گوشه نشین خلوت هنر سیری در زندگی وآثار استاد قمرالدین چشتی

چکیده:

بر همگان و به‌خصوص به هنرمندان زبده صاحب سبک، مبرهن و آشکاراست که شریف‏‏‏ترین هنر بصری در جهان اسلام خطاطی است. مخصوصاً نوشتن قرآن کریم که نفس هنر دینی به شمار می‏‏‏رود. بیان جدید برگرفته از اصول و مبانی هنر خوشنویسی، امروزه یکی از راه‏‏‏هایی است که هنرمند خوشنویس می‏‏‏خواهد از جریان‏‏‏های پرسرعت هنری که در جهان پیرامون در حال شکل‏‏‏گیری است دور نماند و با خلق آثار هنری- اسلامی با حفظ اصالت‏‏‏ها با بیانی مدرن در صحنه رقابت جهانی قدم بگذارد. این پژوهش با تأکید بر آثار استاد قمرالدین چشتی که یکی از خطاطان برجسته معاصر افغانستان هستند انجام شده و در خصوص سبک و شیوه استاد در هنر خوشنویسی مورد بررسی قرار گرفته است. این تحقیق به روش کتابخانه‌ای(مراجعه به آثار استاد از شروع تاکنون، کتاب، مقاله، سایت‏‏‏های هنری و گفت‌وگو با هنرمند) و با تحلیل در ساختار و سبک آثار منتخب استاد که به صورت تصادفی انتخاب شدند؛ انجام پذیرفته است. نتایجی که از این تحقیق به دست آمده این است که هنر خوشنویسی در افغانستان دارای سابقه طولانی بوده و هنرمندان خوشنویس بسیاری هم در گذشته و هم امروز، در این وادی مقدس با قبول رنج‏‏‏ها و فشارهای گوناگون زندگی فردی و اجتماعی، نگذاشته‏‏‏اند تا این هنر اصیل از این جامعه فلاکت‏‏‏بار رخت بربندد و تا رمق داشتند کار کردند و به نسل‏‏‏های جدید انتقال دادند. هنرمند مورد نظر ما نیز سال‏‏‏های زیاد چه در دیار غربت و چه در کشور خود از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و با تلاش‏‏‏های شبانه‏‏‏روزی خویش هنر خوشنویسی را زنده و پابرجا نگه داشته‏‏‏اند. وی با تکیه بر تجربیات طولانی خویش با بیانی مدرن آثاری شگفت را خلق نموده که توجه به آنها خالی از لطف نخواهد بود.

واژگان کلیدی: هنر خوشنویسی، استاد قمرالدین چشتی، معاصر، افغانستان

مقدمه

در هنر مقدس خوشنویسی که در کلیت خود دارای شرافتی خاص بوده و نوآوری در آن نیز برگرفته از عنایات الوهیت نهفته در حقیقت هنر به وجود می‏‏‏آید (بوکهارت). کلمات از حیث باطن، متصل به عوالم ملکوتی خود بوده متجلی می-گردند. در همراهی خویش با منطقی که از ضخامت و نازکی توأماً دریافت می‏‏‏کنند نهایتاً به حرکاتی تبدیل می‏‏‏شوند که آن را به نام هندسه روحانی نام‏‏‏گذاری کرده‏‏‏اند.

با استعانت از گفته‏‏‏های بزرگان و دانشمندان و نظریه‏‏‏پردازان عرصه هنر خوشنویسی در می‏‏‏یابیم که ارزش و اهمیت کلمات بسیار والا بوده و کتابت آن هم هنرمندی متعهد را می‏‏‏طلبد که به ظهور آن اقدام نماید. در واقع دل و جان هنرمند خوشنویس بسته به عالم بالاست و بدون وجود تجلی و انوار حق هرگز نمی‏‏‏تواند گامی به جلو بردارد. انسان به هر سو بنگرد دارای همان شخصیت می‏‏‏شود و وجودش توأم با آن خواهد شد. به این معنا که ارزش هر انسانی بستگی به طلب او دارد یعنی ارزش هر کس به آن بسته است که در پی چیست. اشخاص و افراد متعددی قدم در این وادی قدم نهادند اما کمتر کسی موفق شده تا دل و جان هنر را دریافته و آثاری دلنشین بیافریند.

نوشتن یک طلسم است و مراحل نوشتن یک هنر، جادویی است که نه فقط با تکنیک عالی و تجربه و هنر بل با ویژگی معنوی و روحانی آن نیز ارتباط دارد(شمیل، 29).

هر کلمه‏‏‏ای که در صورت به تکرار شبیه است اما در ذیل باطن الهی خویش در هیچ موضعی تکرارپذیر نبوده و نیست. در حقیقت اساساً تکراری در کار نیست بل اگر در ساحت مقدس خوشنویسی هر کلمه، با آن که در نظر سطحی شبیه هم هستند اما در هر بار به تجلی تازه و نوپدیدی خلق می‏‏‏گردند. مدارج هر طبقه و شرافت هر رتبه نسبت به رتبه بعد از خود کاملاً مشخص می‏‏‏گردد.

تعریف هنر خوشنویسی

هنر خوشنویسی ریشه در فرهنگ و تمدن اسلام داشته و با زندگی ما عجین شده است. واژه هنر در قلمرو زبان فارسی در طول تاریخ معانی متنوعی داشت، از جمله به معنای کمالات، فضایل، حسنات، برتری‏‏‏ها، صفات نیک، توانایی، قابلیت‏‏‏ها، توانمندی، قدرت، صنعت، حرفه، کسب و خطر و تهدید به کار رفته است(هاشم نژاد، 2).

مقصود از تعریف هنر در اینجا این است که هنر خوشنویسی یکی از هنرهای اسلامی است که در دوره ظهور اسلام و بعد از آن از طرف مسلمان‏‏‏ها در بذل توجه بود و هنرمندان صاحب ذوق با کشف رموز آن سبک‏‏‏ها و شیوه‏‏‏های زیبایی را پدید آوردند. شاعر نامدار در اهمیت هنر چنین سخن می‏‏‏راند:

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

عیب می ‌جمله بگفتی هنرش نیز بگو

نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

عشق می‏‏‏ورزم و امید که این فن شریف

چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود

حافظ

گر هنر داری و هفتاد عیب

دوست نبیند به جزء آن یک هنر

اگر مرد هست از هنر بهره‏‏‏ور

هنر خود بگوید نه صاحب هنر

سعدی

صرف نظر از معنای عام هنر که حتی امروزه هم کاربردی گسترده دارد، هنر در معنای خاص خود به مصادیق ویژه‏‏‏ای از قبیل: شعر، نقاشی، فلم، عکاسی، خطاطی، تئاتر، مجسمه‏‏‏سازی و انواع دیگر هنرها اطلاق می‏‏‏شود.

از آنجا که عالم حروف و کلمات، دون عالم اصوات و فوق عوالم تصویر، از حیث باطن تلقی می‏‏‏شوند؛ بررسی عوالم مافوق توسط عوالم دون، امری بی‏‏‏خردانه به حساب می‏‏‏آید. ناگفته نماند که این هنر زیبا مانند دیگر هنرها دارای فنون و قواعدی است که هر علاقمند و پیرو با پشتکار، باید آن مراحل را طی نموده و در تمرین آن‌ها ممارست کافی داشته باشد تا به هدف برسد. تمام اصول و معیارهایی که برای هر چه بهتر نوشتن خطاطی در نظر گرفته شده یک به یک باید اجرا شود. در این هنر مفاهیم و قواعدی چون نشست و کرسی، وصل و فصل، خلوت و جلوت، سواد و بیاض و سطح و دور از جمله قوانینی هستند که توسط عالمان و هنرمندان برجسته طرح و در نظر گرفته شده و نسل به نسل انتقال پیدا کرده‏‏‏اند. هر کدام از این اصول در زیبایی اثر خطی نقش داشته و دارای اهمیت زیاد هستند

گذری بر تاریخ خوشنویسی

در وادی خلق و عالم ملک، کلام و کلمه به طریق مکتوبی به منظور حضور در عرصه وجود ادا می‏‏‏شوند. در خصوص کلمات شفاهی و یا منفوظی به انواع قرائت‏‏‏ها، آوازها و ترانه‏‏‏ها و نهایتاً زبان‏‏‏های محاوره‏‏‏ای می‏‏‏توان اشاره کرد و در اقلیم کلمات مکتوبی می‏‏‏توان به کلیه دست‌نوشته‏‏‏ها و متون مختلف رجوع نمود. پس از آن انسان در جهت حفظ و حراست و از بین نرفتن مفاهیم معنایی و شفاهی و ارسال پیام کلمات بر نسل پس از خود متوجه ارزش و خاصیت کتابت گردید. از این جا بود که فنون نوشتاری متعددی در زمان‏‏‏های مختلف به وجود آمد تا اینکه پس از ظهور ختمی‌مرتبت یعنی خاتم انبیاء(ص)، کاتبان وحی از کلام الهی و باطن و مفاهیم آن کسب فیض نموده توفیق تصرف در صورت و ظاهر کلمات الهی را یافتند تا گرمی کسب شده از وجود منجی خود و عشق به او را به واسطه پنجه‌ی مبارک‏‏‏شان در جان کلمات تزئین بخشند. در همین زمان بود که خوشنویسی به مفهوم زیبانگاری کلمات در پیکر بی‏‏‏جان حروف؛ تجلی نمود و خود روزنه و مدخل مقدس و پر رمز و رازی شد در اظهار مهر و دلدادگی کاتب(افندی، 41).

خوشنویسی، در عین حفظ صورت، کلمات و حروف، قدرت تسخیر در باطن کلام را به لحاظ درون پر رمز و رازشان اتخاذ نموده‏‏‏اند تا آن جا که فقط در عرصه نستعلیق، پنج صد سال است که ظاهر حروف به یک صورت نقش پذیرفته، اما باطن مفردات و ترکیبات در خطوط مختلف استادان کاملاً مشهود است. مصداق و گواه بر این مطلب، تفاوت شیوه‏‏‏ها و اختلاف قلم‏‏‏رانی در خوشنویسی است. ارتباط ضخامت و نازکی در خوشنویسی رابطه‏‏‏ای منطقی را در این هنر ظریف برقرار می‏‏‏کند که این رابطه به طور ناخودآگاه در مخاطب نیز ایجاد نظمی خاص می‏‏‏نماید و او را به تعادلی منتظم هدایت می‏‏‏کند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده