کشتار در ماه مهمانی خدا

رمضان از جمله ماههای حرام است؛ ماهیکه اعراب مسلمان و غیرمسلمان جنگها را دراین ماه تعطیل میکردند و مردان و زنانی خسته از جنگ، مدتی را در فضای عاری از جنگ و جهاد و خشونتهای قبیلهای به امور شخصی و اجتماعی خود میپرداختند.

از میان سایر ماههای حرام، رمضان جایگاه ویژهای دارد زیرا در این ماه، تنها حرمت جنگ و خشونت مطرح نیست، بل فراتر از آن، مسلمانان مهمان ویژه‏ی خداوند و نشسته برسرسفره و خوان کرم اویند؛ قداست وپاکی این ماه و نزول برکات و رحمت‌های واسعه الهی درآن، چیزی نیست که برکسی پوشیده باشد، اما وقتی، انسانیت انسان مسخ می‏گردد و از هویت نخستین خود تهی می‏شود، نه ماه حرام برای او معنا و مفهومی دارد و نه وجدانی باقی می‏ماند تا ازپیام مرگ هراسان گردد و از قطعه قطعه شدن پیکرهای بی‏جان آدمی، تب‏‌آلود شده و به درد آید.  آتش‏‌افروزی و هراس‏‌افکنی در طول ماه مبارک رمضان، نماد و سمبول همین آدم‏‌های عاری از وجدان است که هویت‏‌شان مسخ شده و چیزی از ته‏مانده‏‌ی عنصر انسانی درآن باقی نمانده است؛ به راستی چه می‏توان گفت به آن چهار دست وپایی که موترباربری مملو از مواد منفجره را در بازار مزدحمی انفجار می‏دهد و ده‏‌ها انسان روزه‏‌دار را که همسایه مسجد و مکتب بودند قربانی می‏سازد، در حالیکه افزون بر حرمت ماه رمضان، هم مسجد برای انسانی مسلمان حرمت ویژه دارد و هم مکتب از جایگاه والا وبرتری برخوردار است.

اما جلادان مقدس‏مآب، نه حرمت زمان یعنی ماه مبارک رمضان را باقی می‏گذارند، نه حرمت مکان یعنی مسجد و خانه خدا را و نه هم به مکتب حرمت می‏‌نهند درحالیکه در اسلام، علم و دانش‏‌اندوزی یک فریضه دانسته شده است و در نهایت هم نه به بازار مسلمین احترام می‏‌گذارند که کسب در آن حلال شمرده شده و «سوق مسلم» به عنوان منبعی برای تشخیص حلال و حرام به رسمیت شناخته شده است.

حمله بر بازار ارگون در پکتیکا که در سه چهارسال اخیر بی‏‌سابقه گفته می‏شود، نمونه بارز این توحش و بربریت جاهلان این سرزمین است که هفته پیش اتفاق افتاد. دراین حمله، جدا از ریختن خون ده‏‌ها انسان روزه‏دار و بیگناه، به زمان ومکان مقدس، وعلم که آموختن آن در اسلام فریضه می‏باشد و بازارمسلم که از حرمت ویژه برخوردار است و منبعی برای تشخیص حلال و حرام می‏‌باشد، هتک حرمت شد و توسط گروه‏‌های تکفیری و از خودراضی نیست و نابود شدند.البته چنین حملاتی بی‏‌پیشینه نیستند. در همین سال گذشته و همزمان با نماز عید بود که با کارگذاری موادمنفجره میان ورق‏‌های قران شریف در یکی از مساجد ولایت کشور، نمازگزاران و والی ولایت مربوطه را از بین بردند. این موارد مشت نمونه خرواراند و جنایاتی از این قبیل به کرات در گوشه گوشه کشور رخ داده است.

اما آنچه مایه تاسف است این است که با وجود شدت چنین حملات بی‏قید و نامحدودی که نه حرمت انسان مظلوم و بی‏‌دفاع افغان در آن حفظ می‏شود و نه حرمت زمان و مکان‏‌های مقدس رعایت می‏شود، هیچگاهی نشده که حلقه‏‌ی ارگ ریاست‏‌جمهوری، طالبان را مسئول این حملات بدانند و در مقابل همواره از دسیسه و دشمن خارجی سخن گفته‏‌اند؛ درحالی که طالبان خود بارها مسئولیت این حملات را برعهده گرفته‏‌اند!دراینکه دست قدرت‏‌های منطقه‏‌ای و فرامنطقه‏‌ای در جنگ افغانستان دراز است شکی نیست، اما این نکته نیز قابل کتمان نیست که گروه‏‌هایی همچون طالبان، شبکه حقانی و حزب اسلامی حکمتیار از جمله گروه‏‌های اصلی هراس‏‌افکنی و بومی در افغانستان هستند که عملیات‏‌های تهاجمی و انتحاری توسط اعضای همین گروه‏‌ها انجام می‏‌پذیرد. اینکه هدف از تبرئه این گروه‏‌ها چیست و چرا پس از انجام این عملیات‏‌ها و حملات انفجاری و انتحاری از آن‏ها و به‏‌خصوص گروه طالبان، نام گرفته نمی‏شود و با قاطعیت تمام علیه‏‌شان عمل نمی‏‌شود، پرسشی است که ارگ ریاست‏‌جمهوری نخواسته تا به آن پاسخ بدهد!

اینگونه مماشات با هراس‏‌افکنان داخلی و فرافکنی در باره چنین حملات مرگبار، برای مردم افغانستان قابل قبول نیست و نمی‏توان از کنار آن با اغماض گذشت.

نمی‏توان موارد عینی و روشن از فجایع صورت گرفته بر مردم بیگناه کشور را نادیده انگاشت و به عوامل دست چندم خارجی نسبت داد و در عوض از عناصرمباشر و گروه‏‌های تکفیری به این دلیل که از حکومت ناراضی‏اند، چشم‏‌پوشی کرد و همچنان برادران ناراضی خطاب کرد!

0 پیام برای این مطلب ثبت شده