گفت‎وگوهای صلح؛کابل اصرار، طالبان امتناع

گفتوگوهای مستقیم صلح مخالفان مسلح دولت و مقامات کابل درحالی به تأخیر افتاد و در هفتهی اول ماه مارچ برگزار نشد که گروه طالبان از حضور در این نشست انکار و کماکان بر پیش شر‎طهای شان تأکید کرده است. کابل اما انکار طالبان را جدی نگرفته و آن را تاکتیکی خوانده است، درحالیکه اسلام‏‌آباد تحقق هرگونه شرط را در فردای گفتوگوهای مستقیم امکان‏‌پذیر دانسته است.

دولت کابل به منظور پیشگام بودن در این پروسه، فهرستی از شرکت‏‌کنندگان را نیز به اسلام‏‌آباد پیشکش کرده است که در میان آنان کسانی چون؛ شیرمحمد عباس ستانکزی، سید طیب‌آغا، نیک‏‌محمد، عبدالسلام حنفی از دفتر سیاسی طالبان در قطر، اخترمحمد منصور و 2 نفر دیگر از فرماندهان طالبان که با رهبر این گروه همراه هستند، محمد رسول و عبدالمنان نیازی از گروه ملارسول طالبان، و سراج‌الدین حقانی یا حاجی ابراهیم از شبکه حقانی قرار دارند.

برخی از اطلاعات فاش شده نیز حاکی از مذاکرات پنهانی و رایزنیهای سری میان طالبان و برخی از مقامات دولت کابل در این خصوص میباشد. درحالیکه روند انکار و اصرار بر مذاکرات مستقیم صلح ادامه دارد، حمایتهای ملی و بینالمللی از این پدیده صورت گرفته و خوش‌بینیهای زیادی نیز وجود دارد. کاخ سفید بار دیگر با صدور اعلامیهای، قاطعانه از گروه طالبان و سایر مخالفان مسلح خواست تا در مذاکرات مستقیم صلح شرکت کنند در غیر آن صورت در جنگ رویارو نابود خواهند شد. وزیر امور خارجه انگلیس نیز در سفر به کابل در دیدار با مقامات ارشد افغانستان بر حمایت لندن از روند مذاکرات صلح تاکید کرد. فلیپ هاموند، وزیر امور خارجه انگلیس در دیدار با اشرف‌غنی، رئیس‏‌جمهور، عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی دولت حکومت وحدت ملی، حکمت کرزی، معاون وزیر امور خارجه حمایت قاطع خود را از مذاکرات مستقیم صلح اعلام کرد.

در همین حال، مذاکراتی نیز میان دولت کابل و ریاض در عربستان صورت گرفته است تا این کشور از نفوذ خویش روی عناصری از مخالفان مسلح دولت افغانستان استفاده نماید. وزارت امور خارجه اعلام کرد که هیأتی برای مذاکره با مقامات عربستان به منظور آمادگی برگزاری «کنفرانس علمای جهان اسلام در زمینه صلح در افغانستان» به جده اعزام خواهد شد.

در این میان، اهمیت، نقش واشنگتن و پکن برجستهتر به چشم میخورد و موثرتر از همه قلمداد میگردد. به باور آگاهان، هرگاه امریکا و چین بر سیاست آرام کردن اسلام‌آباد اقدام کنند، موفقیت این روند بسی امیدوارکننده خواهد بود. مسلم است که این سیاست به نفع هردو کشور نیز میباشد. منافع اقتصادی و امنیتی چین و امریکا هردو در امنیت افغانستان نهفته و پاکستان نیز از این رهگذر نصیب سود بزرگی خواهد شد. موضوع دیگر اینکه امریکایی‌ها می‌خواهند مسأله طالبان را به هر نحو ممکن؛ چه از طریق تفاهم و مذاکره و چه از طریق سرکوب حل کنند، اما زمانی که دیدند از طریق نظامی‏ قادر به حذف طالبان نیستند، مذاکرات چهارجانبه را با هدف مشارکت طالبان در هرم قدرت در کنار سایر گروه‌های افغانی پیگیری کردند. در حقیقت، واشنگتن می‌خواهد پس از سال‌ها حضور در افغانستان، با تبدیل طالبان به بازیگر سیاسی مشروع و احتمال کاهش اقدامات خشونت‌بار بخش‌هایی از این گروه، از آن به عنوان دستاورد حضورش در افغانستان در چارچوب ائتلاف مبارزه علیه هراس‏‌افکنی نام ببرد و این بار از طریق همکاری با طالبان، منافعش را تأمین کند. با طرح موضوع حضور داعش در افغانستان، امریکا ترجیح می‌دهد حداقل آن دسته از طالبان را که میانه‌رو می‌خواند تشویق به مشارکت در قدرت سیاسی نماید.

در این میان، رویکرد تشویق به آشتی طالبان و برجسته ساختن تهدید از جانب داعش و القاعده امری است که هنوز هم دارای ابهام در جوانب مختلف خویش می‏‌باشد. آگاهان با تأکید براین مسأله میگویند که باید روند ثبات‏‌سازی افغانستان به صورت همه‏‌جانبه به پیش برده شده و نباید بر محور بازی‏‌های سیاسی جهانی و منطقهای بچرخد. زیرا این نوع سیاست به صورت بی‏‌پیشینه‏ای شکننده بوده و هر زمانی امکان ناامنی قابل تصور میباشد.

به هرحال، آنچه لازم است اینکه افغانستان به دنبال آوردن ثبات و تحکیم امنیت از راهها و روشهایی باشد که کلید اصلی آن در دست سران کابل باشد و پیامد آن آغاز حرکت همه‏‌جانبه جهت خودکفایی افغانستان باشد نه اینکه در قالب قراردادهای مقطعی به دنبال توافقات کوتاه مدت باشد و کلید آن را نیز به دست کشورهای خارجی بسپارد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده