کاروزارهای انتخاباتی با شعارهای آرمان‏‌گرایانه

چند روزاست که کاروزارهای انتخاباتی 11 نامزد انتخابات ریاست‏‌جمهوری با شدت و حدتی که انتظار می‏رفت درکابل و سایر شهرهای کشور آغاز شده است.

درهمین شروع پیکارهای انتخاباتی نشانه‏‌هایی ازعزم راسخ برخی از نامزدان ریاست‏‌جمهوری برای پیروزی به چشم می‏آید: عزم راسخی که ممکن است با هر وسیله و ابزاری برای دستیابی به پیروزی قابل انکار نباشد.

انتخابات پیش رو اولین انتخابات درنوع خود برای مردم افغانستان است که قدرت سیاسی به شکل دموکراتیک و با برگزاری انتخابات- اگر مشکل دیگری پیش نیاید- انتقال خواهد یافت. این تجربه‏‌ای بس سترگ برای مردم افغانستان است که می‏توانند با رفتن به پای صندوق‏‌های رأی درقدرت تصمیم گیرنده و سرنوشت ساز به صورت غیرمستقیم سهیم و شریک باشند. صرف نظر ازنفس برگزاری انتخابات، چگونگی پیکارهای انتخاباتی نامزدان جای بحث دارد. آیا معیاری برای مبارزات انتخاباتی و نوشتن شعارها و نحوه برنامه‏‌های انتخاباتی وجود دارد یا ندارد؟ آیا مقدارهزینه‏‌هایی که صرف برنامه‏‌های آگاهی‏‌دهی و کارو زارهای انتخابات می‏شود، معین و مشخص است؟ آیا نامزدان در شرایط برابر قرار دارند تا به توضیح و تشریح برنامه‏‌های خود بپردازند؟

و آیا می‏توان سقفی برای مقدارمصرف در پیکارهای انتخاباتی تعیین کرد؟ و آیا اگر کسی بدون کفایت و صلاحیت صرفاً با مصرف پول‏‌های بادآورده به اریکه‏‌ی قدرت دست یابد، مسئولیت متوجه کدام نهاد می‏باشد؟

آیا بر پیکارهای انتخاباتی نظارتی صورت می‏گیرد؟ نهادهایی که دراین رابطه کار و فعالیت می‏کنند آیا گوش به زنگ رویدادهای فراقانونی و فرامعیاری هستند؟ آیا درجریان این مبارزات هستند تا تخلف و بی‏‌عدالتی صورت نگیرد؟ اما درهمین شروع این پیکارها پیدا است که تجارتی درجریان است: تجارتی که یک روند سیاسی و مردمی را به بازاری برای تبادله رأی درعوض پول و یا توسل به زور تبدیل کرده است.

در این شرایط برای رسیدن به اهداف تعیین شده استفاده ازهروسیله توجیه شده به نظر می‏رسد وسرنوشت مردم کمتر مورد توجه است. تمام تلاش در جهت دستیابی به قدرت است. در شعارهایی که دراین روزها از برخی نامزدها و یا حامیان آن‏ها می‏شنویم، بیشتر شعارهای آرمان‏گرایانه هستند: شعارهایی که بیشتر درروند طولانی و با مبارزات برابری‏‌خواهانه و عدالت‏‌خواهانه تحقق آن‏ها میسر به نظر می‏رسند نه در پیکارهای انتخاباتی افرادی که تجربه چندانی در مبارزات سیاسی ندارند و با تکیه بر پول و زور به شهرتی دست یافته اند و می‏خواهند این بارازاین درک هم به نان و نوایی برسند. اما نباید با سرنوشت مردم بازی شود. نهادها و جامعه بین‏‌الملل که متعهد به برآورده کردن خواسته‏‌های دموکراتیک مردم افغانستان هستند، نباید اجازه دهند که با سرنوشت مردم تجارت شود.

این تنها به عهده جامعه جهانی نیست بل مردم باید هوشیار و بیدار باشند و فریب شعارهای میان‏‌تهی و غیر قابل تحقق در زمان کوتاه را نخورند و با روحیه مسئولیت‏‌پذیری و احساس وطن‏‌دوستی به پای صندوق‏‌های رای بروند و با رای خود که به فردی مناسب و لایق می‏دهند آینده سیاسی وعزت و سربلندی خود را تضمین کنند؛ فردی که به تمام معنا مردمی و ملی باشد و مردمی وملی بیندیشد و اگر همگان با او و تیمش یک‏صدا نیستند کم از کم اکثریت با او همصدا باشند.و این همصدایی نباید با پول و زورو فریب به وجود آمده باشد. اگر نامزدی صداقت داشته باشد مردم می‏توانند با او و برنامه‏‌هایش همراه شوند.

مردم مسئولیت حساس خود را باید درک کنند و به برنامه‏‌هایی رأی بدهند که بیشتر منافع و مصالح کشور را در بر دارد و به دوراز قوم، مذهب و برتری‏‌خواهی های سمتی و گروهی باشد و برای جمع کثیر ملت و مردم افغانستان برنامه‏‌های دقیق و قابل اجرا داشته باشد.

اما به نظر می‏‌آید تیم‏‌های ترکیبی به وجود آمده که به قوم و تبار و زبان بیشتر ارجحیت داده اند تا به ارزش‏‌های مردم‏‌سالاری بیش از این که به فکر تغییر دردسترخوان مردم باشند به برنده شدن دراین انتخابات می‏‌اندیشند. آن هم با کارت‏‌های دورویه قوم و زبان و پول و زور!

0 پیام برای این مطلب ثبت شده