کاسه‎ی صبر جنرال‎ها لبریز شد

فرمانده کل قوا (ریاست‏‌جمهوری) دستور رهایی فرماندهان شورشی را صادر میکند؛ عناصری در ساختار شورای عالی صلح برای آزادی سران طالب تلاش میکنند و این آزادشدگانیکه با اهدای عمامه و سفرخرچی با عزت رها شده‏‌اند برای ریختن خون فرزندان این مرز و بوم بیشتر از پیش تلاش میکنند.

تشدید خشونت و اوج گرفتن آن در نقاط مختلف کشور، محصول مماشات با سران طالب و عناصر شورشی بوده است که مدتهایی را در زندان دولت به سر برده و سرانجام با پادرمیانی چنگ مسئول و یا هم شخص رئیس‏‌جمهور آزاد میشوند. این مسئله ادعایی نیست که در تحلیلهای رسانه‏‌ای و گمانهزنیهای ذهنی یادآوری گردد، بل شاهدان صحنهی جنگ از میان ارتش، پولیس و امنیت ملی خود شاهد این قضیه بوده‏‌اند.

بار دیگر همان رهبران در صحنههای مختلف نبرد توسط امنیت ملی گرفتار و به نهادهای عدلی و قضایی سپرده میشوند و سرانجام پس از مدتی بازهم آزاد میشوند و به خون‌خواری ادامه میدهند.

استمرار این دور باطل در دستگاه فاسد اجرایی فغان همگان را در آورده و صدای انتقادهای گسترده را در سطوح مختلف سیاسی و اجتماعی بلند نموده است. اما چه سود که این صداها به گوش هیچکسی نرفته و طبق معمول به فریادهای بی‏اثری تبدیل شده‏‌اند.

در این میان سربازان امنیتی در ساختارهای مختلف نظامی کشور، قربانیان مستقیم این سیاست نادرست بوده و مردم نیز به انواع مختلف جور این استراتژی غلط را در برابر طالبان میکشند.

جنگهای رویارو، کارگزاری ماینهای کنار جاده، اخاذی از مردم، راه‌گیری مسافران و ایجاد انواع ناامنیهای دیگر از جمله مواردی اند که سازماندهی آن در دست طالبان آزاد شده از زندان است یا هم توسط گروههای هراس‏‌افکنی انجام میشود که در نتیجهی ملاحظهکاریهای موجود و محافظهکاریهای جاری به وقوع پیوسته و همواره از مردم قربانی میگیرد. در آن سوی صحنه نیز سربازان امنیتی کشور تابع امر بوده و ناگزیراند در این جنگ فرسایشی همه روزه جان‏‌نثاری نمایند و در برابر سیاستهای غلط حکومت دم برنیاورند.

زیرا سرباز حق انتقاد نداشته و تابع دستورهای مافوق خویشتن میباشد.

بالاخره این وضع برای افسران پولیس و جنرالان ارتش نیز قابل تحمل نبوده و هفتههای اخیر شاهد دستورهای قاطع این افسران در سطوح مختلف امنیتی بودیم. دستور بر کشتن شورشیان از سوی فرماندهان ولایتی در قندهار و کندوز، استفاده از سلاحهای سنگین علیه شورشیان توسط جنرالمرادعلی مراد، فرمانده کل نیروهای زمینی ارتش و… نشان داد که صبر جنرالان از وضع موجود و جنگیکه پشت صحنهی حامیان آنان، حکومت موجود قرار دراد، به سر آمده است.

حقیقت این است که مقابله با دشمنان آشتیناپذیر ملت و سرزمینیکه منطق مذاکره و راه گفت‏‌وگو را بسته‏‌اند، جز سرکوب قاطعانه، راهکار دیگری ندارد.

زیرا گروههای شورشی و جنگجویانیکه سالهاست از ریختن خون مردم، خسارت به زندگی آنان و گرفتن جان شهروندان کشور دریغ نکرده‏‌اند، به هیچ وجه قابل ترحم نبوده و هیچگاهی در چهارچوب مصالحه، آشتیجویی و ثبات‏‌طلبی قرار نخواهد گرفت. کمااینکه بارها به اثبات رسیده است که عناصر وابسته به گروههای شورشی از رساندن پیام صلح نیز سوء استفاده نموده و رسولان صلح دولتی را هدف قرار داده‏‌اند.

لذا به نظر میرسد پس از این به جای اینکه سیاست نادرست سیزده سالهای که از طریق ارگ در برابر مخالفان مسلح دنبال گردد، از تاکتیک سرکوب و نابودسازی شبکهها و گروههای هراس‏‌افکن استفاده شود.

این راهکار اما نیازمند حمایت همه جانبه از سوی مردم، نهادهای دولتی در نظام سیاسی آینده و سیاستگذاران کلان کشوری است.

افزون برآن، جامعه جهانی نیز نباید از تجهیز و تقویت نیروها و نهادهای امنیتی افغانستان دریغ ورزیده و در راستای بهبود توانمندی آنان کوتاهی نمایند. زیرا هرگونه تقصیر و قصوریکه در خصوص حمایتهای مادی و معنوی از نیروهای امنیتی صورت میپذیرد، تمثیل‏‌کنندهی آن دشمن ملت و مردم افغانستان به حساب آمده و نشان میدهد که در راستای مبارزه با هراس‏‌افکنی صداقت لازم را دارا نیست.

شک نباید کرد که هرگونه مخالفت با سرکوب قاطعانهی دشمنانیکه نشان داده اند به هیچ موجودی رحم نکرده و خون احدی از شهروندان کشور برای آنان محترم و ارزشمند نیست، به تبر مخالفان جنگی دسته داده و شعلههای آتش جنگ را شعلهورتر خواهد ساخت.

لذا ضروری است تا با اعلام حمایتهای مادی و معنوی از جنرالان دلیر، افسران جان نثار و سربازان فداکار کشور، در تقویت و توانمندی آنان برای رسیدن به اهداف مقدس شان نقش مثبتی را ایفا نمود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده