یک واقعه از دو زاویه

هفته‏‌ی گذشته خبرگزاری‌ها گزارشی را به نشر رساندند هرچند در شمار رویدادهای سلسله‏‌ای اما به شدت تکان دهنده. این گزارش عمق فاجعه انسانی، خشونت و قصاوتی را بیان می‌داشت که فقط در فرهنگ و جامعه مبتنی بر ساختار قبیله‏‌ای و ماقبل تاریخ می‌تواند روی دهد. واقعه‏‌ای تکان‏دهنده که با هیچ یک از مبانی انسانی و ارزش‌هایی که به انسان کرامت و آزادی عطا می‌نماید سازگاری ندارد. این رویداد نه تنها نقض قانون و نادیده انگاشتن نهادها و ساختارهای حکومتی وعدلی وقضایی به شمار می‌آید، بلکه افزون برمرتکبین آن مسئولان حکومتی را نیز به مواخذه و پاسخ‏دهی فرا می‌خواند. در گزارش آمده است مقام‌های محلی در ولایت بغلان در شمال کشور گفته اند که یک دختر و پسر با فیصله بزرگان قومی در این ولایت تیرباران شدند. در گزارش یادشده به نقل از رئیس امور زنان ولایت بغلان آمده است یکشنبه گذشته یک دختر و پسر جوان به نام‌های نعیمه و صفی‏‌الله، به اتهام داشتن روابط نامشروع با فیصله بزرگان قوم تیرباران شدند. بنابرظاهر امر اصل ماجرا ازاین قراربوده است که این پسر و دختر جوان به قصد ازدواج با یکدیگر از خانه فرار کرده بودند که از سوی پولیس محلی دستگیر شدند. اما بعد از دستگیری آنان توسط پولیس، بزرگان محلی مانع اقدام پولیس محلی گردیده و وعده حل و فصل مسالمت‏‌آمیز قضیه را به پولیس محلی دادند؛ اما بزرگان محلی به وعده شان عمل ننموده و فیصله کردند که این دو جوان تیرباران شوند.

همانطورکه گفته شد این رویداد بس تکان‏دهنده و عمل صورت گرفته نه تنها غیرقانونی وغیرشرعی، بلکه به شدت غیرانسانی می‏‌باشد. البته شاید ده‏‌ها مورد دیگرچنین اتفاق‏‌هایی درکشور روی دهد که بازتاب آن در رسانه‏‌ها مشاهده شود یا نشود، اما وقوع چنین جرایمی، آن هم به صورت باربار می‏تواند پرسش‏‌بران‌گیز باشد. چرا چنین وقایعی به صورت مکرر روی می‏دهد؟ ریشه چنین وقایع تکان‏دهنده درکجاست؟ نهادهای قانونی وعدلی دراین رابطه چه مسئولیتی را به عهده دارند؟ چه اقدام‏‌های پیشگیرانه یا برای رسیدگی به چنین قضایی انجام شده است؟ و

مجموع پرسش‏‌های یادشده درارتباط با چنین قضایی تکان دهنده کم ازکم دو زاویه را تبارز می دهد:

نخست این که ریشه چنین وقایع وجرایم غیرانسانی ونقض کننده قانون درفرهنگ، مناسبات و عدم توسعه جامعه وخانواده‏‌ها قرار دارد. انکار نمی‏توان کرد که خشونت جزو فرهنگ اجتماعی و رفتار فردی ما می‏باشد. نشانه‏‌ها و کارکرد این فرهنگ و رفتاررا ما در زمینه‏‌های گوناگون جامعه شاهد هستیم. به معنای دقیق‌تر خشونت جاری در جامعه در واقع تبارز نگرش جامعه به زندگی و انسان می‌باشد. نگرش مبتنی بر تغلب و تبعیض، خشونت و تبعیضی که هم از واقعیت‏‌های اجتماعی و زندگی قبیله‏‌ای تغذیه می‏کند و حتا باورهای دینی را نیز به نفع خود توجیه نموده و بدان پشتوانه آسمانی و لازم الاجرا بودن می‏‌بخشد.

حال آنکه حقیقت چنین نیست. از سوی دیگر این خشونت‏‌های توجیه شده که درفرهنگ و رویه جامعه نهادینه شده است بیش از همه زنان کشور را درمعرض آسیب‏‌پذیری قرار می‏دهد. در خشونت‏‌های اعمال شده ازخانه گرفته تا جامعه و دانشگاه و اداره و… بیشترین سهم را زنان برده اند. شاید در دوره جدید تغییراتی قابل مشاهده در مطالبات و خواست‌ها و برآورده شدن بایسته‌های آنان صورت گرفته باشد، اما پرواضح است که کمیت و کیفیت این تغییرات به نسبت خشونت‌های در حال افزایش و تشدید، بسیار اندک می‏باشد. بنابراین تازمانی که در نگاه و باورهای دینی و فرهنگ عمومی اصلاحات به وجود نیاید و این دایره تحت تاثیر سنت‏‌های عقب مانده و ضدانسانی قبیله‏‌ای قرار داشته باشد، نمی‏توان انتظارداشت که به چنین خشونت‏‌هایی پایان داده شود.

دوم رابطه وقوع جرایم و افزایش آن با حاکمیت قانون وعملکرد دستگاه‏‌های ذیربط می‏باشد. چنانچه دراین گزارش آمده است که آن دوجوان درابتدا به وسیله پولیس بازداشت شده بودند؛ اما پولیس محلی قادر نگردیده است که دربرابر فشارمتنفذین محلی مقاومت نماید وآن دوجوان نگون بخت را به دست قصابان وجلادان سپردند. دراینجابازهم دونکته را باید یادآورشد: اول اینکه پولیس چرا با جدیت و قاطعیت برانجام مسئولیت خویش پافشاری نشان نداده و با سهل‏‌انگاری تمام آن دو جوان را به دست قاتلین سپرده است. پولیس مسئولیت داشت که برطی نمودن مراحل قانونی اصرار ورزد. این مسأله نشان می‏دهد که دردستگاه‏‌های حکومتی و عدلی وامنیتی سهل‏‌انگاری وغفلت وجود دارد وهیچ مرجعی دراین رابطه احساس مسئولیت نمی‏‌نماید. دوم این که نبود حاکمیت قانون وعدم احساس مسئولیت مسئولان حکومتی و عدلی سبب گردیده است که قانون‏شکنان تا به آن اندازه جری شوند که به طورآشکارا دربرابرمجریان قانون و حافظان امنیت کشور، جان دوجوان را بدون تشخیص دقیق ورسیدگی پرونده آنان به کام مرگ بفرستند. بنابراین تا هنگامی که جامعه گروگان فرهنگ قبیله‏‌ای قرار داشته و برچنین رویه غیرانسانی و قبیله‏‌ای لباس حقانیت و شریعت و سنت پوشانده شود؛ ونیزمجریان قانون وعدالت نسبت به مسئولیت خویش کوتاهی وغفلت ورزند، وقوع چنین جرایمی به دور از انتظار نخواهد بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده