کابل، بی زر باد و امابی برف مباد

با آن که تقریبا نیمی‏‏از فصل زمستان سپری شده، اما زمین از بارندگی‏‌های این فصل به میزانی که لازم است، بهره نبرده است. می‏‏گویند که «کابل بی زر باشد و بی برف نه»، اما چنانچه دیده می‏‏شود با گذشت نیمی ‏‏از این فصل این شهر همچنان در بی برفی به سر می‏‏برد. بی برفی که به بی زر بودن کابل بیشتر دامن خواهد زد. زمستان است، اما روزها آفتابی است و آسمان آبی، آبی است ولی سرد!

اگراین زمستان هم مانند سال گذشته بارندگی‏‌های لازم را به خود نبیند و برف که حکم زر برای این شهر را دارد، در زمان مناسب فرو نبارد، باید منتظر مشکلات و جدی در فصل گرما در این شهر بود.

هرچند از دیدگاه کارشناسان تغییر اقلیم این پدیده چندان غیرملموس به نظر نمی‏‏آید و می‏‏توان گفت که در هر دوره‏ای از 50 تا 100 سال، تغییر اقلیم باعث چنین خشک‌سالی‏‌هایی می‏‏گردد و این یک روند طبیعی به شمار می‏‏رود. و دوره‏‌های 5 ساله خشکی و تر نیز تعریف شده‏‌اند.

اما باید به این نکته هم توجه کرد، هرچند که این روند از دید برخی از کارشناسان طبیعی است، اما دولت‏‌ها برای مقابله با چنین حالت‏‌ها برنامه‏‌های مشخصی را دنبال می‏‏کنند.

دولت افغانستان برنامه‏‌هایی را برای مبارزه با خشک‌سالی و اثرات منفی تغییر اقلیم روی دست گرفته است، اما این برنامه در سطح ملی و در دراز مدت مطرح شده‏‌اند. این امید زیادی را ایجاد می‏‏کند، اما نه در کوتاه مدت.

اما اگر برف به اندازه کافی در کابل نبارد و این شهر که از نظر جمعیتی در حال انفجار نیز قرار دارد و تقریبا شهری بزرگ با چالش‌‏های بزرگ‌تر شهری به شمار می‏رود، در فصل گرما با مشکلات دیگری مواجه خواهد شد. مشکلاتی که قابل پیشگیری هستند، اما به راحتی قابل جبران نیستند.

همین اکنون که فصل سرما است مردم از انباشت بی‏حد و اندازه زباله‏‌ها و کثافات در سطح شهر اذیت و آزار می‏‏بینند و این زباله‏‌های انباشه شده نه تنها از نظر زیبایی مشکل‏‌ساز هستند بل صحت روانی و جسمی ‏‏شهروندان را با خطرهای جدی روبرو می‏‏‌سازند. وقتی هوا گرم شود و طرح‏‌هایی هم برای نظافت و پاکی شهر نباشد، شاید فاجعه‏‌ای در این شهر رخ دهد.

فاجعه‏‌ای از ازدحام جمعیت، زباله‏‌های سرگردان و گرمی ‏‏وکم آبی!

این فاجعه آمدنی است، اگر دولت و مسئولین دست روی دست بگذارند و به وضع اجتماعی مردم توجه جدی نکنند.  

این مسئله ایجاب می‏‏کند دولت در سیاست‏‌ها و طرح‏‌های تامین اجتماعی‏‌اش به صورت عموم دقت بیشتری به خرج دهد، زیرا کم آبی نه تنها به آب‏‌های سطحی لطمه می‏‏زند بل به عنوان یک چالش جدی برای منابع آبی زیرزمینی تقلی می‏‏شود. اگر آب‏‌های سطحی به دلیل عدم بارندگی به لایه‏‌های زیرین نشت کنند، مردم عادی برای مصارف روزانه و کشاورزان برای کشاورزی به آب‏‌های شیرین زیرزمینی رجوع می‏‏کنند.

منابعی که به عنوان سرمایه‏‌های طبیعی برای همه به شمار می‏‏روند در این صورت با شتاب‏‌زدگی های بی‏‌برنامه دست‌خوش تغییر و تخریب و تحدید می‏‏گردند. این سرمایه از همه است و برای همه باید به صورت یک سان مورد مصرف واقع شوند. این منابع هرچند از مردم است، اما این منابع نباید به صورت خودسر مورد بهره‏‌برداری قرار گیرند.

هنوز جای امیدواری وجود دارد تا در فرصتی که از فصل زمستان باقی مانده نزولات آسمانی بر شهر کابل سایه‏‌ای از برکت و رحمت بگستراند و مردم از نعمت باران و برف بی‏‌نصیب نمانند. اگر بارندگی ها حد نصاب خود را در این فصل تکمیل کنند مردم نه تنها از کم آبی رنج نخواهند برد بل از شر امراض ساری تابستانی و انواع حشرات موذی و مضر نیز راحت خواهند بود.

بنا براین ایجاب می‏‏کند دولت پیش‏‌بینی‏‌های خود را از وضع بارندگی‏ داشته باشد و برای هر حالتی آمادگی‏‌های لازم را هم در عرصه رفع کم آبی و هم در زمینه‏‌های اجتماعی و صحی از همین اکنون روی دست بگیرد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده