کندی شمارش آرا، ترس از چیست؟

بهار توافق میان دو نامزد انتخاباتی در مورد انتخابات چندان دوام نیافت و در همان روزهای آغازین شمارش آرا در حدود 24 ساعت این روند به کلی از حرکت بازماند. آنچه که مسئولان ستادهای انتخاباتی می‏گویند؛ مشکل، تخنیکی است و اختلاف نظر درباره امضای اسناد بررسی شده‌‏ی آرا می‏‌باشد.

ظاهراً تیم تحول و تداوم از امضای اسناد و لایحه ابطال آرای تقلبی سر باز می‏‌زند. مسئولان این تیم امضای این اسناد را در حکم قضاوت دانسته و می‏گویند که قضاوت در این مورد از صلاحیت کمیسیون شکایات انتخاباتی است در حالی که تیم اصلاحات و همگرایی بر این باور است که اگر امضا، به مثابه قضاوت باشد و این قضاوت با مرجع بالاتر یعنی نمایندگی سازمان ملل متحد، باید قبول شود و کمیسیون‏‌های انتخاباتی هم مکلف اند که همین نتایج را تایید و اعلام نمایند.

البته، نبود ناظران بیشتر و عدم آگاهی شماری از ناظران از روند شمارش و تفتیش آرا از دیگر عوامل کندی شمارش آرا به حساب می‌‏آید، اما آن چه جدی است و باعث اختلاف شده است، اختلاف نظر تخنیکی است که کار بررسی را مقرون به بن‏بست کرده است و گفته می‏شود که هنوز این اختلاف نظر برطرف نشده و دوجانب به وجه مشترکی دست نیافته‏‌اند.

حال پرسش این است که واقعاً چرا دوطرف با وجود معیارهای شانزده گانه که روی آن توافق کرده‌‏اند، بازهم در روند بررسی به بن‏بست می‏‌خورند و نمی‏‌توانند مرز حق و باطل یا مرز آرای سیاه و سفید را تشخیص دهند؟

به نظر می‏رسد‏، منشا این اختلاف ترس از بازنده شدن و باختن میدان به حریف باشد زیرا آن گونه که از قرائن و شواهد پیدا است هردو جانب خود را برنده انتخابات می‏دانند‏ و به هیچ روی حاضر نیستند که شکست را بپذیرند و لذا پیش کشیدن مسایل تخنیکی و مو از نمد برداشتن در واقع تلاش و تقلا برای آن است که نتیجه این انتخابات را به نفع خود چرخانده و آخرین تلاش‏‌ها را برای برداشتن موانع پیروزی انجام دهند.

در واقع تلاش‏‌های صورت گرفته در فرآیندهای انتخاباتی که از سوی اشخاص و نهادهای گوناگون‏ از هر دو جانب برای راه‏اندازی تقلب و نیز طرح پیش‌گیرانه جهت افشای آن صورت گرفت، شواهدی است مبنی برآن که هر دو جانب مصمم به رفتن به ارگ ریاست‏‌جمهوری‏ اند و هر دو رهبر تیم انتخاباتی پای در رکاب‏اند تا توسن قدرت در ارگ را مهار نموده و خود زمام آن را در اختیار بگیرند.

از این منظر، متاسفانه نگاهی فراتیمی و دید ملی به مسئله انتخابات قابل تصور نیست چرا که به نظر می‏رسد مسایل کلان سیاسی کشور در چارچوب سود و زیان حداکثر تیمی، مورد توجه می‏‌باشد و مردم احساس می‏کنند که هم‏چنان‏ در حاشیه مسایل کلان ملی قرار دارند و به دردها، نیازها و نگرانی‏‌های‏شان پاسخ عقلانی و معطوف به نیازها و ضرورت‏‌های اساسی‏‌شان داده نمی‏‌شود.

با مراجعه با افکار عمومی، دقیقاً این برداشت به دست می‏آید و مردم فکر می‏کنند‏ که جار وجنجال‏‌ها همگی برای به دست آوردن سود بیشتر و تحمل کمترین زیان است اینکه در این چانه زنی‏‌ها مردم به چه سودی می‏رسد، تصور عمومی برآن است که اصولاً آنان در طرف معاملات و تعاملات سیاسی قرار ندارند تا از رساندن سود به آنان سخن گفته شود.

بنا براین، شایسته آن خواهد بود که تیم‏‌های تخنیکی دو طرف تن به واقعیت‏‌ها داده و بیش از این برنگرانی‏‌های مردم نیفزایند زیرا، اولاً شهروندان بیش از این تحمل رنج ناشی از اختلافات دو تیم انتخاباتی را ندارند و نمی‏‌توانند بیش از ضرر و زیان‏‌های برجای مانده از آن را بردوش بکشند و ثانیا با توافقی که صورت گرفته مسئله سهیم شدن در قدرت سیاسی آینده و راهیابی هر دو تیم به ارگ ریاست‏‌جمهوری‏ و ساختار قدرت حل شده است و چندان نیازی به منازعه و اختلاف باقی نمی‏‌ماند.

آنچه می‏‌تواند برای دوجانب مهم باشد این است که باید آنان از همین اکنون برسرتشکیل دولت وحدت ملی و ساختار قدرت به توافق برسند زیرا توافق در شرایط حاضر که معلوم نیست رئیس‏‌جمهور ‏آینده کدام یک می‏‌باشند، آسان‌تر از زمانی است که یک تیم برنده اعلام شود، چه در آن صورت احتمال اینکه جانب برنده توجه کمتری به جانب بازنده داشته باشد وجود دارد اما توافق کتبی و امضا شده از همین اکنون درباره تمامی جزئیات قدرت در دولت آینده، می‏تواند تضمینی باشد که دولت آینده واقعاً دولت وحدت ملی باشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده