8 مارچ، هیاهو برای هیچ

8مارچ یا روز همبستگی زنان جهان در حالی امسال از راه می‏‏رسد که آمارها ،حکایت از افزایش خشونت‌‏ها علیه زنان در کشور دارد.

سال میلادی گذشته را تقریبا می‏‏توان برای تمام مردم کشور بدترین سال در طول ده سال گذشته از هر نظر دانست و سالی که درآن نابسامانی‌‏های سیاسی و انتخاباتی نزدیک بود کشور را به بحرانی حل نشدنی بکشاند.

سالی که در آن ناامنی‌‏ها افزایش یافت و جان بسیاری از افراد غیرنظامی را نیز به کام مرگ کشاند. فساد اداری همچنان کشور را در صدر جدول بررسی‌‏های نهادهای تحقیقاتی جهان قرار داد و اکنون نیز دارد.

در مدت 5 ماهی که در مزار شریف به سر می‌‏‏برم شاهد چندین مورد قتل مشکوک زنان در محله‌‏های نزدیک محل زندگی خود بوده‌‏ام. جسد دوزن بین 20 تا 30 سال با آرایش کامل و با جواهرات در سحرگاه یکی از روزهای آخرخزان پیدا شد. اهالی محل قادر به شناسایی این زنان نشدند یعنی که اجساد از جای دیگری منتقل شده بودند.

دختر جوانی که تازه عروسی کرده بود وبه یکی از خانواده‌‏های سرشناس مزار نیز وابسته بود به شکل مرموزی مرد. شایعات حاکی از خودکشی به دلیل ازدواج اجباری بود.

زن دیگری که با فیرهای اشتباهی گلوله کشته شده بود. شایعه در این مورد نیز وجود داشت. برادرانش دست به یکی شده و او را کشته‏‌اند و به اصطلاح از آبرو و ننگ خانواده حراست کرد‏ه‏اند. این زن مطلقه بود و با خانواده پدرش زندگی می‏‏کرد.

در همین مدت شاهد چندین طلاق بوده‏ام: زنی با دو کودک دختر یکی دوساله و دیگری چهل روزه از شوهرش طلاق گرفت و به خانه‏‌ی پدرش بازگشت. بازگشتی که عواقب چندان درخشانی در انتظارش نخواهد بود مگر این که شانس‏‌های تازه در خانه‏‌اش را بکوبد.

زن جوان دیگری نیز مجبور به پذیرش حکم طلاق با وجود یک فرزند پسر در زندگی مشترکش می‏‏شود.

در هر دو مورد سن این زنان جوان مطلقه به 20 سال نمی‏‏‌رسد و با تجربه‏‌ی تلخی که از زندگی مشترک به دست آورد‏ه‏‌اند چه سرنوشتی در انتظارشان خواهد بود؟ آن هم طلاق در جامعه‏‌ای که تعریف‏‌های دقیق انسانی از زن وجود ندارد و طلاق به هر دلیلی که باشد و مقصر هر کسی که باشد این زن است که بار گران طلاق را به دوش خوهد کشید.

موارد دیگری از خشونت را نیز شاهد بوده‏‌ام: لت و کوب زن جوانی که کمی مشکل عصبی دارد. مشکل عصبی این زن هم از لت و کوب ناشی می‏‏شود. لت و کوب از دست شوهر سابقش! زن دیگری که با زنجیر سگ از سوی شوهرش لت وکوب شده و حالا به حالت کما قرار دارد و در خانه‏‌ی پدرش به سر می‏‏‌برد.

داکتر غنی وعده داده بود در کابینه نو چهار زن را به عنوان وزیر معرفی می‏کند و کرد، اما افراد معرفی شده نتوانستند از پارلمان رای اعتماد بگیرند و هنوز نیمه کابینه تشکیل نشده و جای امیدواری است که در باقی‏‌مانده کابینه زنان شایسته حضور داشته باشند، اما به راستی حضور زنان در کابینه چه تاثیراتی می‏‏تواند در راستای کاهش خشونت‏‌ها علیه زنان کشور داشته باشد؟

پرسش بی‏‌جواب همیشگی این است که چرا با وجود تمام تلاش‏‌های دولت و نهادهای غیردولتی برای احیای حقوق زنان و دفاع از زنان اعم از آگاهی‏‌رسانی و کارهای هنگفت و پر زرق و برق تبلیغاتی وایجاد زمینه و بستر و ظرفیت‏‌سازی‏‌ها و صرف بودجه، خشونت‏‌ها علیه زنان و یا گزارش‏‌دهی از خشونت‏‌ها علیه زنان نمودار بالایی را به خود اختصاص می‏دهد؟

پاسخ کلیشه‏‌ای نهادهای دفاع از زنان این است که همین مقدار رونمایی از خشونت‏‌ها هم کار این نهادها است و اگر گویا تلاش این نهادها نمی‏‏‌بود کسی جرات رونمایی از خشونت‏‌ها را نداشت و خشونت‏‌ها همچنان پشت پرده و به دور از رسانه‏‌ها ادامه پیدا می‏‏‌کردند، اما سوال دیگری که مطرح می‏‏شود این است که آیا تلاش نهادهای دفاع از حقوق زنان فقط در حد رونمایی از خشونت‏‌ها می‏‏‌باشد یا این که کار اصلی چیز دیگری است؟

روز همبستگی زنان در جهان باید به روز همبستگی واقعی زنان تبدیل شود و در راستای کاهش خشونت‏‌ها علیه زنان کار واقعی صورت گیرد. این یک روز نمادین است و باید به روزی واقعی برای پایان دادن به خشونت‏‌ها علیه زنان تبدیل شود.

مادامی که خشونت‏‌های گوناگون در برابر زنان کشور وجود داشته باشد و مجراهای قانونی نیز در این رابطه سهل‏‌انگار باشند و سیاست هم به حضور زنان در حد نماد باورمند باشد و بیش از آن به زنان وقعی ننهد، ما نمی‏‏‌توانیم مهر پایانی به خشونت‏‌ها بگذاریم.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده