کاربران سیاست‎زده‌شبکه‎های اجتماعی

شکی نیست که نقش شبکههای اجتماعی در تحولات سیاسی جامعه در شرایط امروزی برجسته و به‌‏سزا است. این نقش در کشورهای مختلف با گونههای متفاوت قابل مشاهده بوده و به شکلهای گوناگون تبارز مییابد.

تحلیل‌گران براین باورند که رسانههای مدرن و شبکههای اجتماعی جدید سیاست را متحول کرده و عامل ظهور پدیدههایی چون بهار عربی بوده‏‌اند.

از زمانی‏که این شبکهها وارد عرصهی رسانهای شده‌‏اند، بهرهبرداریهای زیادی در راستای رقم زدن حرکتهای مدنی و جنبشهای اجتماعی صورت گرفته است. به په گریلو، کمدین ایتالیایی که در این اواخر به سیاست گرویده است، با بهرهگیری از برنامههای انتخاباتی سنتی همچون تلویزیون با استفاده از شبکههای اجتماعی همچون فیسبوک پیام خود را برای عموم مردم ارسال کرد و در انتخابات اخیر این کشور بیشترین آرای حزبی را به خود اختصاص داد.

آقای گریلو میگوید تلاش اصلی او بر این بوده تا شبیه سیاست‌مداران دیگر نباشد. اما «جنبش ۵ ستاره» او بیست و پنج درصد آرای انتخاباتی ماه گذشته‏‌ای‏تالیا را کسب کرد، این بالاترین تعداد رای برای یک حزب در این کشور بوده است.

او در سخنرانی خود خطاب به هوادارانش گفت «ما به مرحله جدیدی قدم گذاشته‏‌ایم. من نمیدانم این مسیر به کجا منتهی خواهد شد. ما متحول شده‏ایم. ما امروز نه تنها یک جنبش هستیم بل جامعهای را شکل داده‏ایم

تحلیلگران میگویند این جامعه در فضای مجازی شکل گرفته است. گریلو به کارزارهای انتخاباتی سنتی همچون آگهی در روزنامهها و تلویزیون بی‏‌توجه بود و به جای آن به شبکههای اجتماعی و رسانههایی همچون توئیتر و فیس‏بوک اتکا کرد و بیش از یک میلیون هوادار در این شبکهها داشت.

گراهام میکل، استاد رسانههای اجتماعی دانشگاه وست مینیستر لندن می‏گوید در شرایطی که طی چند سال گذشته رسانه‏‌های اجتماعی نقش مهمی در رویدادهای سیاسی بسیار مهم همچون انتخابات ایتالیا، انتخابات ایران در سال ٢٠٠٩، «وال استریت را اشغال کنید» و یا «بهار عربی» ایفا کرده‏‌اند، ما نه تنها اغلب شاهد ابراز نارضایتی و قیام علیه سیاست، بل در شیوه پوشش تحولات سیاسی بوده‏‌ایم.

او میگوید «موفقیت آقای گریلو مهمترین نمونه‏ از نقش عمده رسانه‏‌های نوین در عرصه سیاست قلمداد میشود. مردم از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند تا دیدگاههایی را ابراز کنند که در تلویزیون و یا روزنامهها انعکاس نمییابند. آنها نه تنها نظرات خود را با دیگران درمیان میگذارند، بل از طریق این شبکهها با افرادی در ارتباط هستند که شبکههای خاص خود را دارند و آنها نیز دیدگاه‏‌های شخصی‏‌شان را مطرح میکنند

شکی نیست که شبکههای اجتماعی و اینترنت راه را برای اظهارنظر بی‏پرده و جدی هموار کرده است، برای ما فرصتی فراهم کرده است تا دیدگاههایمان را با دیگران مطرح کنیم و ما هم اکنون میتوانیم همچون احزاب سیاسی عمل کنیم. این چالشی است که هم سیاستمداران و هم شهروندان عادی با آن روبرو خواهند بود چون آنها راههای جدیدی را برای پیشبرد امور یافته‏‌اند

ناظران می‏گویند شبکههای اجتماعی، چه در خیابانهای جهان عرب و چه در راهروهای پارلمان های کشورهای غربی ساختار نظم سیاسی را متحول کرده‏‌اند. اما این شبکهها به‏‌خصوص فیسبوک در افغانستان نیز از چندی بدینسو جایگاه خود را پیدا نموده و حداقل اینکه بستر گفتمانهای داغ روز را تشکیل داده است. با این وجود، کاربران شبکههای اجتماعی در کشور ما بیش از آنکه متکی به واقعیتهای عمیق اجتماعی بوده و سخنان مستند را در این صفحات گنجانیده و برای حرکت جمعی، منسجم، منطقی و معقول تلاش کنند، به ترویج تئوری توطئه یا شایعهپراکنی پرداخته و در تفرق و پراکندگی اقشار اجتماعی تلاش دارند.

نباید از موارد مطلوب و حرکتهای منطقیتر از سوی برخی از کاربران شبکههای اجتماعی چشمپوشی کرد. اما حقیقت این است که بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی یا به موضوعات سخیف و دستِ‏کم پیش پا افتاده در این صفحات پرداخته و از باب سرگرمی محض به آن وارد شده‏‌اند و یا هم اینکه عاملانی هستند که بیش از آنکه سیاست نمایند به سیاست‏‌زدگی مشهورند.

بنابراین، اگر ما بخواهیم وارد عرصهی شبکههای اجتماعی به گونهی مطلوب و رایج جهانی آن شویم، باید روش کنونی خویش را تغییر داده و به استفادههای مطلوبتری از این صفحات پرداخته و حرکتهای منطقیتر و بهتری را آغاز نماییم. در غیر آن صورت در این راستا نیز سیر قهقرایی را آغاز نموده و در آخرین ردهبندیهای جدول قرار خواهیم گرفت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده