بازی دوگانه پایان یافته است؟

دونالد ترامپ، در نخستین توییت خود در سال جدید میلادی، در انتقاد تند و با صراحت تمام علیه پاکستان تاخت.

وی گفته‌است که پاکستان به ‌ازای دریافت کمک‌های هنگفت ۳۳ میلیارد دالری طی شانزده سال گذشته، از ایالات متحده، در زمینه مبارزه علیه تروریسم، یک مشت دروغ تحویل امریکا داده‌است.

توییت بی‌سابقه ترامپ، بیانگر این امر است که دولت او، به صورت مجدانه پی‌گیر استراتژی این کشور، برای افغانستان و آسیای جنوبی است که در نیمه دوم تابستان سال جاری شمسی اعلام شد. مقامات ایالات متحده، در آن استراتژی و متعاقب آن در مجموع توییت‌ها و صحبت‌های ترامپ و دیگر مقامات امریکا در خصوص جنگ افغانستان و نقش پاکستان در این میان، بر سه محور اساسی تاکید دارند:

اول: پاکستانی‌ها، در مورد مبارزه علیه تروریسم و در طولانی‌ترین جنگ امریکا و ایتلاف علیه افراط‌‌گرایی، نه تنها همسو و جدی نیست، بلکه در مقابل، پناهگا‌ه اصلی تروریست‌ها است. شورشیان به قصد ضربه زدن به سربازان امریکا و به شکست کشاندن جنگ امریکا در افغانستان از خاک پاکستان گسیل داده می‌شود.

 دوم: پاکستان، تا حالا در مورد مبارزه علیه تروریسم هرچه گفته است، چیزی جز، فریب، دروغ و بازی دوگانه و از روی سوء نیت نبوده است.

 سوم: پاکستانی‌ها، باید سیاست‌های غیرسازنده و فریب‌کارانه خود را در مبارزه علیه تروریسم کنار بگذارند و در غیر آن، باید عواقب آن را بپذیرند.

عدم صداقت پاکستان و بازی دوگانه و مبتنی بر فریب این کشور طی شانزده سال گذشته، در روند کاروزار جنگ علیه افراط‌گرایی، کشف تازه‌ای نیست که آقای ترامپ آن را به نام خود ثبت کند، بلکه پیش از این، بارها مقامات افغانستان، به آن اشاره کرده‌اند که لانه‌های اصلی تروریسم در آنسوی مرز دیورند است. شورشیانی که در جبهه‌های جنگ سربازان افغانستان و ایالات متحده و هم‌چنین در خیابان‌های کابل مردم بی‌گناه را می‌کشند، بر اساس یک استراتژی خصمانه، از سوی اسلام آباد تجهیز و تمویل می‌شوند و پاکستان مامن آنان است؛ ولی سیاست‌گذاران ارشد ایالات متحده، در حکومت بوش پسر و اوباما به‌آن توجه چندانی نکردند.

اما این اولین باری است که رییس‌جمهور امریکا، به نقطه کانونی درد و به مرکز اصلی نابسامانی تمرکز کرده و روی آن انگشت گذاشته و با صراحت هرچه تمام‌تر در مورد آن صحبت می‌کند و به‌مقامات پاکستان هشدار می‌دهد که دوران بازی دوگانه به‌سر آمده‌است و مقامات اسلام‌آباد، دیگر گمان نکنند که دولت‌مردان امریکا، با واقعیت بیگانه‌اند و می‌توان بازهم آنان را فریب داد.

بنابراین، مقامات پاکستان باید تکلیف خود را روشن کنند که در کدام جبهه قرار دارند، در جبهه ترور و دهشت یا در اردوگاه ضد تروریسم و دهشت‌افگنی.

با این همه، تا این‌جای کار، بازی دوگانه پاکستانی‌ها را نمی‌توان پایان یافته تلقی کرد. پاکستانی‌ها به آسانی زیر بار نمی‌روند.

 مضافا اینکه آنان در صورت فشار بیشتر، احتمالا از غرب روی بر می‌تابانند و سیاست رو به شرق؛ یعنی روسیه_ چین را دنبال خواهند کرد.اما تغییر به سمت شرق پاکستان را، در تنگناهای بیشتری قرارخواهد، تحریم‌های اقتصادی فلج کننده، می‌تواند بخشی از آن باشد. مجموعه‌این عوامل برای پاکستان می‌تواند فوق‌العاده هزینه‌زا باشد.

در نتیجه، در صورت فشارهای عملی، پاکستان، چاره‌ای ندارد که در نهایت از حمایت عملی تروریست‌ها و شورشیان در افغانستان دست بردارد و به‌سیاست فریبکارانه و بازی دوگانه پایان دهد و در غیر آن، مخاطرات فراوانی را باید به‌جان بخرد.

شناسنامه‎ الکترونیکی در بن بست سیاسی

روند توزیع شناسنامه الکترونیکی پس از سال‌ها کش و قوس  در حال اجرا است. این روند ملی با تایید فرمان تقنینی رییس‌جمهور توسط کمیسیون مشترک دو مجلس پارلمانی نهایی شد. اما این پایان کار نبود. به همین لحاظ هم، توزیع این روند آغاز نشد و علی‎رغم آمادگی‌های موجود، سرنوشت تذکره‌ها کماکان درحالت ابهام قرار دارد.

مجلس نمایندگان که پیش از این توسط یک هیات مشترک به این مساله، رای مثبت داده بود، بار دیگر برسر درج کلمه «افغان» در هویت افراد، به تنش و جنجال کشیده شده و قرار است این مساله بار دیگر دستور کار این نهاد قرار گیرد. پیش از این اما گزارش‌ها حاکی از آن بود که تصویب نشدن قانون ثبت احوال نفوس، یگانه مانع اجرایی نشدن این پروسه است.

با این وجود درحال حاضر هزینه‎های هنگفتی بابت این مساله روی دست دولت گذاشته شده و مبلغ سنگینی در اداره‎ عریض و طویل توزیع تذکره‎های الکترونیکی به مصرف می‎رسد بدون اینکه کار عملی در این راستا صورت گیرد. شکی نیست که این پروسه یکی از موارد بسیار مهم و تاثیرگذار بر سرنوشت سیاسی کشور است. زیرا بسیاری از اختلال‎های جدی در روند برنامه‎های دموکراتیک ناشی از نبود یک مدرک معتبر هویتی برای شهروندان کشور بوده است. نبود شناسنامه‎ معتبر الکترونیکی مانع از انجام بسیاری از پروسه‎های ملی به صورت شفاف آن شده و دست بسیاری از عوامل اغتشاش و اختلال را در تخریب و تخریش اوضاع سیاسی باز نگهداشته است.

به طور مثال،  تقلب و تخلف در انتخابات‌ریاست‌جمهوری و پارلمانی، دورنمای دموکراسی، ارزش‌های سیاسی جدید و به صورت عملی انتخابات را  خدشه‌دار کرد و در نبود شاخص‎ هویتی معتبر، تلاش‎های گسترده‎ کمیسیون‎های انتخاباتی، نهادهای ناظر و ارگان‎های امنیتی نتوانست مانع از تقلب‎های بحران‌آفرین و تنش‎های سیاسی چالش‌انگیز شود.

شناسنامه‎های ساده که روی صفحات کاغذی به نشر رسیده و توزیع گردیدند، به آسانی قابل جعل بوده و پیش از این با این کار، صدها شهروند خارجی موفق به گرفتن شناسنامه شده و با این ابزار توانسته‌اند در سیستم‎های مختلف ملی اختلال ایجاد نمایند. هم اکنون نیز یکی از نگرانی‌های جدی ، استفاده تروریست‌ها و مجرمین کلان، از شناسنامه‌های کاغذی افغانستانی است. برخی افراد که با هدف انتحار و انفجار راهی افغانستان می‌شوند، با شناسنامه‌های جعلی افغانستانی به راحتی از «مرز» عبور کرده و خود را به هدف می‌رسانند. همچنین برخی مهره‌های «نفوذی» دشمن، با استفاده از شناسنامه‌های کاغذی وارد  ارتش افغانستان شده و پس از گذراندن چند صباحی یکی از مهره‌های مهم نظامی و امنیتی را حذف می‌کنند.

با این وجود، متاسفانه توزیع شناسنامه‎های الکترونیکی در طول چهارده سال گذشته به مرحله‎ی عمل نرسید و این بار امانت سنگین به دوش دولت وحدت ملی گذاشته شد. حکومت وحدت ملی آن گونه که در سند تاسیس به توزیع شناسنامه‌ها و پیشگیری از بحران متعهد شده، جهت برگزاری انتخابات پارلمانی سالم و شفاف کمر همت بسته و توزیع شناسنامه‌های جدید را تسریع بخشد.بنابراین، توزیع شناسنامه‌های جدید الکترونیکی، گامی بنیادین و مهم در راستای دفع تهدیدات امنیتی افغانستان خواهد بود. از این‌پس، تروریست‌ها از ابزار شناسنامه کاغذی جهت عبور از مرز و ورود به افغانستان سود نخواهد جست و مجرمان و تبهکاران با استفاده از آن توانایی برهم زدن نظم و امنیت اجتماعی را نخواهند داشت.

به هر حالت، با توزیع شناسنامه‌های الکترونیک، یکی از چالش‌های اساسی از سر راه نیروهای امنیتی برداشته خواهد شد. از سوی دیگر، براساس اطلاعات که اداره توزیع شناسنامه‌های الکترونیک منتشر کرده، در حال حاضر از مجموع 35 میلیون نفر جمعیت احتمالی افغانستان، فقط 14 میلیون آنها شناسنامه دارند و حدود بیست میلیون نفر دیگر فاقد شناسنامه هستند.

بنابراین، توزیع شناسنامه‌های الکترونیکی، اگر به صورت دقیق شروع شود، گام مهم دیگری در راستای آمار دقیق جمعیت، برنامه‌ریزی و حرکت آرام و دقیق به سمت توسعه خواهد بود. زیرا بدون تعیین جمعیت و آمار دقیق نفوس، امکان برنامه‎ریزی در هیچ بخشی میسر نبوده و تطبیق برنامه‎های کلان توسعه‎ای در کشور محقق نخواهد شد.

بنابراین، بهتر این است که با حل اختلاف‌ها پیرامون چگونگی درج هویت ملی، به اختلاف‎های کنونی پایان بخشیده و این روند تاثیرگذار را هرچه زودتر اجرایی نموده و محقق ساخت.

  • محمد قرهباغی

به جای اکسیجن دود تنفس می‌کنیم

این روز‌ها شاید کم‎‌تر کسی از پایتخت‌نشینان را بشناسیم که شکایت از هوای آلوده و کُشنده کابل نکند. از نظر همگان، منبع آلودگی فصلی بیش از حد هوا در زمستان، سوخت مخرب ذغال سنگ در بخاری‎های ترکی است. اما جالب این است که تمامی این افراد شاکی خود نیز از سنگ ذغال استفاده نموده و مصداق این کلام قرار می‌‎گیرند که «رطب خورده، منع رطب چون کند؟»

متأسفانه این یک واقعیت است که آلودگی‌هوا در شهر‌ها و جاده‌ها می‌تواند عملکردهای مختلف مغز انسان را دچار اشکال کرده و تخریب کند. احتمال بروز سکته به شدت با افزایش آلودگی هوا در ارتباط است. سازمان جهانی بهداشت، آلودگی هوا را به عنوان بزرگ‌ترین عامل طبیعی خطرناک برای سلامتی عنوان کرده است که سالانه عامل مرگ هشت میلیون نفر در جهان می‌شود. این واقعیت نیز انکارناپذیر است که یکی از مهم‌ترین دلایل آلودگی هوای شهرهای بزرگ، هجوم جمعیت ده‌نشین به سمت شهرهاست. تحقیقات به عمل آمده در شهرهایی که دچار معضل آلودگی محیط زیست می‌باشند، نشان داده است که ورود جمعیت ده‌نشین به شهرهای بزرگ در زمانی که هنوز زیرساخت مناسبی برای زندگی این افراد آماده نشده باشد، باعث ایجاد مشکلات متعددی در آموزش، فرهنگ، تامین سوخت مناسب و وضعیت هوا می‌‎شود. پدیده آلودگی هوا مسئله‌ای است که بسیار درموردش صحبت شده است و به عنوان امری بدیهی شناخته می‌شود؛ ولی آنچه مهم است شناخت دلایل این آلودگی و رفع آنهاست. به نظر کار‌شناسان اگر رفاه نسبی برای شهروندان شهرهای بزرگ ایجاد شود، بدون شک مقدار زیادی از آلودگی هوا کاسته خواهد شد.

برای این منظور باید مسئولان مربوطه، با بررسی‎های خود وضعیت آلودگی هوا را بهبود بخشند. اما همکاری شهروندان و شهرنشینان در این راستا، جایگاه کلیدی و بس مهمی دارد. وقتی شهروندی خود به آسیب‌های استفاده از مواد مضر سوختی، وسایل آلاینده هوا و عوامل آن آگاهی دارد و بازهم دست به استفاده از آن می‌‎زند، معنای این کار چیزی جز خودکشی نیست. به عنوان مثال، تا همین چند سال پیش، بیش‎‌تر مواد سوختی خانه‎‌ها را چوب تشکیل می‌‎داد و آلودگی فصلی در زمستان نیز به این اندازه نبود. اکنون نیز می‌توان از این روش کار گرفته و به کاهش آلودگی کُشنده در پایتخت کمک کرد، اما دریغ از گوش شنوا.

بنابراین، تنها راه رفع آلودگی فصلی هوا در زمستان، ممنوعیت یا محدودیت ورود ذغال سنگ به پایتخت از سوی نهادهای مرتبط دولتی و مساعدت شهروندان در عدم استفاده از این ماده سوختی کُشنده است. در غیر آن صورت، باید در جهنم خودساخته‌مان بسوزیم و بسازیم و از گله‌های همیشگی‌مان نیز هیچ کاری ساخته نخواهد شد، زیرا به قول معروف «ازماست که برماست!»

  • علیسینا مهترخیل

اوریجینالیتی و خلاقیت در ادبیات

سوفیا زنوبیا دختربچه‌ای ‌‌‌معلول از نظر  ذهنی‌ست که وقتی اطرافیانشیا هر کس دیگری در هر جای جهان کار شرم‌آوری انجام می‌دهد، از خجالت سرخ می‌شود. در نتیجه، چهره این دخترک همیشه از شرم گلگون است. چند سال بعد، هیولایی در درون سوفیا زنوبیا بیدار می‌شود که از او حیوان درنده‌ای شبیه ببر می‌سازد با چشمانی که در تاریکی می‌درخشد.

اولین باری که درنده در سوفیا بیدار می‌شود، دخترک به خانه همسایه که بوقلمون پرورش می‌داده، می‌رود. او سر ده ها بوقلمون را از بدن جدا می‌کند و بعد امعاء و احشاء آنها را از گردن بریده‌شان با دست بیرون می‌کشد. نتیجه می‌شود بوقلمون‌های مرده‌ای که به جای سر، دل و روده‌شان از گردنشان آویزان است.  سال ها بعد سوفیا زنوبیا قاتلی حرفه‌ای می‌شود که آدم‌ها را به همین صورت به قتل می‌رساند. این یکی از شخصیت‌های رمان «شرم» نوشته سلمان رشدی‌ست. مهمترین خاصیت سوفیا زنوبیا و تقریبا همه شخصیت‌های این رمان (و باقی آثار رشدی) اوریجینالیتی یا بدیع بودن آن‌هاست. در ارزیابی آثار ادبی یا دیگر هنر‌ها، از جمله نقاشی و موسیقی، اوریجینالیتی را می‌توان مهم‌ترین شاخصه ارزش‌گذاری دانست.

تعریف اوریجینالیتی

اوریجینالیتی به معنای کاربرد ایده‌ها، عناصر و یا تکنیک‌هایی در خلق آثار هنری، از جمله ادبیات،‌است که قبلا به کار نرفته باشد. کانسپت یا مفهوم اوریجینالیتی در فرهنگ‌ها و دوره‌های مختلف ممکن است متفاوت باشد. این کانسپت در فرهنگ غربی در قرن هجدهم به عنوان یک ایده‌آل در خلق آثار هنری مطرح شد. در حالی‌که قبل از آن، مثلا در زمان شکسپیر، خلق آثار هنری مشابه به کارهای معروف آن زمان رایج بود. گفته می‌شود که حتی خود شکسپیر نیز از «اختراع غیرضروری» اجتناب می‌کرد.

بدیهی‌ست که هر نوآوری را نمی‌توان اوریجینال خواند؛ اوریجینالیتی، همزمان با بدیع بودن باید شاخصه‌های لازم هنری مرتبط با نوع اثر را داشته باشد و دچار ابتذال نشده باشد. یک ایده اوریجینال می‌تواند ساده و ابتدایی و یا پیچیده باشد اما باید شاخصه‌های لازم هنری مرتبط با نوع اثر را داشته باشد.

اوریجینالیتی در مضمون قصه

اگریک داستان یا رمان را بخواهیم در یک عبارت توصیف کنیم، آن عبارت به احتمال قوی تِم (Theme) یا مضمون داستان خواهد بود؛ فرار از زندان، انتقام از یک قاتل، حمله مریخی‌ها به زمین، توانایی‌های خارق‌العاده یک آدم عادی،فداکاری یک سرباز، بیماری. اما اوریجینالیتی منحصر و محدود به مضمون یا تم داستان نیست، بلکه عناصر و تکنیک‌های داستانی نیز می‌تواند و باید اوریجینال باشد. گاهی فقط یک عنصر اوریجینال در داستان کافی‌ست که آن را خواندنی و از نظر ادبی با‌ارزش بسازد. ژانر‌های مختلف ادبی و تلفیق ژانرها و ایده‌ها در یکدیگر به نویسندگان کمک می‌کنند که با این مضمون‌ها قصه‌های اوریجینال خلق کنند؛  مثلا فرار از زندان مضمونی‌ست که به کرات در داستان‌ها و فلم‌های مختلف استفاده شده، اما این تِم را می‌توان در قصه‌های بسیار متفاوتی به کار برد. زندانی می‌تواند قاتلی روانی باشد که فقط به قصد قتل دوباره از زندان می‌خواهد فرار کند، یا می‌تواند کسی باشد که در نتیجه اشتباه دستگاه قضایی در تشخیص هویتش زندانی شده و سعی می‌کند از زندان فرار کند، تا بتواند مجرم اصلی را معرفی کند.  یا کسی که توسط یک گروه افراطی اختطاف شده و با هوشمندی و پلانی دقیق از دست آنها می‌گریزد. با آن‌که این روز‌ها تقریبا به ندرت می‌توان مضمونی را یافت که قبلا در مورد آن چیزی نوشته نشده باشد،‌اما یافتن ایده‌های جدید و بکر نیز هنوز ناممکن نشده است. مثلا فلم inception دارای یک ایده کاملا بدیع است؛ اینکه بتوان در رویا مثل واقعیت زندگی کرد. در مقایسه با آن، فلم Avatar با آنکه، خلاقانه ساخته و پرداخته شده، اما شاید نتوان آن را اوریجینال خواند. چرا که ایده‌ی استثمار بومی‌ها توسط مهاجران، قصه تازه‌ای نیست. حتی موجودی که می‌توان آن را از راه دور کنترل کرد نیز، ایده‌ای‌ست که قبلا در چند رمان‌و فیلم‌استفاده شده‌است.

اوریجینالیتی در پلات

پلاتیا چکیده یک داستان خلاصه‌ای از ماجرا و رویداد‌های آن به صورت روایت خطی‌ست.  ایده داستان معمولا به شکل یک جمله یا پاراگراف به ذهن یک داستان‌نویس می‌رسد و سپس با کار بیشتر روی آن آن را تبدیل به یک طرح ابتدایی می‌کند. مثلا: داستان مردی که از سقوط هواپیما نجات می‌یابد و بعد از آن به توانایی عجیبی دست پیدا می‌کند که می‌تواند هر شب در رویا پیش‌بینی کند که کدام هواپیما سقوط خواهد کرد. این طرح قصه تا اینجا چندان ارویجینال نیست. چون داستان‌ها و فلم‌های زیادی قبلا نوشته و ساخته شده که در آن شخصیت داستانی بعد از یک حادثه به توانایی‌های خارق‌العاده‌ای دست پیدا کرده است. اما اگر نویسنده بخواهد می‌تواند همین داستان را در ساختاری و پردازشی بدیع و تازه تعریف کند.

بیشتر نویسنده‌ها، در این مرحله سعی می‌کنند خلاصه‌ای از داستان را به صورت روایت خطی بنویسند و حادثه‌ها و شخصیت‌های مهم را یادداشت می‌کنند. به چنین خلاصه‌ای Plot یا چکیده می‌گویند که روایت خطی و بی‌شاخ و برگ داستان است. این چکیده به احتمال قوی در جریان نوشتن داستان دستخوش تغییرات زیادی خواهد شد، اما برای نویسنده مهم است که بداند شکل اولیه داستان او چه خواهد بود؛ اتفاق یا رویداد اصلی، گره‌ها، شخصیت‌ها، تعلیق، پایان داستان از حمله عناصری‌ست که در این مرحله نویسنده‌ها به آن فکر می‌کنند.

اوریجینالیتی در ساختار داستان

بیشتر نویسنده‌ها تکنیک‌های خاص خود را برای انکشاف ساختار یک داستان و دنبال کردن آن دارند. ساختار در واقع اسکلت‌یک داستان است؛ این که کدام حوادث چه وقت اتفاق می‌افتد و تاثیر هر کدام بر شخصیت‌های داستانی چیست. می‌شود گفت ایده‌های قصه در این مرحله پخته‌تر می‌شود و بسیار اتفاق می‌افتد که پلات داستان را دستخوش تغییر کند. اوریجینالیتی در ساختار داستان به معنای آن است که روایت به صورت منحصر به فردی مهندسی شود. ساختار داستان یا رمان نیز (مثل تقریبا بیشتر فلم‌های تجاری هالیوود) ممکن است کلیشه‌ای باشد؛ مثلا معمولا اگر بخواهید فلمی با تم یا مضمون ارواح تماشا کنید، می‌توانید از قبل حدس بزنید داستان آن ترس از اشباح هست؛ ترس آدم‌ها از ارواح یک تم یا مضمون کلیشه‌ای‌ست. اما در فلمی مثل The Others این کلیشه شکسته شده است. در پایان این فیلم بدیع بیننده متوجه می‌شود که شخصیت‌های اصلی این فلم در واقع ارواح هستند و کسانی که تا بحال بیننده فکر می‌کرده ارواح هستند، انسان‌های عادی‌اند.

ساختار  تعیین می‌کند که داستان رمان از کجا شروع شود، چگونه ادامه پیدا کند و پایان آن چگونه باشد. برای برخی،بخصوص در داستان کوتاه، ممکن این جریان سیال ذهن باشد که این ساختار را بسازد. اما اغلب، نویسندگان قبل از آن‌که شروع به نوشتن متن اصلی داستان کنند، روی ساختار آن فکر می‌کنند و حتی بعضی‌ها در این مرحله ساختار روایت را با کشیدن اشکال و چارت‌های مختلف تعیین می‌کنند.  برخلاف مضمون‌ها، خلاقیت در ساختار داستان می‌تواند نامحدود باشد.

برای کار روی ساختار داستان، نویسنده قبلا چکیده یا پلات آن را به طور خلاصه می‌نویسد به نحوی که بداند که چه اتفاق خاصی قرار است در داستان رخ دهد و چه نوع شخصیت‌هایی در آن حضور خواهند داشت.  در مثالی که پیشتر گفته شد – مردی که بعد از نجات از سقوط توانایی پیشگویی پیدا می‌کند – اوریجینالیتی در ساختار می‌تواند از آن یک اثر خلاقانه بسازد و آن را از آثاری که مضمونی مشابه دارند، متمایز کند. در ساختار برخی داستان‌ها، قصه‌ها با یک حادثه اصلی یا بحران آغاز می‌شوند و بعد عوامل آن حادثه به صورت فلش بک و عواقب آن به صورت روایت خطی بازگو می‌شود. برخی‌داستان‌ها نیز با فضاسازی و یا پردازش یک شخصیت آغاز می‌شوند و داستان در یک روایت خطی به اوج و پایان خود می‌رسد. مثلا رمان «گرداب سیاه» نوشته سیامک هروی با بحران – که حمله انتحاری‌ست – آغاز می‌شود. اما داستان کوتاه «نامرد» نوشته خالد نویسا روایتی خطی‌ست که با شخصیت‌سازی و فضاسازی آغاز می‌شود.  برخی داستان‌ها ممکن است یک روایت کلاسیک خطی یا آغاز از بحران را تعقیب نکنند بلکه به صورت برش‌هایی از زمان‌ها، مکان‌ها، شخصیت‌ها و حوادث ظاهرا غیرمرتبط به هم نوشته شود و خواننده به تدریج بتواند آن تکه‌ها را به هم وصل کند. داستان «پاره‌های انتحار» از امید حق‌بین چنین ساختاری دارد.

باید در نظر داشت که برخی ساختارها ممکن است برای داستان کوتاه مناسب باشند اما برای داستان‌های بلند و رمان مناسب نیستند. یافتن ساختاری مناسب برای یک داستان کوتاه و به ویژه برای رمان کاری‌ست پر چالش. نویسنده قبل از شروع رمان یا داستان بهتر است روی آن با دقت فکر کند. مهم‌ترین اصل در یک اثر داستانی با هر ساختاری، این است که مخاطب باید بتواند آن را درک و تعقیب کند.

نبشت/ عزیز حکیمی

بخش اول

عبور از 2017 خونین و انتظار از 2018

سال 2017 سال خونینی را در تاریخ کشور رقم زد. دردمندانه، بیش‎ترین قربانیان در سال گذشته میلادی، غیرنظامیان بودند. در جریان این سال، عناصر طالبان اقدام به حملات مرگ باری کردند، گروه داعش و شاخه خراسان نیز به مراتب قوی‎تر شده و بیشترین تلفات را به غیرنظامیان وارد کردند. بیشتر حملات این گروه ها به مساجد و مراکز غیر نظامی بوده است.

گروه طالبان با انتشار بیانیه‎ای، تلفات نظامیان افغان و خارجی را در سال 2017 بیش از 15 هزار نفر اعلام کرد که از این جمله، 289 نظامی خارجی کشته و 124 تن از آنان زخمی شدند.

حمله به سفارت عراق با 2 کشته و 3 زخمی، حمله انفجاری بر مهمانخانه والی قندهار که در آن 5 دیپلمات امارات متحده عربی کشته شدند؛ حمله به شفاخانه «400 بستر ارتش» با حدود 100 کشته و زخمی،حمله مهاجمان به مسجد «امام زمان خیرخانه» که بیش از 50 کشته و زخمی برجا گذاشت؛ حمله دیگر به مسجد «امام زمان»  در غرب شهر کابل با 60 کشته و ده‎ها زخمی، همزمان با آن در مسجد شهرستان «دولینه» استان «غور» نیز حمله انتحاری رخ داد که تعداد کشته های آن 30 تن گزارش داده شد، از جمله حملات مرگبار در جریان این سال بودند. همچنین در زمانهای متفاوت، حملات مرگباری در 2 مسجد در ولایت «هرات» نیز به وقوع پیوست که بیش از یکصد کشته و زخمی برجای گذاشت. مسئولیت تمامی این موارد را گروه داعش به عهده گرفت.

انفجار موتر حامل دانشجویان دانشگاه نظامی «مارشال فهیم»، حمله مرگبار مهاجمان انتحاری طالبان به مراکز فرماندهی پولیس «گردیز»، «فراه» و «غزنی» با بیش از 100 کشته و حمله دیگر به مقر فرماندهی «303 شاهین» در شمال با حدود 300 کشته و زخمی، از موارد دیگر حملات مرگبار سال 2017 بود.

اما بدتر از همه، حمله ای بود که به وسیله تانکر آب در منطقه دیپلماتیک و به شدت حفاظت شده پایتخت رخ داد و در آن 10 تن مواد در نزدیکی سفارت آلمان انفجار داده شد. در این حمله بیش از 500 تن کشته و یا زخمی شدند که اکثر کشتهشدگان غیر نظامیان بودند. این انفجار به حدی قوی بود که تا یک کیلومتری آن شیشه های ساختمان ها فرو ریخته و منازل مردم به شدت آسیب دید.

و در نهایت سال 2017، با حمله به مرکز فرهنگی «تبیان» با بیش از 50 کشته و نیزحمله به نمازگزاران در ننگرهار پایان یافت و آغاز سال جدید میلادی نیز با رنگ خون امضا شد.

در سال 2017، همزمان با پیشروی طالبان و شدت جنگ در افغانستان «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری امریکا پس از ماه ها بحث و گفت وگو در 21 اگست امسال، راهبرد جدید خود را برای افغانستان و کشورهای جنوب آسیا اعلام کرد. وی در این راهبرد به هند، رقیب اصلی پاکستان نقش بیشتری قایل شد و فشارهای دیپلماتیک بر پاکستان را شدت بخشید، اقدامی که از طرف برخی از سیاستمداران افغان، نمایشی خوانده میشود.

با اعلام این راهبرد، حضور نظامی امریکا و «ناتو» در افغانستان بار دیگر گسترش یافته و نظامیان امریکایی پس از خروج در سال 2014، به صحنه نبرد علیه طالبان و داعش باز گشته اند. اما گمانه‎ها حاکی از آن است که مخالفان این حضور آمریکا را دلیلی برای مشروعیت جنگ عنوان کردهاند و به این باور هستند که این راهبرد نیز کاری از پیش نمیبرد، زیرا امریکا به دنبال مبارزه با تروریزم نیست، بلکه اهداف دیگر را تعقیب می‎کند.

با این حال،تلاش دولت و شورای عالی صلح افغانستان در امر گفت وگو با طالبان و پیشرفت صلح هم دستاوردی نداشته است و گروه طالبان با وجود حضور دوباره امریکا و هشدار آنان برای نابودی طالبان همچنان بر طبل جنگ علیه دولت می‎کوبند و هیچ چراغ سبزی برای گفت وگو نشان ندادهاند.

با رفتن به سال آینده میلادی، دولت وحدت ملی با وضعیت امنیتی چالش برانگیزی مواجه است؛ یک طرف با مشکلات داخلی مواجه بوده، از طرف دیگر حضور رو به گسترش گروه تروریستی داعش و شدت حملات طالبان، دولت را تحت فشار قرار داده است.

انتخابات پارلمانی و آمادگی برای انتخابات ریاست جمهوری در سال 2019، سال 2018 را دارای اهمیت خاص برای دولت ساخته است که باید منتظر بود تا مشخص شود با برگشتن دوباره امریکا به صحنه افغانستان وضعیت به سود چه کسی به پیش خواهد رفت.

  • فرشته شهاب