یونان؛ برزخ سوزان پناهجویان

بحران مهاجرت یکی از معضل‌های بزرگ قرن حاضر است که با تشدید جنگهای جاری در خاورمیانه، افغانستان و افریقا افزایش یافته و فقر ناشی از نبود بسترهای کار، وجود فساد و حکومتهای ناکارآمد، میزان مهاجرت را مضاعف ساخته است.

روایت مهاجرت و بازتاب ابعاد انسانی آن در تصویرهایی که این روزها از رسانههای مختلف دنیا بازتاب داده میشود، تلختر از هر رخداد دیگری است. زیرا انفجار و انتحار، مرگ و میر ناشی از امراض، آفت‌های اجتماعی داخلی در کشورهای مختلف و… همگی راهکارهایی برای مقابله و راهحلهایی برای رسیدن به نتیجه دارند یا هم اینکه گذرا هستند و به قول معروف پیامد آن برای قربانی چنان است که: «مرگ یکبار و شیون یکبار». اما قصهی پر غصهی مهاجرت به گونهای است که اشخاص مبتلا به آن هر لحظه میمیرند و هر ثانیه احساس نابودی و شکست دارند.

یونان به عنوان مرکز تجمع هزاران پناهجوی بلاتکلیف یکی از کشورهایی است که به خوبی آیینهی تمام نمای این معضل جهانی شده و بحران پناهجویی را منعکس کرده است. جدا از پناهجویان سوری، عراقی، افریقایی و سایر کشورهای فقیر آسیایی، افغانستان اما موضوع مجزایی از این پدیده است که شرایط ویژه و حالت بحرانیتری نسبت به سایر پناهجویان دارند.

براساس گزارشهای موجود هم اکنون ده هزار پناهجوی افغان در این کشور به سر میبرند؛ پناهجویانی که نه مرجعی برای دادرسی دارند و نه هم راهی برای بازگشت. بسیاری از آنان از کشورهای دومی چون ایران و پاکستان رفته و تمام دار و ندار شان را فروخته اند. اکنون نه زمینهی بازگشت به آن کشورها برای شان میسر است و نه هم افغانستان جای مناسب برای زندگی. از سوی دیگر، درخواست مهاجران افغان در یونان برای پناهندگی سختتر از پناهجویان سوری مورد پذیرش واقع شده و حتی زمان مصاحبه برای شان به دشواری داده میشود.

تعداد زیادی از این مهاجرین به رسانهها گفته اند که زمان مصاحبهی آنان باید از طریق اسکایپ معین شود، درحالیکه پس از یک ماه سرگردانی هیچ پاسخ مشخصی برای زمان مصاحبه دریافت نمیکنند.

اما بلاتکلیفی در عدم تعیین زمان مصاحبه تنها یک بخش از بحرانی است که امروزه برسر مهاجران افغان در یونان آمده است. بخشبدتر آن در اردوگاههای غیر استاندارد و محلهای نگهداری این پناهجویان است. به نقل از بیبیسی، یک گروه از مهاجران افغان به صورت دستهجمعی در یک انبار بزرگ و سرپوشیده نگهداری میشوند که نه ظرفیت لازم برای این تعداد از پناهجویان را دارد و نه هم امکانات کافی برای زندگی. به لحاظ آب و هوا یا امکانات حفاظت از گرما و سرما نیز شرایط بسی ناگوارتر از ان است که بتوان بخشی از آن را در گزارشهای متنی به تصویر کشید.

نمایش اصلی فاجعه اما در زندگی زنان و کودکانی ظاهر شده که تقدیر شان با فاکتور پناهجویی گره خورده؛ کسانیکه ناخواسته وادار به خروج از سرزمینی اصلی شان شده و به دلیل جنگ، فقر، ناامنی و نبود زمینهی زندگی راهی دیار دیگران شده اند. این زنان با انواع مشکلات در محل بود و باش شان در یونان مواجه اند. نه سرپناه مصئون برای شان میسر است و نه هم امنیت جانی، روانی و اجتماعی. هر روزی ممکن است یکی از آنان قربانی فاجعهای باشد که از ناحیهی گروهای شرور، تبهکار یا حتی باندهای مافیایی از درون و بیرون از جامعهی مهاجرین مواجه شان گردد.

این فاجعهی انسانی که یونان تنها بخشی از آن است اما به خوبی نتوانسته تا توجه همه جانبه و جدی دولت افغانستان و جامعه جهانی را به خود معطوف ساخته و یا هم گرفتاری دولت کابل مجال پرداختن به این فاجعه را نداده است.

درحالیکه مهاجرین افغان در یونان همه روزه با درد و رنج سپری کرده و هر لحظه مرگ را تجربه میکنند، نگاه دولت کابل به این فاجعه به عنوان یک مسألهی عادی و معمولی است. هرگاه سوالی در این خصوص مطرح میشود، جواب تکراری و پاسخهای کلیشهای به آن داده میشود؛ پاسخهایی که به هیچ وجه درد مهاجرین یونان را کاهش نخواهد داد.

با این حال، چیزیکه پناهجویان افغان دریونان باید منتظر آن باشند، همانا سوختن و ساختن در کام آتشیاست که در زیر چتر چنین حالتی برای شان روشن شده و از همه سو سوز و گداز خود را برآنان تحمیل کرده است.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده