2014، چرخش به گذشته یا آغاز نو؟

زمان برای آغاز شمارش معکوس در افغانستان کم کم نزدیک می‏شود و شهروندان آهسته آهسته از بستر بیم و امید درعمق و متن حادثه قرار می‏گیرند. 2014 ، آغازی است برای همین بیم و امید و ظاهراً تمامی چشم‏ها به این عدد دوخته شده است؛ عددی جادویی که معلوم نیست افغانستان را در مسیر تازه و فصل نو و رویایی قرار خواهد داد، یا آغازی برای فتنه، آشوب و دشواری‏های بدتر از گذشته خواهد شد؟

این دل‏نگرانی ودغدغه از آن جا منشأ می‏گیرد که در این سال از یکسو مهمترین انتخابات افغانستان در آغاز دهه‏ی تحول برگزار می‏گردد و از سوی دیگر، پایان مسئولیت نظامی نیروهای خارجی و قوای ناتو و امریکا از افغانستان است و نیروهای امنیتی کشور، به تنهایی راه مبارزه با هراس‏افکنی، تهدیدهای امنیتی و دفاع از استقلال، سرزمین و جان و مال و ناموس وطن را بر دوش خواهند گرفت. بنا براین، هر دو رویداد برای کشور، سرنوشت‏ساز اند و اگر به درستی مدیریت وتدبیر نگردند و اجماع ملی برای کنترول اوضاع به وجود نیاید احتمال بروز فتنه در کشور دور از انتظار نیست.

بروز فتنه‏ی تازه پس از سال 2014 زمانی بیشتر احتمال می‏رود که از همین حالا، شرایط برای افغانستان تنگ‏تر از پیش و محدودتر از گذشته می‏گردد. امضای سند امنیتی افغانستان با امریکا ازجمله این محدودیت‏ها است. ایالات متحده هر روز به نوعی فشارمی‏آورد تا بدون تحقق مطالبات افغانستان در ازای امضای این سند، قرارداد امنیتی میان دو طرف امضا گردد. مصئونیت قضایی که درتضاد با حاکمیت ملی افغانستان و نقض قانون اساسی کشور است، ازجمله این محدودیت‏ها برای افغانستان است؛ ضمن آنکه بی‏توجهی و عدم تعهد امریکا برای ساخت زیربناهای افغانستان و کمک تجهیزات سنگین نظامی و مهمتر از آن، عدم تعهد این کشور در آوردن صلح و امنیت در کشور از عواملی اند که احتمال بروز فتنه را بیش از پیش در اذهان تداعی می‏کند.

این نگرانی زمانی بیشتر می‏گردد که چه افغانستان این سند را امضا بکند و چه امضا ننماید احتمال ادامه‏ی ناآرامی‏ها و آشوب و فتنه همچنان وجود دارد: زیرا از یکسو امریکا تاحال وعده نداده است که با امضای این سند، امنیت و صلح را در افغانستان تضمین می‏کند و به زیرساخت‏های کشور و همچنین نیروهای امنیتی کمک‏های موثر می‏نماید و از سوی دیگر اگر این سند امضا نگردد و واقعاً امریکا گزینه‏ی صفری را تعقیب نماید، بدون شک وضعیت امروزی و عمیقاً شکننده عراق در افغانستان نیز تکرار خواهد شد.

تجهیز و تحریک گروه‏های دهشت‏افکن و هراس‏افکن در عراق براساس برخی شواهد حاکی از آن است که همان گروه‏هایی که مساجد و محله‏های شیعیان را به آتش می‏کشند، همان گروه هایی اند که مساجد و مناطق اهل سنت را به ویرانه تبدیل کرده و جوی خون جاری می‏سازند. این وضعیت نشان دهنده آن است که دست‏های خارجی و قدرت‏های بیگانه در بی‏ثباتی و ناامنی عراق شدیداً دخالت دارند و یکی از گزینه‏های مطرح دراین وضعیت، گزینه‏ی فرامنطقه‏ای و قدرت‏های غربی است اما مردم عراق ثابت کرده اند که حاضراند برای استقلال و عزت‏شان تاوان سنگینی پرداخت نموده و در قبال اهدای خون‏شان عزت و استقلال‏شان را حفظ نمایند.

اکنون اما، این گزینه پیش روی مردم افغانستان نیز قرار دارد. مقام‏های امنیتی پنتاگون نیز طی روزهای اخیر به نوعی به همین نگرانی‏ها دامن می‏زنند و با فشارهای سنگین تلاش می‏ورزند تا افغانستان را تسلیم خواسته‏های خود نمایند.

در یک جمع‏بندی کلی می‏توان به این نتیجه رسید که ازنگاه کشورهای بیرونی، چه سند امنیتی با امریکا بامضا برسد و چه این قرارداد امضا نگردد، تصور اینکه افغانستان به آرامی و ثبات برسد بسیارکم است و نمی‏توان آینده درخشانی را شاهد بود و صرفاً امضای قرارداد امنیتی و یا عدم امضای آن در شدت و ضعف این وضعیت تاثیرگذار خواهد بود و بس!

با اینحال، اگر سوء مدیریت کشور برچیده شده و انتخابات ریاست‏جمهوری آینده با حداقل دخالت‏ها و در یک فرآیند شفاف و عادلانه به فرجام برسد احتمال اینکه بتوان آسیب‏ها را کاهش داد و برمشکلات فایق آمد، دور از انتظار نیست و لذا تدبیر، درایت و دلسوزی حاکمان و حلقات سیاسی و امنیتی در کشور برای رسیدن به این مهم یک ضرورت است و می‏توان با اجماع ملی، از فتنه‏ها عبور نموده و به فصل تازه‏ای از حیات سیاسی و امنیتی دست یافت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده