کابل، شهری با جویچه‏‌های بسته

با آن که تلاش‏‌های شهرداری کابل برای پاکی و نظافت شهر و ساخت سرک‏ها و جویچه‌‏ها و جدول‏‌های آب‏رو قابل توجه است اما خالی از اشکال نیست. جوی‏‌ها و آب‏روها در سطح شهر از اهمیت بیشتر و برجسته‏‌تری برخوردارند.

اگر شهری ساخته شود که در آن تمام امکانات و سهولت و رفاه زندگی برقرار باشد بدون کانال‏‌ها و آب‏روهایی که آب‏های اضافی و فاضلاب‏‌ها را به جایی بیرون از شهرهدایت کند و یا اگر چنین کانال‏‌هایی موجود باشند، اما تمام آن‏ها بسته باشند چه وضعی در شهر حاکم خواهد شد؟ جای دوری نروید کابل چنین جایی است البته نه با تمام امکانات زندگی ولی پر از جوی‏‌ها و جدول‏‌هایی که همیشه پر هستند از خاک، زباله و آب‏‌های ایستای گندیده.

در کابل، ساختمان‏‌سازی‏‌های پرهزینه هرروز بیشتر آسمان شهرما را در انحصار خود می‏گیرند و هر روز به دلیل ساخته شدن اپارتمان‏‌های مرتفع و ساختمان‏‌های تجاری کنارهم، سرک‏ها و کوچه‏‌های شهر تنگ‏تر به نظر می‏رسند. اما این ساختمان‏‌ها و اپارتمان‏‌ها و سرک‏‌های‏‌شان با مشکل کلان دیگری هم مواجه هستند: مشکلی که باید از اول درساخت و سازهای شهری در نظر گرفته شود تا بعد با آن سردچار نبود.

در بهترین نقطه‏‌ی شهر کابل این مشکل وجود دارد یا جویچه‏‌ها ساخته شده اند و یا از سابق وجود داشته اند، اما نمی‏‌توانند در هنگام بارندگی‏ و هجوم بارش‏‌های سیل‏‌آسا مشکل را برطرف بسازند زیرا یا از زباله‏‌های سال‏‌های قبل و سال‏‌های روان و یا فعالیت‏‌های روزانه بسته هستند و یا مفری برای خروج ندارند.

در بیشتر سرک‏‌ها همیشه رسوبات جویچه‏‌ها بیرون کشیده می‏‌شوند اما در کنار سرک برای مدت‏‌های زیادی باقی می‏‌مانند و معلوم نیست چرا کارمندان شهرداری با زحمت زیاد رسوبات جویچه‏‌ها و جدول‏‌ها را بیرون می‏‌کشند اما آن‏ها را به جای مناسب دیگری انتقال نمی‏‌دهند: جویچه‏‌ها خالی می‏‌شوند اما سرک‏ها از پراکنده شدن رسوبات جویچه‏‌ها که شدیداً هم آلوده به انواع و اقسام میکروب‏‌ها و باکتری‏‌های خطرناک هستند آکنده می‏شوند.

چرا شهرداری کابل به این نکته توجه ندارد؟ آیا نبود امکانات همیشه بهانه‏ خوبی برای پاسخ‏گویی است؟

اما نکته‏‌ی مهم دیگری که در این رابطه نقش اساسی دارد عملکرد مردم است. تفکر غالب درشهرما این است که کار پاکی و نظافت شهر فقط به عهده شهرداری است وبس و این شهرداری است که باید تمام وقت در خدمت شهر و شهروندان باشد و شهر را ازهرلحاظ پاک و سبز و زیبا نگهدارد. اما این تفکر، اشتباه است و شهرداری کابل هم تا اکنون نتوانسته با این تفکرغلط مبارزه کند. شهر، جای زندگی برای تمام ساکنین آن می‏باشد و هرکس به نوبه خود در قبال شهر خود وظیفه دارد. شهرداری فقط برای این است تا مشکلات را پیدا کرده و با کمک مردم آن‏ها را برطرف بسازد.

اما درکابل این گونه نیست مردم مشکل ایجاد می‏کنند، به ساخت و سازهای خودسر و بی‏سر دست می‏زنند، زباله‏‌ها ومواد زاید و مصرف‏‌شده خود را در سرک‏‌ها و کوچه و حتا جویچه‏‌ها رها می‏‌کنند و انتظار دارند که شهرداری با امکانات کمی که در اختیار دارد شهر را پاک و صفا بسازد که این امر امکان ندارد.

مشکل دیگری که از نظر محیط زیستی هم بسیار حایز اهمیت است اما کمتر و یا اصلاً از سوی مردم و بخصوص شهرداری به آن توجه نشده سرازیر کردن و رها کردن فاضلاب‏‌ها و چاه‏‌های بدرفت در هنگام بارندگی‏‌های شدید از دامنه‏‌های مسکونی شهر کابل است که هیچ ممانعتی از سوی شهرداری نمی‏شود و بارندگی‏‌ها گویا فرصت مناسبی برای تخلیه چاه‏‌های بدرفت و فاضلاب‏‌ها می‏‌باشد. اما چرا باید چنین کار خطرناک و ناشایسته‏‌ای که هم از نظر اخلاق و هم از نظر محیط زیستی محکوم و مذموم است صورت گیرد؟ مشکل چیست؟ چرا شهرداری برای برطرف کردن این مشکل، طرح و برنامه‏‌ای ندارد؟ و چرا مردم در برابر این همه نابسامانی و بی‏برنامگی و بی‏‌مسئولیتی خاموشند؟ چرا مردم در نظامی که به نام آن‏ها رقم خورده و از بابت پول‏‌های هنگفتی که به نام کمک به دموکراسی به خزانه‏‌ی دولت می‏آید سهمی ندارند؟

ما در شهر به سر می‏بریم اما به گونه واقعی معنای شهروند را نمی‏دانیم و به شعور زندگی درشهر هنوز نرسیده ایم؟ و آیا شهرداری کابل و کارمندان و موظفین آن به کار صادقانه باور دارند؟ و آیا شهرداری کابل اسیر منفعت‏‌طلبی‏‌ها نیست؟ اگر نیست از شعارگرایی باید برآید و بر اساس اصول شهرداری معیاری به انجام وظیفه بپردازد؛ کارهای انجام شده را به رخ مردم نکشد به وعده‏‌هایش به گونه شایسته جامه عمل بپوشاند: زیرا باید از مردم شهر خودش به عنوان شهردار نمونه تقدیر و تحسین شود نه از نهادهای خارجی. در جایی که خدمت صورت می‏گیرد باید اجر و پاداش داده شود.  

0 پیام برای این مطلب ثبت شده