چگونه‌شادی‌کنیم؟

در دوازدهمین سالگرد حادثه یازده سپتمبر یک بار دیگر توجه جهانیان اگر نگوییم توجه بخش بزرگی از کشورهای آسیایی به افغانستان جلب شد.

در گزارشی که موسسه شادی به نشر رسانده کشورما یکی از ناشادترین کشورهای جهان درکنارایران و تاجکستان می‏باشد.

هر چند دراین گزارش میزان بالای اقتصاد درکشورهایی که از میزان شادی بالایی برخوردارند یکی از شاخصه‏‌ها برای شاد بودن به شماررفته اما همه‏‌ی ماجرا به اقتصاد ختم نگردیده است و کشورهایی بوده اند که از نظر اقتصادی در رده پایین‏تری نسبت به دیگرکشورها قرار داشته اند، اما مردمان‏‌شان از شادی بیشتری برخورداربوده اند.

اما با پیروزی تیم ملی فوتبال کشور در برابرهندوستان در کتمندوی نپال غریو شادی، رضایت‏‌مندی و خرسندی زاید‏الوصفی بر چهره‏‌ها خانه کرد. شادیانه‏‌های شبانگاهی تا پاسی از شب ادامه یافت. خشنودی و شادی به حدی فراگیرگردید که رنگ قوم و مذهب و تبار و تیره در فریادهای زنده باد افغانستان محو و ناپدید شد و گویا از اول چنین برچسب‏‌هایی هرگز درمیان این ایل قهرمان‏‌پرور وجود نداشته است.

مردم بی‏‌بهانه به دنبال شادی هستند یعنی تشنه‏‌ی شادی، خرسندی و رضایت‏‌مندی. این حق مردم است که با شادی ورفاه زندگی کنند و به پیشرفت و شکوفایی کشورشان بیندیشند.

اما گویا این فرصت‏‌ها از مردم ما گرفته شده است سال‏ها جنگ و ناامنی، احساسات ملی‏‌گرایانه را ازمردم دورکرده است.

به نظر می‏رسد تنها ورزش است که می‏تواند باردیگر مردم را به یک‏‌پارچگی‏ برساند و این ورزش است که زنگار کینه‏‌ها و کدورت‏‌ها را با افتخارآفرینی‏‌های خود می‏تواند ازبین ببرد و مردم با ورزش است که احساس وطن‌دوستی به وسعت افغانستان را دردرون خود پرورش می‏‌دهند. این ورزش است که فرصتی برای ابراز وجود قوم، زبان، تبار،مذهب وجناح باقی نمی‏‌گذارد و شادی را برای هر فرد این کشور به ارمغان می‏‌آورد.

پیروزی درمقابل هند با ارزش است وافتخاری که برای اولین بار در تاریخ فوتبال ما رقم خورد، قابل قدر می‏‌باشد. برای اولین بار هم بود که حجم زیادی از شلیک‏‌ها و فیرهای هوایی با شادی همراه بود و کسی از شنیدن صدای فیرهای پی در پی نگران و معذب نمی‏‌شد. بالا بردن جام قهرمانی کشورهای آسیای جنوبی اولین گام افغانستان برای درخشش‏‌های بعدی خواهد بود.

اما درکناراین پیروزی سترگ و به راه افتادن رقص و پایکوبی‏ در سرک‏‌ها نباید طعم پیروزی با کارهای ناشایست و مردم‏‌آزاری برخی شود.

هرچند جای خوشی بسیار دارد اما کابل درغوغایی از فریادها و غریوهای غیرمعمول و فیرهای گوش‏خراش و پی هم شب سختی را پشت سر گذاشت. پولیس تمام نیروهای خود را در حال آماده باش درآورد و اخطارهم داد با کسانی که دست به فیرهای شادیانه بزنند برخورد می‏کند.

اما این اخطار پولیس هم در غریوهای شادی عده‏‌ای شاید فرصت‏‌طلب گم گردید و شادی‏ها و رقص و بازی‏ها تا حدی شدت گرفت که تصورمی‏‌شد ما جام جهانی را بالای سربرده ایم و پیروزی بالاترازآن دیگر برای ما رقم نخواهد خورد. درجه شادی مردم از حد خود گذشت.

افراط و تفریط ملغم‌ه‏ای به دست دادند که علت شادی به فراموش سپرده گردید وهرعقده‏‌ای فرصت تبارز یافت.هر کس به زعم خود فریادی بر می‏‌آورد و سکوت شب‏‌های کابل درهم شکست. طعم پیروزی به اندازه‏‌ای شیرین گردید که نظم و مردم‏داری و مراعات حال بیماران و مریضان را زیر سوال برد و پولیس عاجز از ایجاد نظم گردید.

آسمان کابل با گلوله‏‌های آتشین فرصت چشمک زدن ازستاره‏‌های راه شیری را گرفت و ستاره‏‌های دب اکبر ودب اصغر که در منتهاالیه آسمان کابل قرار دارند حریف روشنی گلوله‏‌های شادیانه شهروندان کابل نبودند. تا جایی که نگرانی ازآشوب و ناهنجاری بردل‏‌ها رخنه یافت.

نگرانی ازاین که فیرهای شادیانه قلب کسی را هدف قرار دهد. پیروزی نقطه‏‌ی آغاز ناکامی نگردد.

می شد فریاد شادی سرداد اما زیاده‏‌روی نکرد. شادی کردن حق مردم است اما ایجاد دردسر به دور از موازین اخلاقی و انسانی و شهروندی می‏باشد. پیروزی بزرگ بود اما باید روحیه و ظرفیت مردم هم به اندازه‏‌ی کافی گنجایش می‏داشت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده