یمن پس از صالح؟

یمن یکی از کشورهای فقیر خاورمیانه است که دارای ساختار قبیله‌ای و ناهمگون است.در طول تاریخ قبایل هرکدام دراین کشور بخشی از قدرت را دراختیار داشته‌اند و این امر باعث شده تا این کشور بیش از پیش بستر مداخلات خارجی گردد.از سویی هم رقابت بر سر جغرافیای نفوذ میان کشورهای قدرتمند خاورمیانه همچون ایران و عربستان باعث شده است تا سعودی‌ها با توجه به همسایگی نزدیکی که با این کشور دارند، درتلاش شوند تا دولت همسو با خود را در یمن بر سر کار آورند، و با هرگونه نفوذ  کشور دیگری مقابله نمایند. این رقابت باعث گردیده تا گروهها و اقلیت‌های مذهبی بیرون از ساختار قدرت در نهایت به جنگ و درگیری مسلحانه بپردازند.پس از بهار عربی و ساقط شدن علی عبدالله صالح از قدرت و روی کار آمدن عبدربه منصورهادی که گرایش به طرف ریاض داشت و در تلاش اعمال سیاست‌های این کشور بود، این تنش به اوج خود رسید و اوضاع در نهایت به یک قیام مسلحانه تبدیل شد. در این درگیری در یک طرف عبدربه منصور هادی و در طرف دیگر جنبش انصارالله و طرفداران رئیس‌جمهور پیشین قرار داشتند.همکاری حوثی‌ها و صالح باعث گردید تا مرکز قدرت هادی سقوط کند و بیشترین جغرافیای یمن تحت دولت به رهبری انصارالله و طرفدارانش درآید.

اما در روزهای پسین صالح به یکبارگی به طرف ریاض چرخید و با یک حرکت غیرمترقبه در مقابل متحدشان دست به ماشه برد که در جنگ متحدین دهها نفر به قتل رسیدند. حوثی‌های خشمگین در یک جنگ تمام‌عیار صالح را به قتل رساندند و بسیاری از مناطق تحت کنترول آنان را دوباره به دست گرفتند.

اکنون پرسشی که مطرح است، این است که یمن پس از صالح به کجا می‌رود؟ به عقیده کارشناسان طرح عربستان و امارات، ابعاد گسترده‌ای داشت و برای اجرای آن تدارک زیادی دیده شده بود. دو طرف مدت‌ها در خصوص آن رایزنی کردند و صالح نیز بعد از اطمینان از آمادگی و مناسب بودن شرایط، آن را پذیرفت. اگرچه انصارالله تمامی اقدامات صالح را زیر نظر داشت اما تا ساعات آخر نیز این امید وجود داشت وی به مردم یمن وفادار بماند، که در نهایت به اردوگاه عربستان پیوست.

به ‌نظر مي‌رسد با مرگ صالح، بعد از مرگ چهره‌هايي نظير قذافي، صدام حسين و همچنين به حاشيه‌رفتن سياستمداراني چون مبارك و… عصر سياستمداران پان‌عرب در منطقه براي هميشه به پايان رسيده است؛ سياستمداراني كه با قدرت‌گيري شيوخ ثروتمند متكي به نفت در خليج ‌فارس به‌تدريج از محور سياست‌هاي جهان عرب دور شده و هر يك با سرنوشتي همچون ترور، اعدام، زندان و يا خانه‌نشيني روبرو شدند.

بدون شک درگیری‌ها در پایتخت یمن ادامه خواهد داشت و حتی بدتر خواهد شد؛ درگیری‌هایی که می‌تواند بسیار خونین باشند. از زمان آغاز جنگ داخلی یمن دست کم 10 هزار نفر کشته و بیش از دو میلیون نفر آواره شده‌اند و این کشور فقیر در آستانه شیوع گسترده وبا و قحطی فراگیر قرار گرفته است. اما برخی بر این باورند که  قتل علی عبدالله صالح، دیکتاتور سابق یمن و رهبر حزب کنگره به فتنه اخیر داخلی یمن پایان خواهد داد و انسجام بیشتری میان نیروهای انقلابی و دولت وحدت ملی صنعا برای تقابل با تجاوزات عربستان ایجاد خواهد کرد. زیرا اکنون شرایط یمن به سمت تشکیل یک جبهه متحد و قدرتمند برای تقابل با تجاوزات عربستان و امارات حرکت خواهد کرد و یمن شاهد پیروزی‌های بیشتری در عرصه‌های میدانی خواهد بود. طبیعی است در قتل علی عبدالله صالح برخی جنرال‌های ارتش که به جبهه مقاومت مردمی یمن نزدیکترند، شریک هستند زیرا این جنرال‌ها اعتقاد دارند که علی عبدالله صالح در آستانه شکست نظامی عربستان به آنان خیانت کرده است.

انصارالله اکنون بیش از هر زمان دیگری برای نهایی کردن جنگ در یمن چه به صورت مسالمت‌آمیز و چه با جنگ، بیشترین قدرت را دارد چرا که از دوگانگی رهبری خلاص شده و این در مذاکرات آتی یا حتی در جنگ آزادی بیشتری را به این گروه می‌دهد، چرا که آن‌ها در جبهه‌های جنگ چه در مرزهای شمالی و چه در صنعا و شهرهایی مثل تعز و الحدیده، عربستان را در تنگنا قرار داده‌اند. آن‌ها موشک‌های بالستیکی از نوع کروز دارند که قادرند به ریاض، جده و خمس مشیط یا هر شهر دیگری در عمق عربستان نفوذ کنند. بعد از فروپاشی توطئه پیوستن علی عبدالله صالح و حامیانش به ائتلاف، اکنون ائتلاف عربی تنها یک گزینه پیش رو دارد و آن هم بازگشت به میز مذاکره و کاهش خسارت‌ها و توقف خونریزی است، اما آیا عربستان عقل خود را به کار گرفته و وارد مذاکره با انصارالله می‌شود؟

  • سید میراحمد«سیرت»

0 پیام برای این مطلب ثبت شده