عبدالروف ابراهیمی، رئیس مجلس نمایندگان: هدف شهدای پانزدهم عقرب تغییر مثبت در دسترخوان مردم و رونق اقتصادی کشور بود

نحمده و نصلی علی رسوله الکریم

تدویرکنندگان محترم این مراسم باشکوه

ورثه محترم شهدا، نمایندگان معزز ملت در شورای ملی، مقامات عالیه دولتی، بزرگان محترم مردم، جوانان ارجمند، برادران و خواهران عزیز!

حضار محترم!

واژه شهید متعلق به کسانی است که لذایذ زندگی دنیا آن‌ها را فریفته و شیفته نساخته، ایمان و تعهد آن‌ها را برای فداکاری در راه خدا و خدمت به خلق خدا، تحت تاثیر قرار نداده، و بلکه ثابت‌قدمی آن‌ها در راه رسیدن به هدف‌های پاک‌شان استوارتر بوده است.

شهادت مقامی است که نزد خالق عالمیان جایگاه خاص و رفیعی دارد. خداوند در قرآن عظیم الشان فرموده است: و هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند مردگانند، بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.

دوستان گرامی!

دشمنان سوگند خورده افغانستان، همواره درصدد این بوده‌اند تا تمامی تلاش‌های شان را برای امحای فیزیکی کسانی به کار ببندند که مردم افغانستان به آن‌ها اعتماد کرده‌اند یا مسئولیت نمایندگی‌شان را به‌ آن‌ها محول کرده‌اند. حادثه پانزدهم عقرب۱۳۹۶ یکی از همین سناریوهایی بود که ده سال قبل از امروز با ایجاد آن دشمنان وطن نیات شوم و خصمانه خود را در ولایت بغلان علیه وکلای مردم ما به نمایش گذاشتند.

هرچند هدف اساسی دشمن، هیئت اعزامی کمیسیون اقتصاد ملی ولسی جرگه به ریاست مرد نستوه، مبارز و اقتصاددان، شهید سیدمصطفی کاظمی بود، اما در این واقعه آن‌ها جنایتی را مرتکب گردیدند که حتی بر اطفال معصوم معارف و معلمین شان که پدران معنوی اولاد وطن هستند، و نیز بر اهالی بی‌دفاع  محل ترحم صورت نگرفت.

دلیل دقیقتر اقدام دشمن در حادثه پانزدهم عقرب این بود که شهید سیدمصطفی کاظمی با تحلیل دقیق از وضعیت اقتصادی کشور و تبیث خلاها و نقایض عرصه‌های اقتصادی در نهادهای مختلف حکومت، همراه با همکارانش تصمیم به آن گرفتند که رخت سفر ببندند و عازم ولایت‌ها و ولسوالی‌ها شوند، لذا با استراتیژی که طرح کرده بودند، نهادهای اقتصادی را از نزدیک مطالعه و ارزیابی نمایند و به منظور تامین رفاه اقتصادی کشور، اصلاحات لازم را در امور اقتصادی وارد و از این طریق جلو فساد اداری، اختلاس، سوء استفاده و حیف و میل دارایی‌های عامه را بگیرند، تا بستری برای شکوفایی اقتصاد کشور فراهم گردد.

آن‌ها رفاه مردم خود را می‌خواستند. هدف آن‌ها وارد آوردن تغییر مثبت در دسترخوان مردم‌شان و تامین رونق اقتصادی کشور بود. آن‌ها به گفته معروف شهیدکاظمی، به این عقیده بودند که «نسل آینده ما نباید وارث کشور ضعیف، بی‌اعتبار، مصرفی و قرضدار باشد» آرمانی که بدون شک، طرف تایید و حمایت همه مردم افغانستان می‌باشد.

برای به اجرا درآوردن حادثه پانزدهم عقرب، علاوه بر بدخواهان افغانستان که از هیچ توطئه علیه منافع ملی ما، دریغ نورزیده‌اند، اگر پشت پرده این جنایت هولناک و بازدارنده رفاه مردم، هرگروه، نهاد و یاسازمانی که باشد، بدون آن که به قوم و حزب و مذهبی نسبت داده شود، دشمن آشکار افغانستان و مردم آن است. آن‌ها غلامی و وابستگی مردم آزاده، مبارز و مقاوم ما را می‌خواهند، و مخالف پیشرفت، ترقی و رفاه کشور و مردم ما هستند.

در این میان آن چه مایه اندیشه و تامل است، این که از این جنایت تکان‌دهنده مدت ده سال می‌گذرد و در طول این مدت، فامیل‌های شهدا و تمام مردم افغانستان انتظار دارند که حکومت بنابر وظیفه و مسئولیتی که دارد عاملین این جنایت راتثبیت، تعقیب، دستگیر و افشا کند؛ ولی متاسفانه تاحال هیچگونه اطلاعی و هیچ سرنخی از فضیه داده نشده است. لهذا یک بار دیگر با اغتنام از فرصت از مراجع مربوط حکومت می‌خواهیم که بیشتر از این مردم ما را به انتظار نگذارند و عوامل این جنایت را شناسایی و به منظور تسلی دادن وارثین شهدا و آرامش روان مردم با آن‌ها شریک سازند.

خداوند روح مرد صادق راستین و آزاداندیش شهیدکاظمی وهمران شهیدش هریک شهیدمحمد عارف ظریف، نماینده مردم کابل، شهیدصبغت‌الله ذکی، نماینده مردم تخار، شهیدصاحب‌الرحمن همت، نماینده مردم کنر، شهیدانجنیر عبدالمتین، نماینده مردم هلمند، شهیدنازکمیر سرفراز، نماینده مردم کندز وهمچنان تمامی شهدای شورای ملی افغانستان را که قبل و بعد از این حادثه طی دسایس گوناگون، هدف تیر خصمانه دشمنان وطن شده‌اند، خشنود و جایگاه‌شان را در بهشت برین قرار بدهد.

عزیزان گرامی!

شهدا به حق پیوسته و ماندگار شده‌اند، و نیز نام‌شان ثبت صفحات زرین تاریخ  کشور گردیده‌اند. همچنان مردم شهیدپرور و قهرمان افغانستان، هیچگاه یاد و خاطره شهدا و خدمتگذاران صدیق‌شان را فراموش نمی‌کنند. و این افتخاری است بس بزرگ برای وارثین، همکاران و ارادتمندان آن‌ها و قوت قلب برای ما هم‌صنفی‌های شان که متعهد به ادامه راه شان هستیم. در خاتمه پیام من به مخالفین دولت افغانستان که افغان هستند و در این سرزمین زاده شده‌اند این است که باید بدانند و درک کنند که جنگ و کشتن هموطن راه حل نیست، و هیچ منازعه‌ای نتوانسته که از راه جنگ به پیروزی برسد. هر اختلاف بالاخره با مذاکره، مفاهمه و جستجوی راه حل مسالمت‌آمیز؛ یعنی صلح، به توافق انجامیده است. راه درست و عقلانی این است که به پیام صلح‌طلبانه دولت افغانستان لبیک بگویند و به زندگی عادی در بین مردم شان بپیوندند.

داکتر سید علی کاظمی رئیس شورای مرکزی حزب اقتدار ملی: حکومت باید ابعاد حادثه بغلان را به عنوان یک مطالبه ملی روشن نماید

پانزدهم عقرب، یادآور خاطره‌‌ی دردناکی است که در آن تعداد کثیری از فرزندان این وطن، نمایندگان مردم در پارلمان و در رأس آن ها قافله‌سالار خردگرا و باورمند به حاکمیت مردم، شهید سیدمصطفی کاظمی، رهبر حزب اقتدار ملی افغانستان، به‌خاک‌وخون کشیده شد. ترور نمایندگان مردم در ولسی‌جرگه در حین خدمت صادقانه که در رأس آن‌ها شهید سیدمصطفی کاظمی قرار داشت، در حقیقت حمله به مردم‌سالاری و ایجاد مانع بر سر راه پیشرفت کشور بود، تا از این طریق، رسا بودن صدای مردم را برای حق‌طلبی و عدالت‌خواهی متزلزل کند.

وقوع حادثه بغلان که هنوز در هاله‌ای از ابهام است، و حکومت باید ابعاد آن را به عنوان یک مطالبه ملی روشن نماید، کشتن یک فرد و از میان برداشتن یک سیاست‌گر نبود، بلکه به زعم ترتیب‌دهندگان این رویداد خونین، متوقف کردن یک باور و یک اندیشه بنیادین در عرصه‌ی سیاست بود. باوری که معتقد به‌حق‌مداری، آزادی، عقلانیت، عدالت، برابری، مدارا و پرهیز از تبعیض و تفرقه، در عرصه‌ی سیاست بود. این اندیشه با درک عمیق از رنج‌ها و مرارت‌های گذشته بر آن بود تا سیاست‌ورزی نوین را با بهره‌گیری از شاخص‌های مبتنی بر واقعیت‌های این سرزمین و با الهام از تجربه‌های تلخ اندوخته شده، فراروی صاحبان اصلی حق و مملکت؛ یعنی مردم بگذارد و تلاش نمایند تا حق حاکمیت آنان، به ‌بهترین صورت ممکن، به منصه ظهور رسد و عدالت اجتماعی و بهره‌مندی از امکانات و ثروت ملی به گونه مطلوب و مساویانه بین تمام شهروندان این کشور، تقسیم گردد که در حقیقت برای رسیدن به پیشرفت و چیره شدن بر بحران‌های موجود، راهی جز این نیست.

هرچند شهیدکاظمی اینک در میان ماه نیست؛ ولی راه او ادامه دارد. وی، مبتکر و ترسیم‌کننده خطی در عرصه‌ی سیاست افغانستان است که توقف‌ناپذیر بوده و غبار مرور زمان، آن را از درخشندگی باز نمی‌دارد. سیاستی که درون‌مایه آن را ارزش‌های والای انسانی و عبور ازخطوط واگرایانه و ویرانگر قومی، زبانی و سمتی تشکیل می‌دهد.

باری، برای عبور از توسعه‌نیافتگی، خشونت، ناامنی، فقر و فایق آمدن بر وابستگی جامعه و ناکارآمدی حکومت، لازم است، به عدالت، برابری، شایسته‌سارلاری، اصل حقوق‌شهروندی، حق‌حاکمیت مردم و پرهیز از تئوری‌های نفرت‌پراکنانه، به مثابه عناصر اساسی سیاست‌ورزی نگریسته شود و در غیر این صورت، باید پذیرای چالش‌ها و بحران‌های گوناگون بود.

حزب اقتدار ملی افغانستان با عطف توجه به ارزش‌های انسانی و دینی و حرکت در راستای اندیشه‌های بنیانگذار این حزب، سیاستی مبتنی بر اصل عدالت، عقلانیت و حقوق شهروندی را تنها راه ممکن برای شکوفایی کشور، تحقق عدالت در جامعه و عبور از بحران‌های موجود می‌داند، بنابراین، باورهای انحصارگرایانه، قوم‌مدارانه و نادیده انگاشتن شایسته‌سالاری، ملت ما را از دسترسی به اهداف خود باز می‌دارد. بی‌توجهی به‌حقوق مردم و در این میان از همه مهمتر حق حاکمیت آنان که در روند انتخابات متبلور می‌شود، موجب ناامیدی مردم و فاصله گرفتن آن‌ها از حکومت و سلب مشروعیت از نظام خواهد شد که پیامدهای آن بسیار سنگین و ناگوار خواهد بود.

مدت طولانی است که ناامنی در مقیاس گسترده، در کشور، ذهن‌ها را به خود معطوف ساخته است، فرزندان این ملت را در کام خود فرو می‌بلعد، یاس و بی‌باوری را نسبت به آینده در جامعه گسترش می‌دهد، می‌طلبد که حکومت در این باره خود را از روزمره‌گی برهاند و استراتژی همه‌جانبه و معطوف به نتیجه را اتخاذ نمایند و زوایای آن را با مردم شریک بسازد و در این زمینه بر قدرت ملی تکیه زند.

بجاست در همین‌جا اشاره نمایم که حکومت اجرایی شدن مفاد پیمان‌های امنیتی‌ای که کشور ما با برخی از قدرت‌های بزرگ به امضا رسانده است، باید در دستورکار خود قراردهد و اجرای تعهدات طرف مقابل این پیمان‌ها را مطالبه نماید، این امر، در عین حال که مطالبه مشروع و حقوقی است، می‌تواند دامنه سیاست‌های غیرسازنده حامیان هراس‌افکنی را محدود کند و به تحقق صلح و ثبات کمک کند. باید به یاد داشت که صلح و امنیت از مرزهای دوستی می‌گذرند و ما همواره در این مورد خواهان احترام متقابل و رعایت حسن همجواری هستیم.

صلح نیاز مبرم امروز مردم افغانستان است؛ اما تحقق صلح نیازمند استراتژی مشخص، داشتن راهبرد مدون و ارائه راهکار عملی است؛ بدون داشتن طرح و استراتژی، سخن گفتن از صلح، ثمره‌ای ندارد و غفلت از این امر، تنها به‌عریض وطویل شدن شورای صلح منجر می‌شود و نتیجه عملی در پی‌ نخواهد داشت.

حزب اقتدار ملی افغانستان، برخورد دوگانه با معضل فساد را گامی در جهت گسترش فساد می‌داند که حکومت و نظام را از درون متلاشی می‌کند. بایسته است در این زمینه، از استندردسازی دوگانه پرهیز شود و اصل قانون‌مداری مبنای عمل قرار گیرد.

بدون تردید، تقسیم قدرت برمبنای قومیت و گرایش‌های قبیله‌سالار، اساس نابرابری و بنیادِ بسیاری از مشکلات و بحران‌ها است. این وضعیت مانع بزرگی فراروی پیشرفت و ملت‌سازی و مخالف حقوق شهروندی و دیگر ارزش‌های انسانی می‌باشد. استحکام وحدت ملی، ایجاد اعتماد ملی، رسیدن به اقتدار ملی و ساختن آینده مطلوب و شهروند‌سالار، در گرو عبور از این وضعیت است.

رشد باورهای افراط‌ گرایانه و رادیکال که هر روز در منطقه آتش فرقه‌گرایی را مشتعل‌تر می‌نماید و بیگناهان بسیاری را به کام مرگ می‌فرستد، می‌تواند برای کشور ما نیز تهدیدزا باشد. وظیفه همگان است که در این برهه خطیر، احساس مسئولیت نمایند و رسالت دینی و انسانی خود را در جهت همگرایی، اتحاد و انسجام مردم ایفا نمایند. مراکز دینی و علمی، در این باره می‌توانند نقش فوق‌العاده راهگشا و اساسی ایفا نمایند. حکومت باید در این زمینه راهکارهای ویژه‌ای را در نظر بگیرد و نهادهای امینتی نیز که مسئول حفظ نظم و امنیت در جامعه و پاسداری از جان شهروندان هستند، با تمام قدرت، تدابیر لازم را در نظر بگیرند تا نقشه بدخواهان در نطفه خفه شود و امنیت کشور و مصونیت شهروندان بیش از این طعمه شکار هراس‎افکنان نشود.

حجت الاسلام فاضل دره‌صوفی، عضو شورای مرکزی حزب اقتدارملی و مشاور ریاست اجرائیه ج.ا.ا:

پیام شهید کاظمی وحدت و دست به دست همدیگر دادن بود

حسبن‌الله و نعم‌الوکیل نعم‌المولا و نعم‌النصیر. اعوذ بالله من‌الشیطان الرجیم. بسم‌الله الرحمن الرحیم. الصلوه والسلام علی سیدالمرسلین و علی آله و اصحابه الجمعین. و بعد قال الله تعالی فی القرآن الکریم: «من المومنین الرجال الصدقو ماعاهدوالله علیه فمهنم من قضا نحبه و منهم من ینتظر و مابدلو تبدیلا.»

به نمایندگی از طرف ستاد برگزاری دهمین سالیاد شهادت مظلومانه جمعی از بزرگان، دانشجویان، معلمین و کشاورزان کشور ما که در سرزمین بغلان به خاک و خون غلطیدند و با شهادت‌شان وحدت ملی را برای ما ترسیم کردند، شرکت همه شما عزیزان را در این مراسم باشکوه خیرمقدم عرض می‌کنم.

جلالتمآب محترم، دانشمندان گرامی، حضرت آیت‌الله العظمی صالحی، جلالتمآب محترم جناب استاد خلیلی، رئیس شورای عالی صلح، جلالتمآب محترم ابراهیمی، رئیس پارلمان کشور، جلالتمآب محترم دکتر سیدعلی کاظمی، رهبر عزیز حزب اقتدارملی افغانستان و نماینده مردم کابل در پارلمان، استاد گرانقدر ما جناب استاد اکبری، رهبر حزب حراست اسلامی افغانستان و نماینده مردم بامیان در پارلمان، جناب آقای بحر، نماینده مردم ولایت غور در پارلمان و برادر عزیز و گرامی جناب دکتر مدبر و باقی عزیزان شرکت‌کننده در مجلس، سروران گرامی، مشاورین عزیز ریاست‌جمهوری و ریاست اجرائیه، ریاست دفتر رئیس اجرائیه کشور، خواهران، برادران، دانش‌آموزان، جوانان همه شما عزیزان را در این محفل خیر مقدم عرض می‌کنم.

ما در دهمین سالگرد شهادت جمعی به غم نشسته‌ایم که ده سال قبل با دست ناپاکان تاریخ از جامعه ما گرفته شدند.

شهیدکاظمی که در رأس این جمع قرار داشت شعارش وحدت ملی و هدفش عملی ساختن این شعار بود. در جامعه ما او همانطوری که به بیانش و عملش و گفتارش و منشش و فکرش برای وحدت ملی و پیاده کردن این شعار در جامعه تلاش می‌کرد، چی عجیب بود که عروجش و پروازش و رفتنش به جوار الهی بازهم ترسیم‌کننده وحدت ملی بود.

کاظمی همسفر با کاروانی گردید که در آن کاروان همه اقشار مردم کشور ما به نمایندگی از هر قوم و هر قشر و هر صنفی حضور داشتند. همسفران کاظمی در این عروج هم پشتون و هم تاجک، هم هزاره و هم ازبک، هم کارگر و هم دهقان، هم معلم و هم دانش‌آموز وهم پیر و هم نونهال بودند و همه اقشار در یک جمع با وی به سوی خدا پرواز کردند. این عروج یک پیام را برای جامعه افغانستان باقی می‌گذارد و آن این است که ای مردم افغانستان، راه سعادت و نجات شما از بحران‌ها، وحدت ملی است. همانطوری که ما چنین هماهنگ پرواز می‌کنیم و اوج می‌گیریم و به سوی عزت و کمال می‌رویم، شما مردم عزتمند افغانستان زمانی به اوج و عزت و کمال می‌رسید و زمانی می‌توانید به اقتدار واقعی خودتان برسید که وحدت ملی خودتان را ترسیم کنید.

کاظمی پرچمدار چنین انگیزه‌ای است. او رهبری چنین جمعی را دارد و با چنین جمعی پرواز می‌کند و این پیام را به عنوان یک درس و آموزه برای همه ما و ملت افغانستان به یادگار می‌گذارد. امروز در این شرایط وانفسایی که با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم، مشکلات و بحران‌های مختلفی که امروز دامنگیر جامعه ما و سرزمین ما و مردم ما در این خطه قهرمان‌پرور گردیده است، چه راهی و چه روزنه‌ای و چه امیدی جلو رو و فراروی ما قرار دارد؟

این پیام وحدت‌بخش شهید کاظمی است: ما زمانی می‌توانیم که به اوج عزت واقعی و اقتدار واقعی برسیم و از این بحران‌ها نجات پیدا کنیم که این همه مرزها و این همه کتلهه‌ها و این همه شعارهای جداجدای از هم را کنار بگذاریم.

یکی از دوستان یک کلیپی را در رسانه‌ها نشر کرده بودند و در فضای مجازی از  شهیدکاظمی گله‌مند بودند که از رسمیت یک قوم خاص در روز تدوین قانون اساسی چرا دفاع نکرده است با اینکه صلاحیت داشته است و به عنوان ناظر در کمیته‌های مختلف لویه جرگه آن روز  قدم می‌زده است. گفت من رفتم پهلوی آقای کاظمی و گفتم باید در این مورد توجه کنی. کاظمی یک جمله فرمود، گفت:«این مسئله‌ها در ذهن من وجود ندارد، مسئله قومیت برای من مطرح نیست، برای من عزت و اقتدار مردم افغانستان و نجات افغانستان مطرح است. برای من بردن نان بر سر سفره‌های همه اقشار مردم مطرح است. من عزت و رفاه و اقتدار و آسایش همه مردم را می‌طلبم. من برای یک قشر خاص نیستم. من برای یک قوم خاص کار نمی‌کنم. من شعار یک قوم خاصی را سر نمی‌دهم.»

کاظمی متعلق به همه مردم افغانستان بود و همین پیام را برای من و شما و برای آحاد جامعه افغانستان به یادگار گذاشت که تنها راه رهایی از این بحران‌ها وحدت است، دست به دست همدیگر دادن است، درکنارهمدیگر قرار گرفتن است و صلح را در این کشور اگر بخواهید به وجود بیاوریم، یک راه وجود دارد و آن وحدت و اتحاد ماست.

حجت الاسلام محمد اکبری رهبر حزب حراست اسلامی افغانستان: آن ها وظیفه خود را انجام دادند و زندگی جاودان یافتند،

آیا حکومت هم به وظیفه خود عمل کرده؟!

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. و صلی الله علی سیدنا محمد و اهل بیته المطهرین و اصحابه المنتجبین. قال الله تبارک و تعالی فی القرآن الکریم: «ان‌الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بأنه الجنه.» صدق الله العلی العظیم.

جلالتمآب داکتر صاحب عبدالله عبدالله، رئیس اجرائیه دولت حکومت وحدت ملی افغانستان، جلالتمآب ابراهیمی، رئیس صاحب ولسی جرگه، برادر عزیزمان جناب آقای کاظمی، جناب آقای عالمی بلخی، وزیر شهدا و معلولین و همه سروران و بزرگوارانی که در این مراسم تشریف دارید، السلام علیکم و رحمه الله.

از این که به شهیدکاظمی و شهدای همراهشان جمعا شش نفر از اعضای بسیار نخبه ولسی جرگه و در رأس سید شهیدان، سیدمصطفی کاظمی عنوان شهدای وحدت ملی را داده‌اند، بسیار تعبیر درست و دقیقی است و هیچ مبالغه و اغراقی در این تعبیر و در این عنوان دادن نیست. این‌ها از نخبگان ولسی جرگه بودند و رئیس و اعضای کمیته اقتصاد ملی ولسی جرگه که در مسیر انجام وظیفه و در جریان تلاش برای بهبود وضع اقتصادی کشور تا آن جایی که می‌توانستند و امکانات و شرایط اجازه می‌داد، برنامه‌ریزی و زحمت سفر و خطر سفر را هم قبول کردند. سفری به هرات داشتند. سفری هم به شمال شرق کشور به این آرزو که گام‌هایی را درجهت رونق دادن به اقتصاد افغانستان در آن حد که برای وکلای مردم و برای کمیسیون اقتصاد میسور و ممکن بود، بردارند که هدف تیر جفا و بلا قرار گرفتند.

در پانزدهم عقرب سال ۸۶ در بغلان این خدمتگذاران بزرگ با آرزو و آرمان‌های بلندشان به فیض شهادت رسیدند. با ازدست دادن این شش نفر از نخبگان اعضای ولسی جرگه و در رأس و سید و سالارشان، سیدمصطفی کاظمی، مردم افغانستان یک سرمایه‌ی بزرگ انسانی را ازدست دادند. شهادت آن‌ها یک ضایعه ملی بود و متأسفانه حکومت، حکومتی نبود و نیست که بتواند حتی یک بار هم که شده یک جنایتکار را در افغانستان، مجازات کند و این دردناک است. آن‌ها وظیفه خود را خوب انجام دادند و زندگی جاودانه یافتند ولی آیا حکومت ما در برابر آن خون‌ها و هزاران خونی که در این کشور ریخته می‌شود، چقدر برخورد مسئولانه کرده است و چقدر تلاش کرده و چقدر انگیزه‌ای برای این تلاش دارد.

شهدا شمع محفل بشریت هستند. امرز هم در کشور اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی به بالاترین حد فداکاری انجام می‌دهند ولی سوال این است آیا شما قناعت کرده‌اید که این‌ها خوب مدیریت می‌شوند؟ آیا قناعت دارید که به این‌ها خوب رسیدگی می‌شود؟ در این شک و عدم قناعت وجود دارد. این سربازان اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی مستحق رسیدگی و تفقد به مراتب بیشتر از این‌ها هستند. امکاناتی از دنیا به این‌ها می‌رسد ولی مدیریت خوب نیست.

ارزش یک انسان برابر ارزش یک عالم است. ما پیرو دینی هستیم که این تعلیماتش است. ما به این معتقد هستیم که ارزش یک انسان مسلمان با ارزش عالم برابر است. در این رابطه باید حکومت و مقامات و قدمه‌های بالای امنیتی کمال جدیت را داشته باشند تااینکه تلفات ما به حداقل برسد.

به ارواح همه شهدا شهدای وطن و آن‌هایی که در این ۳۹سال و در راه این وطن و در راه استقلال آن و در راه حراست از هویت اسلامی و استقلال ملی ما جان باختند، درود می‌فرستیم اما آیا این حکومت و ما به عنوان کسانی که در جمع این ملت هستیم، آیا ادامه دهنده خوب راه شهدا هستیم؟ آیا به مسئولیت و وظیفه خود عمل می‌کنیم؟ آیا وضعیت ما برای آن‌هایی که در سنگرها هستند، تشویق کننده هست؟

به هرصورت سال‌هاست گرفتار جنگ هستیم. خداوند شعله‌های آتش جنگ را خاموش بگرداند. من در همین جا از رهبران تحریک طالبان دعوت می‌کنم بیایند، دست از جنگ بکشند. ما می‌دانیم که شما برای رسیدن به قدرت و تشکیل حکومتی که شما می‌خواهید جنگ می‌کنید، ولی رسیدن به قدرت از راه جنگ و کشتن هموطنان کشتن و کشته شدن راه درستی نیست. راه بهتر از آن وجود دارد، ارزیابی بکنید که ادامه جنگ کشور شما را به استقلال نزدیک می‌کند یا به وابستگی بیشتر؟ پنجه‌های خارجی‌ها به جگربند کشور شما بیشتر فرو می‌رود یا کمتر می‌شود؟ ادامه جنگ به ذلت همه منتهی می‌شود و افغانستان را بیش از پیش به کشورهای خارجی متکی می‌سازد. اگر این آتش خاموش نشود و جنگ تمام نشود ما وابسته‌تر، حقیرتر و نیازمندتر شده و کشور ما خرابتر و مصیبت‌ها فراوانتر می‌شوند. راه بهتر ازاین وجود دارد. دست از جنگ بکشید و صلح را بپذیرید. فعلا شورای عالی صلح با ریاست استاد خلیلی، جناب داکتر خپلواک به حیث رئیس دارالانشا با یک جدیت بیشتر اصلاحات و تنظیم بهتر کار می‌کند. از این فرصت استفاده شود. راه بهتر وجود دارد. با دست کشیدن از جنگ، پذیرفتن صلح، پذیرفتن قانون اساسیِ که اکثریت قاطع مردم افغانستان آن را قبول کردند، و با فعالیت سیاسی قانونمند و با فعالیت فرهنگی قانونمند و با خدمت کردن به مردم و جلب اعتماد آن‌ها و با کسب اعتماد مردم، با رفتن به انتخابات با گرفتن رای از مردم شما می‌توانید در مدیریت  این کشور سهم بگیرید.

خداوندا به آبروی انبیا و اولیاء و خون شهدا آتش جنگ را در کشور ما خاموش بگردان! صلح را به پیروزی برسان! همه ما درراه صلح کوشش کنیم تا اینکه کشور را از ورطه جنگ نجات بدهیم. یک بار دیگر شهادت سید و سردار شهدای ۱۵عقرب ۱۳۸۶ را که در بغلان در خاک و خون تپیدند، به خانواده‌های معظم شهدا و به ملت افغانستان تسلیت می‌گویم.

خاک وطن سرخ شد از خون شهیدان ما

خاک وطن سرخ شد از خون شهیدان ما

زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما

زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما

والسلام.     

صفیه صدیقی، عضو سابق مجلس و مشاور وزارت کار و امور اجتماعی، شهدا و معلولین: زیربنای اقتصادی افغانستان مدیون

شهید کاظمی است

برای آمدنت انتظار کافی نیست

دعا و درد و دل داغدار کافی نیست

خودت دعا بکن ای مهربان که برگردی

دعای این همه چشم انتظار کافی نیست

ضمن عرض سلام خدمت تمامی حاضران مراسم، می‎خواهم خودم را منحیث « یک همکار آقای کاظمی» معرفی کنم. دیروز تلفنی برایم آمد و ناخودآگاه پاسخ دادم: «جناب کاظمی صاحب السلام علیکم». این همان شماره‎ای بود که با گذشت ده سال فراموشم نشده و چگونه می‎توانم چنینی شخصیتی را فراموش کنم.

برادران و خواهران گرامی! آن گونه که پیشتر جناب الکوزی صاحب صحبت کرد، افغانستان زیربنای اقتصادی خود را مدیون کارکرد شهیدمصطفی کاظمی است. من تصور نمی‎کنم که ده سال گذشته و ما هنوز در فقدان چنین شخصیتی به سر می‎بریم. ده سال پیش در ۱۵ ماه عقرب، پسر خردسالم حدود ۷ ماه سن داشت و امروز او تقریبا ۱۱ ساله است. وقتی امروز از خانه حرکت کردم به پسرم گفتم، می‎روم تا به مجلس یادبود کاظمی‌صاحب شرکت کنم. به این هدف که او نیز باید کاظمی را بشناسد و فرزندان و اطفال ما با چنین شخصیت‎هایی آشنا شوند. آن‌ها باید بدانند که ما چه کسانی را داشتیم و چگونه از ما گرفته شدند. باید به آن‌ها این‌گونه القا نکنیم که شخصیت‎های ارزشمندی که می‎میرند و شهید می‎شوند، پدر یک فرد دیگری بود، بلکه آنان متعلق به ملت بودند و با رفتن آنان، پدر یک ملت می‎میرد. ما در زبان پشتو یک مثل داریم که «سلو د ومره، ولی سلو سر دی نه مره» یعنی اینکه صدها تن بمیرد، ولی آنکه در رأس است نمیرد. ما هر روز قربانی می‎دهیم و شهید می‎دهیم. اما آنان که رفتن و مرگشان دردناک‎تر است و نباید بمیرند، سران و شخصیت‎های ارزشمند این کشور اند. اما متأسفانه از این رخداد و پدیده نیز جلوگیری نمی‎شود و هر روز ما شاهد قربانی‎های کسانی هستیم که جایگاه بس موثر و ارزشمندی در این مملکت دارند.

شهیدکاظمی به مردم می‎گفت: ما وکیل مردم دردمندی هستیم که باید برای شان تغییر را هدیه کنیم. مسئولیت ما تغییر در دسترخوان کسانی است که سفره‎ی شان انتظار نان را دارد. اندیشه‎ی بزرگ شهیدکاظمی هنوز هم زنده است و هزاران رهرو دارد. اما افسوس و درد که غروب پانزدهم ماه عقرب سال ۱۳۸۶، همزمان با افول آفتاب شخصیت فردی شد که اهداف بزرگی را برای آینده‎ی این ملت داشت. تأسف‎بارتر اینکه ده سال گذشت و هنوز هم چشم‎های ما منتظر کسانی است که هرکدام ارزش‎های بزرگی را داشتند. حاجی صاحب ظریف، حاجی صاحب همت، آقای ذکی و سایر وکلا و بالاخره سردار و علی که آخرین بار آن‌ها را در مهمانخانه دیدم، اکنون در میان ما نیستند. با گذشت ده سال هرگز چهره‎های آنان را فراموش نکرده و مردم نیز آن‌ها را از یاد نبرده‌اند. آنچه دردناک‎تر است اینکه هیولای هراس‌افکنی امروز با دهان بازتری، کودکان خردسال، شخصیت‎های ارزشمند و طیف‎های مختلفی از مردم ما را می‎بلعد.

از زمانی ‎که شهیدکاظمی را شناختم، همواره الگوهای خوبی از ایشان فرا می‎گرفتم. لحظه‎ی رفتن شهیدکاظمی را در صبحگاهی که هنوز چهره‎ی آدم‎ها قابل تشخیص نبود، خوب به یاد دارم. او مثل یک مرد مسلمان مجاهد آماده رفتن به این سفر شده بود. آن لحظه تلخ و تحمل‌ناپذیر را نیز به یاد دارم که به شفاخانه رفتم و چهره‎ی خون‌آلودی را دیدم که انتظارش را نداشتم. انتظار نداشتم مردی ‎که باید نان به سفره مردم می‎آورد، این‎گونه پیکرش پرپر شود.

اجازه دهید تشریفاتی صحبت نکنم و حرف دل خود را بگویم. این حرف‎ها را باید برای همه گفت تا فرزندانم نیز بدانند که در ۱۵ عقرب ۱۳۸۶ چه کسی را از دست دادیم؛ کسی‎که ما و مردم افغانستان و وحدت ملی ما به او نیاز داشت. خوب به یاد دارم که شبی با من تماس گرفت و من او را با قانونی‌صاحب اشتباه گرفتم، ولی ایشان گفت: «قانونی نیستم، ولی قانونی هستم.» به راستی او شخصیت قانونمند بود و همیشه به قانون و اصول پایبند بود.

حرف آخر اینکه شهادت کاظمی را هرگز فراموش نخواهیم کرد و هیچ‌کسی چنین شخصیتی را از یاد نخواهد برد.

گفت کسی خواجه سنایی بمرد

مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد

کاه نبود او که به بادی پرید

آب نبود او که به سرما فسرد

شانه نبود او که به مویی شکست

دانه نبود او که زمینش فشرد

گنج زری بود در این خاکدان

کو دو جهان را بجوی می‌شمرد

قالب خاکی سوی خاکی فکند

جان خرد سوی سماوات برد

جان دوم را که ندانند خلق

مغلطه گوییم به جانان سپرد