گذری بر جغرافیای انتخابات در افغانستان

در چنین نظامی از حقوق انسانی، آزادی فردی و برابری هیچ خبری نبود؛ لذا در چنین وادی وحشت و دوران دهشت، در قاموس قبیله و فرهنگ عشیره، برای سایر اقوام و ملیت‏‌ها و حتی برای تک تک افراد از قبیله حاکم نیز واژه‏‌ی “انتخاب” و مشتقات آن چنان مرگ آفرین بود که کسی را یارای اندیشیدن به آن هم نبود. و هر سری که در آن اندک اندیشه‏‌ای بود از او کله منارها میساختند. تا جایی که امروز هم پسمانده‏‌های نظام قبیله، افراد نواندیش و گروه‏‌های دگراندیش را برنمی‌تابند. لذا برای مشروع جلوه دادن خود به ابزارهایی چون، تهدید، توهین، تحقیر، تکفیر، تهمت و نظایر آن پناه برده‌ و می‌برند. گاه پشت نقاب دین و شریعت مخفی میشوند و گاه با تحریف واقعیت‏‌های تاریخی، به تاریخ خودساخته و جعلی استناد میکنند. چون میدانند که در سیستم مردم سالاری، سکه مشرسالاری و قبیله محوری در مقابل اندیشه “شایسته سالاری” و “حقوق شهروندی” بی‌ارزش خواهد شد و دیگر نمی‌توانند زیرنام “برادر بزرگتر” بر گرده و گردن مردم سوار باشند.

انتخابات اساسا دانشی میان رشته‏‌ای است. نظام‌های انتخاباتی، هزینه انتخابات، نحوه تبلیغات و روش برگزاری انتخابات مباحثی هستند که بیشتر در حقوق عمومی بدان پرداخته میشود. تاثیر تبلیغات بر رأی دهندگان ازجمله مباحث علوم ارتباطات است؛ اما رفتار انتخاباتی و تاثیر محیط بر رفتار رأی دهندگان ازجمله موارد بسیار مهمی است که در جغرافیای سیاسی به آن پرداخته میشود. زیرا نقش ویژه جغرافیای سیاسی، سازماندهی فضا در سطح محلی، ملی، منطقه‏‌ای و جهانی است. در واقع جغرافیای سیاسی پدیده‏‌های سیاسی را در فضای درونی یک کشور مورد بحث قرار میدهد، که انتخابات نیز یکی از همین پدیده‏‌های سیاسی است.

پدیده‏‌های سیاسی شامل همه کنش‌ها و واکنش‌های انسان است که ماهیتی سیاسی دارند. تصمیم فرد برای شرکت در انتخابات واکنشی سیاسی است. این درست است زمانی که انتخابات برگزار و نتایج مشخص شد جغرافی دانان به تحلیل جغرافیایی نتایج انتخابات با استفاده از Money gram online داده‏‌های اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی می‏‌پردازند؛ اما مدیریت مبارزات سیاسی – انتخاباتی، چگونگی راه‏‌اندازی، هدایت و مدیریت یک ستاد انتخاباتی، شیوه‏‌های موثر و چگونگی انجام تبلیغات انتخاباتی، مباحثی اند که ادبیات گسترده‏ای داشته و ادبیات جغرافیایی آن غنی‏‌تر از دیگران است. زیرا جغرافیای انتخابات، نقش، جایگاه و فرآیند افراد یک کشور بر ساختار قدرت تصمیم‌ گیرنده را ارزیابی، سنجش و حتی پیش‌بینی و آینده‌نگری می‌کند.

جغرافیای انتخابات یکی از شاخه‏‌های رشته جغرافیای سیاسی است که بر محدوده‏‌های جغرافیایی به عنوان بستری برای انتخاب نمایندگان در سطوح ناحیه‏‌ای، محلی و ملی متمرکز میشود. مرز این محدوده‏‌ها بر ترکیب و کارکرد نهادهای سیاسی حکومت تاثیر قطعی دارد. یک جغرافی‌دان نظر به تخصص مسلکی خویش شناختن ویژگی های طبیعی( اقلیم، آب، خاک، معادن و منابع و…) و آگاهی از امکانات محیطی( امنیت، اقتصاد، شغل، بهداشت، توسعه و…) و نیز اطلاع از خصوصیات جمعیتی ساکنان(سن، جنس، تحصیلات، درآمد، قوم، نژاد، مذهب، زبان و…) به راحتی می‌تواند زمان مناسب برگزاری انتخابات را معین کند، نوع نظام انتخاباتی را تشخیص و حوزه‏‌های انتخاباتی را تعیین کند، روشِ راه اندازی انتخابات را پیشنهاد و پیش بینی کند. حتی قادر است ارزیابی کند که مردم کدام حوزه انتخاباتی چه تعلقات و توقعاتی دارند. چه چیزی برای آنها تهدید و چه مواردی برای آنان فرصت است. لذا میتوان پیش‏بینی کرد کدام کاندیدا در کدام حوزه انتخاباتی چه اندازه محبوبیت دارد، یا ساکنین هر حوزه انتخاباتی چه خواست‌ها و نیازهایی دارند. از این رو یک جغرافیدان میتواند بهترین کارشناس انتخابات و مشاور انتخاباتی برجسته‏‌ای هم باشد. زیرا او بر محیط و اجزای آن حاکم و از فرآیندها و برآیندهای آنان آگاه است.

با این مقدمه کوشش بر آن است تا بسیار گذرا نیم نگاهی بر خواست‌ها و خاستگاه انتخاب کننده گان و انتخاب شونده گان در کشوری بی‏اندازیم که کارزار انتخابات در آن پدیده‏‌ای تازه و انتخاب کردن امری شگرف است. خصوصا در عرصه سیاست و حکومت یک سنت گریزی و هنجارشکنی ناب و پسندیده و تجربه ای تازه به حساب می‏‌آید. باوجود اهمیت مباحث مربوط به انتخابات، این دانش بعنوان یک علم، حتی در جامعه علمی و اکادمیک افغانستان کاملا ناشناخته و مطرح کردن آن در نوع خود برای نخستین بار و کاملا تازه است. ادامه دارد

0 پیام برای این مطلب ثبت شده