آگست 2010 “کارسک آرا” برای نخستین بار روزجهانی عکاسی را با راه اندازی گالری آنلاین با 270 عکس و با حضور آثاری از 100 کشور جهان تجلیل کرد و به این ترتیب سنت گرامیداشت از روزجهانی عکاسی در 19 آگست با تلاش‌های این عکاس استرالیایی اساس گذاشته شد.

 

البته او نخستین کسی نبود که رویایی روزجهانی عکس را در سر داشت.

 

پیش از او عکاسان هندی در 2005 سنت گرامیداشت از روزجهانی عکاسی را در ماه جون پایه‌گزاری کردند اما به نظر می‌رسد به دلیل ناهماهنگی جهانی این روز به رسمیت شناخته نشد.

 

امروز کمتر کسی را می‌توان یافت که با ابزار عکاسی مجهز نباشد. تلیفون‌های همراه، تابلت، کمپیوتر و … با استفاده از این ابزار ما می‌توانیم جاها و مکان‌های زیبا را از خانه‌های مان تماشا کنیم.

 

بدون اینکه به انجا برویم و هزینه کنیم ما می‌توانیم سرگذشت و تجربه‌های مان را با دوستان در دیگر شهرها شریک سازیم.

 

کوتاه سخن اینکه روزجهانی عکاسی فرصتی است برای چگونه ارتباط برقرار کردن به وسیله این ابزار قدرتمند. زبان عکس زبان بین‌المللی است، زبانی که با قوه و قدرت بصری ما ارتباط دارد و ترجمان نمی‌خواهد.

 

چشم انداز تصویر نگاری در افغانستان

 

اگر سال 1839 میلادی را سر تاریخ تولد تصویر نگاری بنامیم، عکاسی امروز 174 ساله شده است و درست سی سال پس از تولد “داگروتایپ” نخستین عکس از امیرعبدالرحمان خان در سمرقند ( قلمرو امپراتوری روس‌ها) گرفته شد، یعنی در 1869 زمانی که عبدالرحمان خان در جنگ با حاکم وقت افغانستان امیر شیرعلی خان شکست می‌خورد به سمرقند می‌رود و امپراتوری روس دستور میدهد که پیش از فرستادن امیر به سن پترزبورک باید او هیات همراه عکس‌های شان فرستاده شوند.

 

داستان این عکس تاریخی را علی کریمی منقد سینما این گونه شرح میدهد که امیر را با همراهان به عکاس خانه می‌برند اما جز امیر بقیه عکس نمی‌گیرند با این استدلال که عکاسی حرام است.

 

گسترش و رشد فنون و ابزارعکاسی در افغانستان با نام امیرحبیب الله خان پیوند خورده است. گفته می‌شود در سال 1909 ابزار و وسایل عکاسی از سفري كه بريتانيا داشته وارد کرد.

 

علی کریمی در مقاله “ سرگذشت عکاسی در افغانستان” از حیبب الله به عنوان نخستین شاه عکاس یاد کرده البته او به موازات افغانستان به ایران آن عصر نیز اشاره کرده که در دربار ناصرالدین شاه قاجار نیز برای نخسیتن بار فنون عکاسی و عکاس باشی به رسمیت شناخته می‌شود و ناصرالدین شاه نیز خودش عکاس بوده است.

 

در نخستین سال‌های ظهور عکاسی در افغانستان، تصویر نگاری تنها در انحصار خانواده شاهی و مقام‌های دربار بوده و بعدها کم کم مردم عادی نیز می‌توانستند عکس بگیرند و بر شمار ابزار عکاسی و کمره‌های عکس فوری افزوده می‌شود.

 

با نشر روزنامه، عکس های روزنامه یی نیز گرفته می‌شده سراج الاخبار و بعدها در زمان نادر شاه شماری بیشتری با فنون عکاسی آشنا می‌شوند و به همان تناسب ابزار عکاسی در دسترس مردم قرار می‌گیرد.

 

محمدظاهر شاه و امیر امان الله خان نیز در گسترش فنون عکاسی و همگانی شدن تصویرنگاری با وارد کردن کمره‌ها و ابزار عکاسی ممد و اقع می‌شوند.

 

آنگونه که علی کریمی می‌نگارد در جنگ دوم افغان انگلیس یک عکاس ایرلندی به نام جان بورک که در ارتش بریتانیا خدمت می‌کرد با کمره اش به افغانستان آمد و تصویرهایی از رویدادهای جنگ افغان – انگلیس و زندگی مردم عادی گرفت و برای نخستین تصویر افغان‌های جنگجو را به دنیا معرفی کرد.

 

دردهه 1980 هشتاد این سنت ادامه یافت و در نبرد افغان ها با ارتش شوری برای دومین بار خبرنگاران و کمره‌های عکاسی در کنار میله‌های تفنگ ظاهر شدند و تصویری از مقاومت و رویدادهای دلخراش نبرد را به جهان فرستاد دند.

 

در جنگ های داخلی احزاب جهادی نیز این کمره‌های عکاسان خارجی بودند که رویدادهای افغانستان را به زبان تصویر ثبت کردند و شماری از رهبران جهادی نیز عکاس داشتند و گزارش‌های لحظه به لحظه جنگ را ثبت می‌کردند و برخی از این عکس‌ها در نشریات مجاهدان در خارج از کشور نشر می‌شدند.

 

و در نهایت در 1994 با آمدن طالبان “ عکاسی” تحریم شد.

 

گرچه تحریم و ممنوعیت عکاسی مردم را از تصویر نگاری در انظار عمومی دور کرد ولی عکاسان در تاریک خانه‌ها به طور پنهانی از خوشی‌های شان عکاسی می‌کردند.

 

در نهایت در سال 2001 صحنه ورق خورد و با برداشته شدن تحریم عکاسی، عکاسان داخلی و شماری از عکاسان خارجی به افغانستان برگشتند.

 

رضا دقتی؛ عکاس فرانسوی- ایرانی‌الاصل و استیو مک کیوری عکاس امریکایی که در جنگ افغانستان با شوروی در پشت سنگرهای نبرد عکاسی می‌کرند.

 

پس از رفتن طالبان دقتی دو باره به به افغانستان امد و مرکز فرهنگی آیینه را راه اندازی کرد.

 

شماری از مهاجران افغان نیز با کوله باری از تجربه در عرصه تصویر نگاری تجربیات شان را به داخل کشور منتقل کردند و این گونه بود که بازارعکاس خانه‌های حرفه‌یی و غیر حرفه‌یی رونق گرفت.

 

دیری نگذشت که روزنامه نگاران و ناشران با راه اندازی رسانه‌های چاپی، دیداری و شنیداری به صحنه آمدند. گسترش دستگاه‌های چاپ و نشر فرصتی دیگری بود که رویکرد به عکاسی بیشتر شود.

 

عکاسان حرفه‌یی و آماتور در این فرصت جذب رسانه‌های داخلی و خارجی شدند. بازار فتو ژورنالیزم رونق تازه گرفت.

 

در این میان در سال 2002 نجيب الله مسافر کسی که خود در دانشکده هنرهای زیبای کابل در عصر داکتر نجیب درس خوانده بود نخستین نمایشگاه عکس را( كه در زمان حكومت طالبان از پرگرام كمر بند گرسنگي هزاره جات در سال 2001 گرفته بود) در کابل در مركز مطبوعاتي آيينه برگزار کرد در حالي كه در مركز مطبوعاتي آيينه تا آن زمان مركز فتو ژورناليزم وجود نداشت.

 

پس از اين رويداد، منوچهردقتي از نجيب الله مسافر دعوت مي‌كند تا با مركزمطبوعاتي آيينه در بخش فتوژورناليزم همكاري كند.

 

مسعود حسینی کسی که دو جایزه‌ي بین‌المللی را در کارنامه خود دارد نیز فنون عکاسی را در مرکز فرهنگی آیینه آموخت و بعدها تجربه‌هایش در دنیای تصویر نگاری را با هفته نامه‌ي اشپیگل، رونامه ساندی تایمز و خبرگزاری فرانسه سر گرفت.

 

در سال 2011 با عکس عاشورای خونین کابل، جایزه بین‌المللی پولتیزر را به عنوان عکاس خبری دریافت کرد.

 

نجيب‌الله مسافر از سال 2005 تا 2013 سه قطعه عكسش مقام اول را در مسابقه عكاسي انتراكشنinter-action   امريكا و بي بي سي و چهار قطعه عكس وي نيز مقام دوم را در مسابقات انتراكش امريكا و بي بي سي دريافت كرد.

 

و عكس وي در فيستيوال سازمان اكو به نام روز جهاني نوروز در تهران كه بيش از سي كشور جهان برگزار شده بود جايزه وي‍ژه به وي اهدا شد.

 

در سال 2012 مركز فتوژورناليزم “ چشم سوم” بزرگترين نمايشگاه عكس را با عنوان” افغانستان جديد از ديد افغان‌ها” را در ده ولايت افغانستان و با همكاري بخش فرهنگي سفارت امريكا و اداره انكشافي و همكاري هاي سويس برگزار کزد. پس از آن سفارت سويس اين نمايشگاه را در سويس برگزار کرد، 142 عكس در هفده موضوع از 14 عكاس افغان در اين نمايشگاه گنجانده شده بود، ( 2012 – 2013، نمایشگاه سویس)

 

مركز فتوژورنالیزم” چشم سوم” در سال 1387 تاسيس شد.اکنون در کابل و سایر ولایت‌های کشور، چندین مرکز عکاسی فعالیت دارد.

 

مراکزی چون afghan-eyes و “آیینه فتو” فعالیت‌هایی در بخش عکاسی فعالیت دارند.

 

شماری از روزنامه نگاران و عکاسان افغان در همکاری با روزنامه‌ها و رسانه‌های بین‌المللی مانند بی بی سی، آسوشتید پرس، خبرگزاری فرانسه، شین هوا و… همکاری خوب دارند و عکس‌های شان را از رویدادهای افغانستان در سطح جهان می‌فرستند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده