مفهوم و چیستی مینیاتور

هنر در افغانستان مانند دیگر پدیده‌ها در اثر حوادث تاریخی دچار تغییر و تحولات زیادی شده است و مملو از فراز و نشیب‌ها بوده و مورد هجوم تهاجم، استیلاگری‌ها، انحطاط و هجوم فرهنگی قرار گرفته و موازی با سایر پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی، کانون‌‌ها و تمدن‌های نو برخاسته دستخوش انواع تعصبات گردیده؛ با گواه گرفتن تاریخ از استیلای حکومت و سیطره‌ی چنگیز قسمت اعظم فرآورده‌های هنری به یغما رفت و حوادث تاریخی دیگری چون، ویرانگری‌های سلطان علاءالدین جهان‌سوز و ضربات دیگر مهاجمین این سرزمین را تکان داد.

از اوایل قرن شانزدهم تا نیمه اول قرن هجدهم افغانستان دستخوش جنگ‌ها، تجزیه و تقسیم قرار می‌گیرد. در این دوره آزادی ملی محدود شد. دیگر مکتب فرهنگی و ادبی هرات وجود نداشت و سایر مراکز فرهنگی متلاشی گردید و شهرها رو به انحطاط گذاشتند. مدارس مسدود گردید و چون مشوقی وجود نداشت، هنرمندان هم کمتر ظهور کردند و یا به کشورهای همسایه و همجوار مهاجر شدند. در چنین وضع بود که دیگر کاشفی، جامی، علیشیر نوایی، بهزاد و دیگران در افغانستان ظهور نکردند. در این نبشتار به بررسی موضوع در هنر مینیاتور در مقطع زمانی معاصر اشاره دارد. این مقطع زمانی طوری که قبلاً اشاره شد دارای فراز و نشیب‌های زیادی می‌باشد.

از اوایل سال 1380 که تقریباً اوضاع کشور رو به بهبودی می‌رود، در عرصه‌ی هنر نیز قدم‌هایی برداشته می‌شود اما به نظر این روند کند بوده و زیاد محسوس نمی‌باشد. در همین چند سال اخیر حدود سه یا چهار سال گذشته تاکنون تجمع‌های هنری انسجام بهتری میگیرند. ولی با توجه به شرایط کنونی و نسبت به دوره‌های گذشته چندان مورد توجه قرار ندارد.

مفهوم مینیاتور

مینیاتور یک واژه فرانسوی است و در لغت به معنی کوچک نشان دادن و در اصطلاح به نقاشی‌‌های بسیار ظریف اطلاق می‌گردد. اطلاق واژه مینیاتور به افغانستان از سوی مستشرقین، هنردوستان و هنرشناسان مغرب زمین رواج یافت. (محمدی،1389: 38و39)

از سده هفدهم میلادی این اصطلاح به دلیل یک خطای لفظی برای همه نوع تصویرسازی نسخ به کار برده شد؛ زیرا این واژه، به معنی کوچک هم‌خانواده است.

اما آنچه امروزه مینیاتور خوانده می‌شود، در دوره الیزابت نیز آثار پرتره و نقاشی‌های هیلیارد و دیگران «تذهیب‌کاری» یا «نقاشی کوچک» خوانده می‌شد (سید صدر،1383: 805)

شاخصه های مهم در هنر مینیاتور

مینیاتور به عنوان یکی از شاخه‌های هنر در اینجا مورد بحث قرار می‌گیرد. این هنر مانند دیگر هنرها درگیرودار این همه تحولات از این امر مستثنا نبوده و در هر کشوری شاخصه‌های مخصوص خود را دارد. مینیاتور به عنوان هنری برگرفته از مفاهیمی چون تعالی روح و رسیدن به عالم معنا و جاودانگی با نگرش حقیقت‌گرا و هنر قدسی در سراسر دنیا شناخته شده است.

در واقع هنرمند، آنچه را که در پرده‌ی خیال دیده است به تصویر می‌کشد و در این راه با چنگ انداختن به ریسمان الهی و بهره‌گیری از تعالیم اسلامی بر خلق اثر هنری می‌پردازد. هنر مینیاتوری و کتاب‌آرایی از سده‌ی هشتم‌‍ هجری قمری تا سده‌ی یازدهم هجری قمری، شکوفایی نمایانی داشت. این دوره با تسلط مغولان آغاز شد و مقارن با دوران حکومت تیموریان و سال‌های اوج اقتدار صفویان است.

روند پالایش تأثیرات بیگانه و ظهور مکتب‌های اصیل را مشخص می‌کند. هنرمندان این دوره، تحت حمایت شاهان و امیران در کارگاه‌های درباری به کار مصورسازی کتاب‌های شعر فارسی می‌پرداختند. به دلیل ارتباط تنگاتنگ هنر مینیاتور و کتاب‌آرایی با شعر فارسی، می‌توان برترین آثار را در نسخه‌های خطی از شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی، هفت اورنگ جامی، گلستان سعدی و دیوان غزلیات حافظ یافت.

سلاطین و حاکمان تیموری و صفوی علاقه‌مند به هنر و ادب بودند و با تأسیس کارگاه‌های سلطنتی و به کارگرفتن برترین هنرمندان زمان خویش در پیشرفت و تحول این هنر، نقشی عمده و بسزا داشتند ولی بی‌شک این هنرمندان بودند که می‌خواستند با پناه‌بردن به دامان مسائل ذوقی، خاطرات غم‌انگیز و وقایع تلخ ناشی از هجوم بیگانگان به این مرز و بوم را به دست فراموشی بسپارند.

بنابراین به تدریج اصول زیبایی‌شناسی، آذین‌گری و تصویرگری کتاب را کامل‌تر کردند تا به آن زیبایی متعالی دست یابند که نه تنها چشم‌ها را بنوازد بلکه دل‌ها را نیز روشن سازد.

آنچه مسلم است هنر مینیاتور نه همچون معماری و هنرهای صناعی است که مورد نیاز روزمره مردم بوده و همگان پرداخت هزینه‌ی آن را تقبل کنند، نه همچون خطاطی که قاطبه‌ی اهل علم برای ترویج علم به این هنر نیازمندند و نه همچون موسیقی که با ابزاری ساده قابل تحقق و دستیابی است، بلکه هنری است که با همه عظمت هنری و علوم پیچیده‌اش نیازمند مواد و مصالحی است که جزء در کارگاه‌های سلطنتی حاصل نمی‌شد و همین وابستگی بود که مشکلات فراوانی را نیز برای این گروه از هنرمندان فراهم می‌آورد. اما بر اهل تفکر عیان است اینکه تحولات هنری مبتنی بر تجربیات هنرمندان سلف و نحوه‌ی تفکر و در نتیجه تجربه‌های هنری هنرمندان در هر دوره‌ی‌ تاریخی است.

هنر نه تنها متعلق به سفارش‌دهندگان و ذوق درست و یا نادرست آن‌ها نیست، بلکه حقیقتی است برگرفته از نهاد آدمی و گزارشی است از باطن هر دوره که توسط هنرمند گزارش می‌شود. (ولش،1385: 15و16)

سلب واقعیت تجربی و عینی رئالیستی و ناتورالیستی و ملموس از تصاویر و اشیاء در هنر اسلامی و ایجاد زمینه‌های رمزی امکان وصول به حقایق متعالی و در پی آن حضور و وصل را میسر می‌سازد. زیرا دیگر هیچ عنصری غیر از انسان و خدا باقی نمی‌ماند و گویی در این ارتباط همه اشیاء و عناصر زبان باز کرده‌اند که در این وصل و حضور شرکت جویند و در همین سبک و سیاق است که اشکال خاطره تجربی خود را از دست می‌دهند و به صور خیالی در یک ترکیب‌بندی خاص تبدیل می‌شوند و آن غرق‌ شدن دسته‌جمعی تمام هستی است. در عرفان تصویری، در اینجا عناصر بصری چون نقطه، خط، سطح، رنگ، سایه و روشن که نمودهای مادی تجسمی هستند به دلیل بیان خاص و جهت‌گیری‌شان غیر مادی و رمزی می‌شوند و ترکیب‌بندی با ویژگی های خاص خود، نمایشی از توحید است(رهنورد، 1392: 89-91).

مینیاتور از نظر شکل و محتوا

این هنر اصیل در فرم خود از اصالت خاصی برخوردار است و در محتوا زنده و دینامیک بوده و بیانگر(Expressive) تأثیرهای عاطفی انسان دوره‌ای است که در آن میزیسته است. چون هنر به عنوان یک پدیده‌ی ذهنی نمی‌تواند از تأثیرپذیری به دور بماند و شرایط معین تاریخ، زندگی مردمانی را که با فرهنگ و اقتصاد و مسایل اجتماعی سر و کار دارند نمی‌شود مایه نگذارد.

در مینیاتور از فرم معین و چوکاتی آن که بگذریم ناآگاه بیشتر از آگاه هنرمند روی طرح و محتوا اثر می‌گذارد و این شاید به علت آن است که شکل‌ها، خط‌ها و نشانه‌ها ،همه با نوعی از سمبولیک می‌کوشند تا انسان را فراسوی خودش جهت دهد.

شاید همین تبارز ناآگاه یک وجه مشترک میان مینیاتور امروزی و سوررئالیزم معاصر می‌تواند داشته باشد با این تفاوت که در مینیاتور هیچ نوع محتوا نمی‌تواند روی فرم آن اثر بگذارد. یعنی فرم در مینیاتور که از خصیصه‌ی بارز آن است مشکل‌پسندی زیادی دارد. در اینجا باید تذکر داد که بین مینیاتور مکتب بهزاد در عصر تیموریان و مینیاتور معاصر، تفاوتهای زمانی وجود دارد. مینیاتور جدید، نوعی به هم‌آمیزی با سورئال دارد و این شاید به آن جهت است که در پرتو این دو روش، ضمیر ناخودآگاه هنرمند بیشتر از ضمیر آگاه او در ترسیم خط‌ها و شکل‌های متنوع نقش دارد. (رحیمی،1370: 36.37)

در ساختار ترکیب‌بندی اثر هنری عوامل مهمی دخیل هستند که باعث می‌شود اثر هنری زیباتر جلوه کند. این توجه در زیبایی‌شناسی افغانستان خیلی مورد توجه هنرمندان و کارشناسان بوده و می‌باشد. که به طور خلاصه می‌توان این عوامل را بعد از نقطه و خط که اساس همه این‌هاست به پنج بخش تقسیم کرد. مقوله‌های فرم، رنگ، اندازه، جهت و بافت می‌باشند که باز هر کدام با داشتن زیر شاخه‌هایی بیشتر توضیح داده می‌شوند.

فرم شامل سه بخش فرم‌های هندسی، طبیعی. اتفاقی هستند که فرم‌های هندسی به اساس واقعیات ریاضی درباره نقاط، خطوط، سطح و اجسام صلب پدید می‌آیند. فرم‌های طبیعی به اساس سازواره‌های زنده یا به وسیله آن‌ها پدید می‌آیند و فرم‌های اتفاقی در فرایند ناخودآگاه انسان یا تأثیر تصادفی طبیعت خلق می‌شوند.

رنگ- طول موج‌های مختلف نور هستند. اشیای عینی و موادی که سازنده‌ی آن‌ها هستند فقط قسمتی از طیف نور را بازتاب می‌کنند، در نتیجه به رنگ خاص دیده می‌شوند.

اندازه-اندازه‌ی یک شیء به شخصی که آن را ادراک می‌کند و چشم‌انداز او از آن شیء بستگی دارد. اندازه یک شیء را باید در رابطه با محل قرارگیری آن و کادر و اندازه‌ای که درآن کنش خواهد کرد سنجید.

بافت- بافت ساختاری است که قابل مشاهده یا لمس‌کردن باشد و می‌تواند از خطوط ساختاری یا عناصر ملموس پدید بیاید. بافت به شکل بالقوه در مواد وجود دارد که می‌تواند طی فرایندی پدیدار شود. (لبرگ، 1389)

این تحول و شکوفایی هنر مینیاتوری در دوره‌ی تیموری و به ‌ویژه در هرات در سده‌ی نهم هجری از دوره‌های طلایی در هنر تصویری افغانستان به شمار می‌رود. پس از سقوط تیموریان و شروع حکومت صفویان و انتقال پایتخت به تبریز در غرب ایران و حمله‌ی ازبک‌ها، تشکیل حکومت‌های خودمختار آغاز و افغانستان تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار گرفته و هنر این کشور در تبعات ناشی از جنگ‌های طولانی اسیر می‌شود.

( *از همین نویسنده کتابی درباره مینیاتور- هنر مینیاتور در افغانستان- چندی پیش از سوی مرکز معلومات افغانستان در دانشگاه کابل منتشر شد.)

صلح و اصلاحات، نسخه نجات افغانستان

ساختار تازهی شورای عالی صلح و تقرر رئیس جدید برای این نهاد، بار دیگر «صلح» را به یک موضوع رسانهای تبدیل کرده و این واژه را که غریبتر از مفهوم خود است،‌ به متن تحلیلهای سیاسی بازگرداند و با متون ارائه شده آشنا ساخت.

رئیس‌جمهورغنی در بخشی از سخنانش راجع به مذاکرات صلح بار دیگر روی نقش پاکستان تکیه کرد و خواهان صلح با این کشور شد. زیرا به باور وی، جنگ موجود به صورت غیر مستقیم میان دو دولت است نه جریان‌های افراطی و مسلح خاصی که وابسته به کشورهای بیرونی نباشد.

اما صلح و مصالحه تنها روایت داغ رسانهها و معضل موجود نظام سیاسی کشور نیست. مهمتر از این مسئله، اصلاحات لازم و شکایت از استبداد جاری در ارگ ریاست جمهوری است. زیرا بسیاری از حلقههای موجود سیاسی و حتی نهادهای وابسته به حکومت،‌ شکایت از سلب صلاحیت لازم و تجمیع اختیارات در ارگ ریاست جمهوری دارد.

بنابراین،‌ نجات افغانستان از وضعیت کنونی، تنهادر گرو صلح با طالبان نیست، بل این کشور به اصلاحات گسترده برای تغییر سازوکارهای سیاسی برای جلب رضایت مجموعههایی گردد که این روزها به اشکال مختلف از مرکز قدرت دور شده و به حاشیه رانده میشوند. این حلقات کسانی را با خود دارند که نمیتوان نقش و جایگاه آنان را دست‌کم گرفته و تنشهای جاری را سبک شمرد. زیرا در صورت همبستگی آن‌ها، حکومت را به سادگی دچار چالشهای جدی خواهد کرد.

از سوی دیگر، این روزها دستیابی به توافق سیاسی جامع، مشروع و پایدار بسیار مشکل به نظر می‌رسد، زیرا نارضایتی‌ها درباره تقسیم قدرت سیاسی در افغانستان و…  ادامه ص 2

برنامه‌های خارجی، ترکیب مسموم شورش، افراط‌ گرایی و فرصت‌طلبی قومی در کشور افزایش یافته است.

این درحالی است که در واقع، تشکیل حکومت وحدت ملی در سال 2014 در راستای رفع رقابت بین جناح‌های اصلی در افغانستان برای افزایش قدرت ناکام بوده و مشروعیت و کارآیی حکومت فعلی را نیز زیر سوال برده است. لذا آگاهان براین باور اند که افغانستان در حال حاضر نیاز به سیستم‌های موثر برای تقسیم قدرت و سازوکارهای بهتری دارد تا برای افراد با قدرت و نفوذ در این کشور که بیم کنارگذاشته شدن و حذف شدن دارند، ایجاد اعتماد کند.

اگرچه صلح با طالبان بخش مهمی از روند صلح در افغانستان است اما تحقق صلح در کشور تنها وابسته به مذاکره با این گروه نیست. برای ایجاد شرایط مناسب برای روند صلح و اجرای پایدار آن، حکومت فعلی افغانستان، احزاب سیاسی و نهادهای انتخاباتی باید برای ایجاد اعتماد برای تحقق صلح در افغانستان همکاری کنند.

در نهایت، اقدامات اساسی که لازم است برای بسترسازی صلح و اصلاحات صورت گیرد، عمدتا در مواردی قابل تحقق اند که بخشی از آن‌ها با برگزاری انتخابات و زمینهسازی رقابت سالم سیاسی، تقسیم قدرت متوازن و صلح و اصلاحات است.

بنابراین،‌ در ابتدا حکومت افغانستان باید انتخابات آزاد برگزار کند تا اجازه رقابت منصفانه سیاسی برای کسب قدرت ایجاد شود. انتخابات پارلمانی در اوایل جولای سال آینده برگزار خواهد شد و انتخابات ریاست جمهوری نیز باید در سال 2019 میلادی برگزار شود. بنابراین حکومت و نهادهای انتخاباتی باید سریعا برای ایجاد اصلاحات انتخاباتی اقدام کنند تا با افزایش نقش احزاب سیاسی و کاهش تعداد حوزه‌های انتخاباتی منجر به نزدیک شدن مردم به نمایندگان شده و از اینکه گروه‌های مختلف قومی دسترسی برابر به نظرسنجیها دارند، اطمینان حاصل شود. در مجموع نیز باید پاسخگویی بیشتری بین رای دهندگان و نمایندگان آنان به وجود آید.

دومین موضوع نیز تغییر رویکرد در تقسیم قدرت در افغانستان است. در رویکرد فعلی، برنده صاحب همه چیز خواهد شد در کشور چند پاره افغانستان قدرت بسیار زیادی به رئیس‌جمهور می‌دهد؛ در واقع حکومت وحدت ملی جلوه‌ای از این معضل است. رئیس‌جمهور افغانستان قدرت این را دارد تا تقریبا هر مقام مسئولی را عزل و نصب کند که شامل والی‌ها و شهردارها نیز می‌شود. افزایش اختیارات مقامات محلی و اظهارنظر هنگام تعیین رهبران سیاسی می‌تواند مسئولیت‌پذیری و نقش شهروندان افغان در مسائل کشوری را افزایش دهد.

سوم اینکه اصلاحات سیاسی باید منجر به گفت‌وگو با طالبان شود، اما حکومت نباید منتظر آن‌ها برای پیوستن به روند صلح شوند. طالبان از قدرت سیاسی و اقتصادی سهم‌خواهی خواهد کرد که احتمالا به کاهش قدرت و نفوذ برخی صاحبان قدرت، به‌ویژه در مناطق پشتون‌نشین کشور منجر خواهد شد. بنابراین اهمیت بسیاری دارد که اصلاحات نظام سیاسی افغانستان زودتر صورت گیرد تا در چهارچوب قانونی قابل قبول به طالبان اجازه داده شود تا در قدرت سهمی داشته باشند. اعطای اختیارات بیشتر به ولایت‌ها در زمینه انتصابات و تصمیم‌گیری و سازوکارهای سیاسی نیز ابزاری هستند که ایجاد صلح پایدار در افغانستان را تسهیل می‌کنند.

سخن آخر اینکه افغانستان برای قرار گرفتن در مسیر صلح و ثبات نیازمند ایجاد اصلاحات و بازسازی نهادهای سیاسی خود است. با این وجود، در حالی که امریکا و شرکای بین‌المللی افغانستان نمی‌توانند شرایط مناسبات جدید سیاسی در کشور را دیکته کنند، اما قادر هستند تا به بازیگران سیاسی افغانستان تا تصمیمات سخت سیاسی خود بگیرند.

در دیدار با رییس شورای عالی صلح عنوان شد: امید به صلح در جامعه بازگردانده شود

هیات شورای مرکزی حزب اقتدار ملی به ریاست داکترسیدعلی کاظمی، رئیس شورای مرکزی حزب اقتدارملی چهارشنبه گذشته با آقای محمد کریم خلیلی، رئیس شورای عالی صلح دیدار و گفت‌وگو کرد.

در این دیدار داکترکاظمی صلح را با توجه به وضعیت جامعه افغانستان، ضرورت مهم کشور و خواست همه مردم دانست. رئیس شورای مرکزی حزب اقتدارملی در عین حال تاکید کرد که امنیت و آرامی و پیشرفت و بهروزی کشور در گرو تامین صلح است و هرچند فعالیت‌هایی در راستای آوردن صلح به کشور در گذشته از سوی شورای عالی صلح صورت پذیرفته اما با آن هم نیاز است که نگاهها در این باره تا حدی عوض شده و استراتژی‌ها و برنامه‌های جدیدی از سوی رهبری این نهاد روی دست گرفته شود تا شاهد تحقق صلح در کشورمان باشیم.

داکترکاظمی با اشاره به تجارب گذشته آقای خلیلی اظهار امیدواری کرد که ایشان با تجاربی که در گذشته اندوخته‌اند بتوانند در زمینه آوردن صلح در کشور سهم ارزنده‌ای ایفا کنند.

آقای خلیلی هم ضمن تایید صحبت‌های داکترکاظمی گفت که صلح از اشد اهمیت برای جامعه افغانستان برخوردار است و تاکید کرد که وی و همکارانش بر آن اند که استراتژی جدیدی برای تامین صلح در کشور با اهداف مشخص تهیه شود. وی گفت که به محض آماده شدن این استراتژی آن را با احزاب و شخصیت‌های سیاسی شریک خواهند ساخت و نظریات آن‌ها را درباره غنی‌مندتر ساختن آن خواهند گرفت. آقای خلیلی قول داد که این نهاد هماره از مشوره‌ها و طرح‌های احزاب استفاده خواهد کرد و نقطه‌نظرات آن‌ها را درباره تعیین چندوچون مسیر صلح با مخالفان درنظر خواهد داشت.

افتتاح دهلیز هوایی میان افغانستان و هند

رییس‌جمهور کشور در مراسم گشایش دهلیز هوایی برای انتقال کالا میان هند و افغانستان تاکید کرد که کسانی ‌که برای افغانستان بحران ایجاد می‌کنند باید بدانند که افغانستان بحران را به فرصت مبدل خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری جمهور مراسم گشایش دهلیز هوایی برای انتقال کالا میان هند و افغانستان با حضور رئیس‌جمهور کشور، سفیر هند در کابل، شماری از مقام‌های دولتی و بازرگانان کشور، بعد از ظهر روز دوشنبه ۲۹ جوزا در میدان هوایی حامد کرزی برگزار شد.

محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهور در این مراسم گفت؛ هدف ما این است که افغانستان به یک کشور صادرکننده مبدل شود.

آقای غنی تاکید کرد تا زمانی که افغانستان به یک کشور صادرکننده مبدل نشود، فقر و بی‌ثباتی دامن‌گیر کشور خواهد بود.

رئیس‌جمهور تاکید کرد: کسانی ‌که برای ما بحران ایجاد می‌کنند باید بدانند که ما بحران را به فرصت مبدل می‌کنیم.

در همین حال صدیق الله مجددی، مسئول تطبیق این برنامه گفت که هدف از ایجاد دهلیز هوایی برای انتقال کالا میان هند و افغانستان، بلند بردن سطح تجارت و رفع موانع تجارتی از طریق راه‌های زمینی میان دو کشور است.

آقای مجددی بیان داشت که با گشایش این دهلیز هوایی، ‌بازرگانان افغان پس از این می‌توانند با هزینه بسیار پایین کالاهای مورد نظرشان را وارد و یا هم صادر کنند.

اولین محموله صادراتی افغانستان به وزن ۶۰ تن که بیشتر آن محصولات کشاورزی است، به هند منتقل شد و در روزهای آینده محموله بازرگانی هند شامل دارو، وسایل آرایشی و مواد غذایی نیز به کابل خواهد رسید.

براساس معلومات مسئولان اتاق تجارت، از هواپیماهای کارگوی شرکت هواپیمایی آریانا برای انتقال کالاها به هند و از هند به افغانستان استفاده خواهد شد.

گفته می شود که در حال حاضر پروازهای کارگو به هند از فرودگاه کابل و قندهار انجام می‌شود ولی در آینده نزدیک این پرواز از فرودگاه‌های بلخ و هرات نیز آغاز خواهد شد. این پروازها شاید ماه یک بار یا دو هفته یک بار انجام شود.

سطح زیر کشت طلای سرخ در افغانستان افزایش می‌یابد

مقامات وزارت زراعت کشور میگویند که امسال کارهای عملی طرح پنج ساله زعفران را برای افزایش تولیدات زعفران آغاز می‌کند و برای بیست شرکت صادرات زعفران به کشورهای خارجی تصدیق‌نامه کیفیت زعفران نیز داده خواهد شد.

سخنگوی وزارت زراعت خاطرنشان کرد که وزارت زراعت برای گشترش کشت زعفران و افزایش تولیدات این گیاه امسال ۵۰۰ تن پیاز زغفران را در۳۰ ولایت کشور توزیع می‌نماید.در همین حال تعدادی از زعفران‌کاران ولایت هرات می‌گویند که کاهش چشمگیر بهای زعفران در کشور، آنان را زیان مند ساخته است.به گفته آنان، اگر حکومت زمینه برای صادر نمودن زعفران به بازارهای جهانی فراهم نکند، شرکت‌های تولید زعفران زیان‌های سنگینی را متحمل خواهند شد.دوست محمد، یکی از زعفران کاران گفت اگر قرار داد با کشور‌های خارجی به‌خصوص کشور‌های عربی صورت بگیرد و زعفران افغانستان به این کشورها صادر شود، کشت و تولید زعفران در کشور رشد چشمگیری خواهد داشت.

احمد صابر، یکتن دیگر از زعفران کاران می‌گوید در قیمت زعفران کاهش بسیار آمده است به همین اساس سرمایه گذارها در کشت و برداشت زعفران یک خطر جدی برای سرمایه خود احساس می‌کنند.

ازسوی دیگر بشیراحمد رشیدی، مسئول اتحادیه ملی زعفران‌کاران می‌گوید هر چند قراردادهایی با کشورهای عربی و چین برای صادرات زعفران به بازارهای این کشورها عقد شده است، اما حکومت برای عملی شدن این قراردادها هیچ تلاشی نمی کند.آقای رشیدی، با ابراز تاسف افزود که تفاهمنامه‌ها همچنان به قوت خود باقی مانده است چون این تفاهمنامه‌ها به کار نیاز دارد تا پیگیری شود، اما حکومت تا کنون هیچ اقدامی در این بخش نکرده است.درحال حاضر، هرات نود درصد زعفران کشور را تولید می‌کند و ده‌ها شرکت تولید و پروسس زعفران در این ولایت کار می‌کنند.قابل یاد آوری است که افغانستان با داشتن آب و هوای مناسب یکی از کشورهای پیشتاز در بهره‌برداری بهترین زعفران در منطقه است.به منظور تشویق زارعان به کشت زعفران ۵۰۰ تُن پیاز زعفران در ۳۰ ولایت به دهقانان توزیع می‌شود. براساس استراتژی ۵ ساله دولت برای توسعه کشت زعفران، پیاز این گیاه در ولایت‌هایی که در آن‌ها خشخاش کشت می‌شود، توزیع خواهد شد. گیاه زعفران که به طلای سرخ مشهور است، با آب کم و زحمت اندک در مدت دو ماه محصول می‌دهد و به قیمت مناسب نیز به فروش می‌رسد.آقای راشد گفت که توزیع پیاز زعفران برای کشاورزان، از ولسوالی‌های کابل، پایتخت آغاز و بعد به ۳۰ ولایت گسترش می‌یابد. به گفته مسوولین یک کیلو زعفران در بازار افغانستان به ۸۰ الی ۱۰۰ هزار افغانی (معادل ۱۲۰۰ الی ۱۵۰۰ دالر) فروخته می‌شود و در عین حال حکومت در حال بازاریابی برای این محصول است که چین یکی از خریداران زعفران افغانستان است. سخنگوی وزارت زراعت به بی‌بی‌سی گفته است، براساس این توافق چین قادر است که تا سقف ۱۰۰ تُن زعفران خریداری کند ولی افغانستان در سال گذشته فقط ۶.۵ تن زعفران تولید کرده بود. در سال گذشته ۲۸۰۰هکتار زمین زیر کشت زعفران بوده است.