کرزی، بی‏‌خبری یا طفره‏روی؟

رئیس‏‌جمهور کشور پیش از سفر به پاکستان، در دیدار با اعضای شورای علما بیان داشت که رهبران طالبان “چندروز قبل طالبان برای ما اطلاع داده گفتند که مطلقاً بیاختیار هستیم و از انفجارها و قتلهایی که صورت میگیرد و به نام ما اعلان میشود، بیخبر میباشیم.” در ادامه این اطلاع‏رسانی، سخنگوی وزارت خارجه نیز در یک کنفرانس مطبوعاتی اظهار داشت که سران حکومت و شورای عالی صلح کشور، با برخی رهبران عمده گروه طالبان عملاً ارتباط دارند. وی تاکید ورزید که روند صلح افغانستان یک پروسه تئوریک نیست، بلکه روند عملی است، نمایندگان این روند با برخی رهبران عمده طالبان عملاً در ارتباط اند. سخنگوی وزارت خارجه با خوش‏بینی بیان داشت که حکومت افغانستان و شورای عالی صلح تلاش داردند تا دفتر گروه طالبان، برای مذاکره، در افغانستان بازگشایی شود. وی در ادامه تأکید ورزید که رهبران گروه طالبان آمادگی خود را برای یک مذاکره سیاسی با مقام‏‌های حکومتی افغانستان گرفته است.

در مقابل این اظهاراتِ رئیس جمهور و مقامهای کشور طالبان نیز از خود واکنش فوری نشان دادند. در نخستین واکنش سخنگوی طالبان وجود هرنوع رابطه را با حکومت افغانستان رد نموده و آن بی‏‌بنیاد خواند. وی اظهارات بیان شده را نشانه “ناآگاهی” و “منطق ضعیف” دانست. در مرحله بعدی سخنگوی طالبان این گفته رئیس‏‌جمهور را که چند روز قبل طالبان برای ما اطلاع دادند که ما مطلقاً بی‏‌اختیار هستیم و از انفجارها و قتلهایی که صورت میگیرد و به نام ما اعلام میگردد بی‏‌خبر میباشیم؛ رد نموده گفت که این ادعای کرزی “در قیاس به خود” بوده و گرنه یک کودک هم میداند که این اظهارات “تبلیغات” بیش نیست.

سخنگوی طالبان تاکید کرده است: اگر در مورد حملات مجاهدین شک دارد، از رسانه‏های آزاد اطلاعات به دستاورد که مسئولیت حملات مجاهدین را چه کسی به عهده میگیرد و چه کسی جزئیات آن‏ها را ارائه میکند. طالبان با تأکید بیان داشتند که ما از تمام حملات انجام شده مطلع هستیم. زیرا خودمان آن را طراحی و اجرا می‏کنیم.

در مقابل واکنشهای اخیر طالبان در برابر اظهارات مقامهای کشور، و تکذیب هرگونه رابطه با حکومت و بی‏‌اختیار و بی‏اطلاع بودن طالبان از عملیاتهای جنایت‌کارانه، سخنگوی وزارت خارجه بار دیگر اظهار داشت که نمی‏‌دانیم، کی خود را نماینده یا سخنگوی گروه طالبان معرفی کرده و به رسانه‏‌ها نیز پیام فرستاده، اما حکومت افغانستان در حال حاضر با برخی نمایندگان عمده طالبان عملاً گفت‏‌وگو می‏کند.

این اظهارات در حالی بیان میگردند که نوعی سردرگمی و احساس نامطلوبی را به وجود آورده است. در این موضوع شکی نیست که مسئول تمامی حملههای جنایت‌کارانه، گروه هراس‏افکن و ضداسلامی طالبان میباشد. طالبان به عنوان لشکر و بولدوزر تخریب کشور از انجام هیچ عمل جنایت‌کارانه و تخریب‌گرانه که موجب خرسندی حامیان برون‏‌مرزی آنان گردد، هیچ شرم و ابایی ندارند. همچنین در این موضوع که طالبان فاقد بیان دیپلماتیک و رعایت نزاکت و ادب میباشند نیز هیچ تردیدی وجود ندارد. کسانی که در فرهنگ ترور و وحشت پرورش یافته و در پندارهای هراس‏‌افکنانه و خشونت‏‌زا به سر میبرند انتظاری جز این نیز نمی‏‌توان داشت که از ادب و نزاکت به دور باشند و برای مقابله با رقیب یا دشمن از هر وسیله و شیوه مشروع و نامشروع استفاده نمایند. بنابر این اگر طالبان مرتکب جنایت شوند و یا به تخریب کشور و شاد ساختن دشمنان افغانستان مباهات نمایند هیچ تردید و شگفتی وجود ندارد. به قول معروف نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است.

آنچه جای شگفتی دارد سردرگمی و ابهام در مواضع و دیدگاههای حکومت و مقامهای رسمی کشور نسبت به دشمنان وطن و کسانی است که ابزار و وسیله آنان شده اند. دقیقاً چندی قبل مقامهای وزارت خارجه کشور به صراحت اعلام داشتند که که گروه طالبان ابزار سیاسی کشورهای بیگانه اند. به گفته آنان لانههای هراس‏افکنی در آن سوی خط دیورند، امنیت افغانستان و منطقه را با چالش جدی رویارو کرده است. این اعلام موضع و نیز ناکام بودن و عدم صداقت طالبان در مسأله مصالحه و گفت‏‌وگو بارها تجربه شده است که هریک از آن تجارب جز ناکامی و آبروریزی، دستاورد دیگری نداشته است. بر این اساس، افزون بر ناموجه بودن و پاسخگویی تمسخرآمیز طالبان به اظهارات اخیر، روی سخن بیشتر با کسانی است که به رغم این عملکردهای غیرقابل قبول و تحقیرآمیز طالبان، همچنان سعی دارند این گروه را وارد سازوکار سیاست و قدرت در کشور نمایند و زمینه را برای بازگشت بی دردسر آن‏ها به عرصه مناسبات سیاسی کشور فراهم کنند. این افراد حتا سعی می‏‌کنند با عذر و التماس و تحمل حقارت در برابر طالبان، رهبران آنها را وادار به پذیرش مذاکره و گفت‏وگو نمایند: کوششی که تاکنون بی‏نتیجه مانده است.

آنچه در این میان بیش از همه قابل طرح و پرسش میباشد این است که آیا حکومت دشمن را به خوبی شناخته است؟ آیا میداند که موجودی به نام طالب کیست و سررشته آن به کجا بسته است؟ دوم اینکه مبتنی بر این شناخت انتظارها وتوقعاتی که دارد تا چه اندازه درست است؟ اطلاعات در دست داشته تا چه اندازه دقیق است؟ کسانی که در مسیر تهیه و انتقال این اطلاعات هستند تا چه اندازه امین وصادق میباشند؟ و…

از اظهارات ضد و نقیض مقامهای کشور چنین برداشت میشود که برای آنان دشمن هنوز کاملاً شناخته شده است. آنان تصوری که از دشمن دارند تصوری مبهم و خیالی است. به همین جهت در تنظیم و اجرای یک سیاست و برنامه مدون و برخورداری از یک راهبرد ملی که کشور را به سوی ثبات و اعتماد ملی سوق دهد ناکام بوده و تاکنون هیچ گام سازنده در آن جهت برداشته نشده است. به طور مثال در یک جای گفته میشود که طالبان عامل بیگانه هستند و هیچ اختیاری از خود ندارند. وقتی کسی یا نیرویی چنین بی‏اختیار و بی‏اراده باشد، چه انتظار و توقعی از آن برده میشود که با او گفت‏وگو صورت گیرد و چرا چنین تصور شود که او در روند تحکیم صلح و ثبات در کشور موثر باشد؟!

چرا به جای چنین التماسها و درخواستهای عاجزانه با افشای بیشتر ماهیت و هویت کثیف و بیگانه‏‌پرور و ضد اسلامی و ضددموکراتیک آنان، به تقویت بنیادهای حکومت و عینیت بخشیدن به وفاق ملی همت گماشته نمی‏‌شود؟ نکته دوم این که مسیر و جریانی که اطلاعات لازم و ارتباط میان حکومت و طالبان را تنظیم نموده و برعهده دارد، افراد سالم و صادق و امین نیستند. اگر غیر از این بودند بایستی تاکنون در شناخت دشمن به یک نتیجه و نقطه روشن رسیده بودیم. به همین جهت در کنش و واکنشهای اخیر این ابهام و عدم اعتماد بیش از پیش شکل گرفته است که در میان برادران راضی و ناراضی، کدام یک باخبر اند؟ اگر هرکدام باخبر باشد، طرف مقابل مشروعیت و وجاهت خود را به طور طبیعی از دست خواهد داد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده